statement
statement - بیانیه
noun - اسم
UK :
US :
کم بیان کردن
اغراق
کم گفته
اغراق کردن
---
something you say or write especially publicly or officially, to let people know your intentions or opinions, or to record facts
چیزی که می گویید یا می نویسید، به ویژه به طور عمومی یا رسمی، تا مردم از نیات یا نظرات خود مطلع شوند، یا حقایق را ثبت کنید.
سابقه ای که مبالغ پرداختی، دریافتی، بدهی و غیره را نشان می دهد
کاری که انجام می دهید، می سازید، می پوشید و غیره که باعث می شود مردم نظر خاصی در مورد شما داشته باشند
عمل بیان چیزی در کلمات
something that someone says or writes publicly in order to tell people what they intend to do what their opinion is etc
چیزی که یک نفر علناً می گوید یا می نویسد تا به مردم بگوید قصد انجام چه کاری، نظر آنها و غیره را دارد
بیانیه عمومی یا رسمی که به مردم می گوید چه اتفاقی افتاده یا چه خواهد شد
an important official statement especially about what a government or organization intends to do
یک بیانیه رسمی مهم، به ویژه در مورد آنچه که یک دولت یا سازمان قصد انجام آن را دارد
an official statement giving information to the newspapers, radio or television
بیانیه رسمی که اطلاعاتی را به روزنامه ها، رادیو یا تلویزیون می دهد
یک بیانیه رسمی که می گوید چیزی درست است، به ویژه اظهاراتی که یک شاهد در دادگاه بیان می کند
بیانیه کتبی که شما سوگند یاد می کنید درست است، برای استفاده به عنوان مدرک در دادگاه
if an education authority statements a child who has special educational needs, they give a school additional money to help teach that child
اگر یکی از مقامات آموزش و پرورش کودکی را که نیازهای آموزشی ویژه ای دارد اظهار کند، آنها به مدرسه پول اضافی برای کمک به آموزش آن کودک می دهند
statement pieces of jewellery, shoes etc are very noticeable and impressive – used especially in magazines
جواهرات، کفش و غیره بسیار قابل توجه و چشمگیر هستند - به ویژه در مجلات استفاده می شود
something you say or write publicly or officially to let people know your intentions or opinions, or to record facts
چیزی که به صورت علنی یا رسمی می گویید یا می نویسید تا مردم از نیات یا نظرات شما مطلع شوند یا حقایق را ثبت کنید
فهرستی که مبالغ پرداختی، دریافتی، بدهی و غیره و مجموع آنها را نشان می دهد
چیزی که کسی به طور رسمی می گوید یا می نویسد، یا عملی که برای ابراز عقیده انجام می شود
a record of the amounts of money paid into and taken out of your bank account during a particular period of time
سابقه ای از مبالغ پولی که در یک دوره زمانی خاص به حساب بانکی شما وارد شده و از آن خارج شده است
a document that gives details of a the special needs of a child with a particular disability or problem and any extra help he or she should receive at school
سندی که جزئیات نیازهای ویژه یک کودک دارای معلولیت یا مشکل خاص و هر کمک اضافی را که باید در مدرسه دریافت کند را ارائه می دهد.
used to refer to a piece of clothing jewellery, etc. that is designed to be very noticeable and stylish
برای اشاره به لباس، جواهرات و غیره استفاده می شود که بسیار شیک و قابل توجه طراحی شده است.
to officially give a child with a particular disability or problem a statement of educational needs
به طور رسمی به یک کودک دارای ناتوانی یا مشکل خاص بیانیه نیازهای آموزشی ارائه دهد
چیزی که گفته می شود، به ویژه به صورت رسمی و رسمی
بیانیه نیز عمل یا شیئی است که عقیده یا نظری را بیان می کند
بیانیه همچنین یک تکه کاغذ است که جزئیات مالی را فهرست می کند
چیزی که به طور رسمی می گویید یا می نویسید
a printed or electronic record of the money that is paid into or taken out of your bank account during a particular period of time
یک رکورد چاپی یا الکترونیکی از پولی که در یک دوره زمانی خاص به حساب بانکی شما واریز شده یا از آن خارج شده است
سند چاپی یا الکترونیکی که نشان می دهد پول پرداخت یا دریافت شده است
بی بی سی در بیانیه ای اعتراف کرد که اطلاعات نادرستی داده است.
رئیس جمهور بعدازظهر امروز در جمع خبرنگاران بیانیه خواهد داشت.
Once again in his autumn statement yesterday the Chancellor of the Exchequer was forecasting an economic upturn.
