proposition

base info - اطلاعات اولیه

proposition - قضیه

noun - اسم

/ˌprɑːpəˈzɪʃn/

UK :

/ˌprɒpəˈzɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [proposition] در گوگل
description - توضیح
  • a statement that consists of a carefully considered opinion or judgment


    بیانیه ای که مشتمل بر یک نظر یا قضاوت دقیق است

  • a suggestion or something that is suggested or considered as a possible thing to do


    یک پیشنهاد، یا چیزی که پیشنهاد می شود یا به عنوان یک کار ممکن در نظر گرفته می شود

  • a suggested change or addition to the law of a state of the US which citizens vote on


    پیشنهاد تغییر یا الحاق به قانون یک ایالت ایالات متحده که شهروندان به آن رأی می دهند


  • چیزی که باید اثبات شود، یا سوالی که باید پاسخ آن را پیدا کرد - در هندسه استفاده می شود


  • به کسی پیشنهاد دهید که با شما رابطه جنسی داشته باشد


  • یک ایده، پیشنهاد یا پیشنهاد تجاری، برای مثال یک معامله تجاری احتمالی

  • in the US a suggested change to the law of a state which citizens vote on


    در ایالات متحده، یک تغییر پیشنهادی در قانون یک ایالت، که شهروندان به آن رأی می‌دهند

  • a statement that consists of a carefully considered opinion or judgement


    یک پیشنهاد یا پیشنهاد، معمولاً در تجارت


  • یک ایده یا نظر


  • گزاره یا مشکلی که باید حل شود یا صحت یا عدم صحت آن ثابت شود


  • در برخی از ایالت های ایالات متحده، طرح جدیدی که توسط مردم یک ایالت به تصویب می رسد

  • in some states of the United States, a new plan that is voted on by the people of a state


    از کسی که با او رابطه ای ندارید بپرسید که آیا دوست دارد با شما رابطه جنسی داشته باشد یا خیر


  • پیشنهاد یا بیانیه ای برای بررسی


  • یک پیشنهاد یا پیشنهاد در مورد یک فعالیت تجاری


  • بیانیه ای که حاوی یک ایده یا نظر است

  • a statement containing an idea or opinion


    در ایالات متحده، یک تغییر پیشنهادی در قانون ایالتی که توسط افرادی که در آن ایالت زندگی می کنند رای می دهند


  • پیشنهاد 209 اقدام مثبت را در کالیفرنیا غیرقانونی اعلام کرد.

  • Proposition 209 outlawed affirmative action in California.


    من یک پیشنهاد برای ارائه دارم.

  • I have a proposition to make.


    ایده آن شیء معمولی فیزیکی - یا یک گزاره در مورد فنجان - برای من باقی مانده است.

  • I am left with the cup the idea of that ordinary physical object - or a proposition about the cup.


    این یک پیشنهاد - یک پیشنهاد تجاری است.

  • It's a proposition - a business proposition.


    با این حال، همه اینها باعث می شود که رولز در صورت نیاز به تعمیر، پیشنهادی پرهزینه تر باشد.

  • However all this makes the Rolls a more costly proposition if it needs repairing.


    این امر ناگزیر سؤالی را در مورد ساختار منطقی گزاره های وجودی به طور کلی ایجاد می کند.

  • Inevitably this raises a question about the logical structure of existential propositions in general.


    ما آماده بررسی هر پیشنهاد منطقی از سوی شورا هستیم.

  • We are prepared to look at any reasonable proposition from the council.


    اکثر گزاره های ارسطو در طول زمان نادرست بودنشان ثابت شده است.

  • Most of Aristotle's propositions have proven wrong over time.


    اما با نزدیک شدن به صدمین سالگرد، او با یک پیشنهاد کاملاً سکولار به فرد نزدیک شد.

  • But as the centennial neared, he approached Fred with quite a secular proposition.


    کسانی که پشت این پیشنهاد هستند گروهی از داوطلبان سختکوش هستند که می خواهند توسان را بهبود بخشند.

  • Those behind the proposition are a group of hard-working volunteers who want to improve Tucson.


    نظریه پردازان فیلم ابتدا این گزاره را مطرح کردند که ساخت تماشاگر در سینمای جریان اصلی جنسیتی است.

  • Film theorists first put forward the proposition that the construction of the spectator in mainstream cinema is gendered.


    ما هنوز در حال مطالعه این پیشنهاد هستیم.

  • We're still studying the proposition.


    حفظ این پیشنهاد دشوار خواهد بود.

  • It would be difficult to sustain this proposition.


    من پیشنهاد شما را بررسی می کنم و به شما اطلاع می دهم.

