unique
unique - منحصر بفرد
adjective - صفت
UK :
US :
فوق العاده خوب و خاص
تنها در نوع خود بودن
تنها موجود در نوع خود یا، به طور کلی، غیر معمول، یا به نوعی خاص است
تنها موجود در نوع خود یا، به طور کلی، غیرعادی یا خاص به نوعی
چیزی که منحصر به فرد است غیر معمول یا تنها در نوع خود است
مقابله با یک مشکل منحصر به فرد، چالش و غیره دشوار است زیرا قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده است
اگر چیزی منحصر به یک مکان یا موقعیت باشد، فقط در آن مکان یا موقعیت وجود دارد
هر فردی منحصر به فرد است.
این کتاب مطمئناً بسیار کمیاب و احتمالاً منحصر به فرد است.
او توانایی منحصر به فردی در برقراری ارتباط با انواع حیوانات دارد.
It was a unique achievement - no-one has ever won the championship five times before.
این یک دستاورد منحصر به فرد بود - هیچ کس تا به حال پنج بار قهرمان نشده است.
قدرت گفتار، نسل انسان را در میان حیوانات منحصر به فرد می کند.
یک فرصت تجاری منحصر به فرد
A fine farmhouse tea awaits those who complete this medium paced walk in the unique Cheviot landscape of Northumberland.
یک چای خوب در خانههای مزرعهای در انتظار کسانی است که این پیادهروی متوسط را در چشمانداز منحصربهفرد Cheviot نورثامبرلند تکمیل کنند.
آنها فقط تصور مبهمی در مورد فرهنگ منحصر به فرد اطراف خود دارند.
The accessing of such unique documents and the creation of new versions would be logged for future research purposes.
دسترسی به چنین اسناد منحصر به فرد و ایجاد نسخه های جدید برای اهداف تحقیقاتی آینده ثبت می شود.
The exhibition provided a unique opportunity to see all of the artist's work.
این نمایشگاه فرصتی بی نظیر برای دیدن همه آثار این هنرمند فراهم کرد.
This vacation offers a unique opportunity to visit some of the most remote mountain areas of the region.
این تعطیلات فرصتی منحصر به فرد برای بازدید از برخی از دورافتاده ترین مناطق کوهستانی منطقه است.
On their own bikes, wearing their unique outfits, contestants will haul clunky parcels between checkpoints.
شرکتکنندگان با دوچرخههای خود، با پوشیدن لباسهای منحصربهفرد خود، بستههای درهم و برهم را بین پستهای بازرسی حمل میکنند.
همانطور که Sippl خود اولین است که اعتراف می کند، این یک طرح محصول منحصر به فرد نیست.
Pimm's به دستور منحصر به فرد اصلی تولید می شود و در Laindon بطری می شود.
جوآن استعداد بی نظیری در زبان دارد.
حیات وحش منحصر به فرد جزایر گالاپاگوس
هر کودکی منحصر به فرد است، با نیازها، ترجیحات و استعدادهای خود.
Everyone's fingerprints are unique.
اثر انگشت هر کسی منحصر به فرد است.
هر کالا دارای یک کد 6 رقمی منحصر به فرد است.
وکیل او گفت که این پرونده در قانون فرانسه منحصر به فرد است.
بزرگترین قمر زحل به دلیل داشتن جوی که عمدتاً از نیتروژن ساخته شده است منحصر به فرد است.
پیش نمایش یک فرصت منحصر به فرد برای تماشای نمایش بدون جمعیت ارائه می دهد.
این خانه دارای بسیاری از ویژگی های منحصر به فرد از جمله یک استخر شنا در فضای باز به طول 45 فوت است.
او به روش منحصر به فرد خود با مشکلات برخورد می کند.
تپه های شنی قرمز وسیع چیزی است که این منطقه را منحصر به فرد کرده است.
یک استعداد منحصر به فرد
این قرارداد شرکت را در موقعیت منحصر به فردی برای صادرات کالا به اروپای شرقی قرار می دهد.
او ترکیبی منحصر به فرد از مهارت ها را به این پروژه می آورد.
احساس میکنم دیدگاه منحصربهفردی نسبت به موقعیت دارم.
سبک منحصر به فرد رهبری او
این موزه یک تجربه منحصر به فرد را برای هر کسی که به تاریخ نیروی دریایی علاقه دارد فراهم می کند.
متأسفانه وضعیت شما در میان دستیاران در نیویورک منحصر به فرد نیست.
an atmosphere that is unique to New York
فضایی که مختص نیویورک است
کوالا منحصر به فرد استرالیا است.
ما موقعیت تقریباً منحصر به فردی را داریم که یک هنرمند کار خود را ممنوع می کند.
هیچ چیز منحصر به فردی در مورد پرونده وجود ندارد.
The museum is of unique historical importance.
این موزه از اهمیت تاریخی منحصر به فردی برخوردار است.
مطمئناً هیچ کس نمی تواند محیطی منحصر به فرد یا آرام تر داشته باشد که در آن کار کند.
بسیاری از ویژگی های منحصر به فرد او شامل احتیاط و وفاداری است.
نور فوق العاده این مکان را منحصر به فرد کرده است.
تناسبات باشکوه آن این کاخ را در بین بناهای جهان بی نظیر کرده است.
باشگاه تحت سبک رهبری منحصر به فرد او پیشرفت کرده است.
این میمون منحصر به فرد جزیره است.
مشکل فقط مختص این کشور نیست.
الگوی راه راه برای هر حیوان منحصر به فرد است.
سبک های تدریس منعکس کننده شرایط منحصر به فرد هر مدرسه و کلاس درس است.
کد ژنتیکی هر فرد به جز در مورد دوقلوهای همسان منحصر به فرد است.
من دستخط شما را هر جا تشخیص می دهم - بی نظیر است.
exclusive
انحصاری
کلاسیک
ضروری است
exceptional
استثنایی
exemplary
نمونه
خارق العاده
ایده آل
مدل
رمان
prototypical
نمونه اولیه
quintessential
اساسی
singular
مفرد
خاص
معمول
نهایی
unequalledUK
بی رقیب انگلستان
unparalleled
بی نظیر
unprecedented
بی سابقه
incomparable
غیر قابل مقایسه
inimitable
تکرار نشدنی
irreplaceable
غیر قابل تعویض
matchless
بی همتا
one-off
یکباره
standout
برجسته
unequaledUS
ایالات متحده بی نظیر
unmatched
بی رقیب ایالات متحده
unrivaledUS
فراتر از مقایسه
فوق العاده
extraordinaire
یک نوع
peerless
مشترک
آشنا
generic
عمومی
طبیعی
معمولی
منظم
استاندارد
معمول
unexceptional
غیر استثنایی
کلیشه ای
clichéd
عادی
commonplace
مرسوم
customary
جلگه
plain
روال
موجودی
میانگین
اجرا شده از آسیاب
نامشخص
run-of-the-mill
غیر قابل توجه
undistinguished
پیش پا افتاده
unremarkable
کلیشه شده
banal
روزانه
cliched
هر روز
یکنواخت
سرقت ادبی
مشابه
monotonous
ساده
plagiaristic
stereotyped