باز هم وزیر خزانه در بیانیه پاییزی دیروز خود رونق اقتصادی را پیش بینی کرد.
صورت حساب بانکی
Shevardnadze did not repeat in public or in his internal report his most emphatic statement in Pyongyang.
شواردنادزه در انظار عمومی یا در گزارش داخلی خود تاکیدی ترین اظهارات خود در پیونگ یانگ را تکرار نکرد.
طبق صورتهای مالی این شرکت در سال گذشته 15 میلیون دلار سود کسب کرده است.
آیا جملات زیر درست است یا نادرست؟
مقاله حاوی چندین اظهارات نادرست بود.
او اظهار نظر نسبتاً گمراه کننده ای کرد.
آیا این یک بیانیه است یا یک سوال؟
من با گفته های او در مورد تحصیل موافق نبودم.
یک بیانیه مشترک / یک کتبی / یک بیانیه رسمی
سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران بیانیه ای ارائه کرد.
دادگاه اظهارات شاهدان را از چند نفر شنید.
دادستانی بیانیه افتتاحیه درخشانی ارائه کرد.
دولت امروز در مورد تغییر سیاست بیانیه ای صادر خواهد کرد.
در بیانیه ای که دیروز منتشر شد، این شرکت این اتهامات را رد کرد.
He gave a statement (= a written account of facts about a crime used in court if legal action follows) in which he said he saw two men.
او بیانیه ای (= گزارش کتبی از حقایق یک جنایت که در دادگاه در صورت پیگیری قانونی استفاده می شود) داد که در آن گفت که دو مرد را دیده است.
بر اساس بیانیه مطبوعاتی کاخ سفید، مذاکره کنندگان همچنان در تلاش برای رسیدن به توافق هستند.
The directors are responsible for preparing the company's financial statements.
مدیران مسئول تهیه صورتهای مالی شرکت هستند.
بانک من صورتحساب های ماهانه را برای من ارسال می کند.
آنها تصمیم گرفتند با امتناع از رای دادن بیانیه سیاسی بدهند.
نمایشنامه یک بیانیه سیاسی قوی دارد.
طرز لباس پوشیدن شما بیانیه ای در مورد شما می دهد.
کارکنان نظافت اعتصاب خود را عمدتاً برای اعلام تصمیم خود در مورد میزان مصمم بودنشان تمدید کردند.
لباس هایی که می پوشید بیانیه ای درباره خودتان است.
a statement of special educational needs
بیانیه نیازهای آموزشی ویژه
هنگام نوشتن دستورالعمل ها، وضوح بیانیه مهم ترین چیز است.
اظهارات طاس او مبنی بر اینکه استعفا داده است، نگرانی او را از این وضعیت پنهان می کرد.
او یکی از اظهارات گسترده خود را در مورد خارجی ها بیان کرد.
He's made a few controversial statements about the conflict.
او چند اظهارات جنجالی در مورد درگیری بیان کرده است.
او اظهارات نسنجیده ای در مورد تمایل به تصاحب کرد.
او بعداً اظهارات خود را که او منافق بود پس گرفت.
اعلامیه حاوی بسیاری از اظهارات نادرست بود.
اظهارات او در مورد مردان بحث برانگیز بود.
وی در مورد خطرات تجارت مواد مخدر اظهار نظر آشکاری کرد.
گفته شما نشان می دهد که من با این موضوع ارتباط داشتم.
declaration
اعلام
announcement
اعلامیه
proclamation
ادعا
assertion
ارتباط
بیانیه
pronouncement
شهادت
بیان
utterance
حساب
تایید
affirmation
مفصل بندی
articulation
توضیح
گواهینامه
testimonial
اظهار نظر
asseveration
اطلاعیه
افشای
communiqué
افشاگری
disclosure
شواهد و مدارک
divulgence
ارائه
بازگو کردن
گزارش
recitation
افشا
پرهیزگاری
revelation
اصطلاح
averment
فرمولاسیون
حرفه
formulation
کلمه
قدردانی انگلستان
promulgation
تصدیق ایالات متحده
acknowledgementUK
acknowledgmentUS
سوال
ساکت
درخواست
سکوت
denial
انکار
concealment
پنهان کاری
disavowal
سرکوب
suppression
راز
جهل
ignorance
ابهام
vagueness
حقیقت
استماع
listening
عوارض
complication
قایم شدن
hiding
پس گرفتن
retraction
واقعیت
تاریخ
برداشت از حساب
withdrawal
کل
دعوت
avocation
سرگرمی
فرار
desertion
ارائه اطلاعات نادرست
misrepresentation
طرد شدن
rejection
سرگرم کننده
hobby