  • I'll consider your proposition and let you know.


example - مثال
  • I'd like to put a business proposition to you.


    من می خواهم یک پیشنهاد تجاری به شما ارائه دهم.

  • He was trying to make it look like an attractive proposition.


    او سعی می کرد آن را یک پیشنهاد جذاب جلوه دهد.

  • Getting a work permit in the UK is not always a simple proposition.


    گرفتن مجوز کار در بریتانیا همیشه یک پیشنهاد ساده نیست.

  • How did you vote on Proposition 8?


    چگونه به پیشنهاد 8 رأی دادید؟

  • Her assessment is based on the proposition that power corrupts.


    ارزیابی او مبتنی بر این گزاره است که قدرت فاسد می کند.

  • The book puts forward a number of extreme propositions about the nature of language.


    این کتاب تعدادی گزاره افراطی در مورد ماهیت زبان مطرح می کند.

  • First of all we need to examine whether this proposition is true.


    اول از همه باید بررسی کنیم که آیا این گزاره درست است یا خیر.

  • Ring up your agent in New York and put your proposition to him.


    با نماینده خود در نیویورک تماس بگیرید و پیشنهاد خود را به او بدهید.

  • Is that a viable proposition?


    آیا این یک پیشنهاد قابل اجرا است؟

  • We have a proposition to make.


    ما یک پیشنهاد برای ارائه داریم.

  • Running the business was one thing. Getting it to make a profit was a different proposition altogether.


    اداره تجارت یک چیز بود. به دست آوردن سود در کل یک پیشنهاد متفاوت بود.

  • He's a different proposition from his father—much less tolerant.


    او یک پیشنهاد متفاوت از پدرش است - بسیار کمتر مدارا می کند.


  • او هفته گذشته در مورد یک پیشنهاد تجاری که فکر می کرد ممکن است به من علاقه مند باشد، به من نوشت.

  • I've put my proposition to the company director for his consideration.


    من پیشنهاد خود را به مدیر شرکت ارائه کرده ام تا مورد بررسی قرار گیرد.

  • They were debating the proposition that All people are created equal.


    آنها در مورد این گزاره بحث می کردند که همه مردم برابر آفریده شده اند.

  • Pythagoras's theorem is the mathematical proposition that in any right-angled triangle, the square on the hypotenuse is equal to the sum of the squares on the other two sides.


    قضیه فیثاغورث این گزاره ریاضی است که در هر مثلث قائم الزاویه، مربع روی فرض برابر با مجموع مربع های دو ضلع دیگر است.

  • He proposed an unsuccessful state proposition.


    او یک پیشنهاد دولت ناموفق را پیشنهاد کرد.

  • Under Proposition 71, the state will commit $3 billion to studying stem cells over the next 10 years.


    بر اساس پیشنهاد 71، ایالت 3 میلیارد دلار برای مطالعه سلول های بنیادی در 10 سال آینده متعهد خواهد شد.

  • I was propositioned by a complete stranger.


    یک غریبه کاملاً به من پیشنهاد ازدواج داد.

  • The chairman was advised that it was a risky business proposition.


    به رئیس توصیه شد که این یک پیشنهاد تجاری پرخطر است.

  • I need more time to consider your proposition.


    برای بررسی پیشنهاد شما به زمان بیشتری نیاز دارم.

  • The line which has advanced high-speed InterCity trains, is considered to be a highly attractive proposition for the private sector.


    این خط که دارای قطارهای پرسرعت InterCity است، پیشنهادی بسیار جذاب برای بخش خصوصی در نظر گرفته می شود.

  • a risky/viable proposition


    یک پیشنهاد مخاطره آمیز/قابل اجرا

  • a business/investment proposition


    پیشنهاد تجاری/سرمایه گذاری

  • a commercial/economic proposition


    یک پیشنهاد تجاری/اقتصادی


  • این پیشنهاد که نرخ بهره واقعی در آینده به دلیل تورم پایین تر و باثبات تر کمتر خواهد بود، یک افسانه است.

  • A proposition to increase the sales tax by a quarter cent to fund parks projects passed by 33 votes.


    پیشنهاد افزایش یک چهارم سنت مالیات بر فروش برای تامین مالی پروژه های پارک ها با 33 رای تصویب شد.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • condemnation


    محکومیت

  • denial


    انکار


  • مخالفت


  • واقعیت

  • refusal


    امتناع

  • rejection


    طرد شدن


  • حقیقت

  • withdrawal


    برداشت از حساب

  • irrationality


    غیر منطقی بودن

  • nonsense


    مزخرف


  • پاسخ


لغت پیشنهادی

barrage

لغت پیشنهادی

bubonic plague

لغت پیشنهادی

recycle