profession
profession - حرفه
noun - اسم
UK :
US :
حرفه ای گری
غیر حرفه ای
به صورت حرفه ای
---
شغلی که نیاز به تحصیلات و آموزش عالی دارد
همه افرادی که در یک حرفه خاص کار می کنند
بیانیه ای از اعتقاد، نظر یا احساس شما
شغلی که نیاز به آموزش پیشرفته و آموزش ویژه دارد
برای صحبت در مورد افرادی که در یک شغل خاص کار می کنند، به عنوان گروه های جداگانه در نظر گرفته می شود
حسابداران، پزشکان، وکلا، معلمان و غیره به عنوان یک گروه در نظر گرفته می شوند
if someone is a doctor teacher etc by profession that is what they trained to do as their job. This phrase is usually used when talking about the fact that someone is doing different work for a period of time
اگر شخصی پزشک، معلم و غیره حرفه ای باشد، این همان چیزی است که برای انجام آن به عنوان شغل خود آموزش دیده است. این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که در مورد این واقعیت صحبت می شود که شخصی در حال انجام کارهای مختلف برای یک دوره زمانی خاص است
any type of work that needs special training or a particular skill often one that is respected because it involves a high level of education
هر نوع کاری که نیاز به آموزش خاص یا مهارت خاصی دارد، اغلب مورد احترام است زیرا مستلزم سطح بالایی از تحصیلات است.
افرادی که نوع خاصی از کار را انجام می دهند، به عنوان یک گروه در نظر گرفته می شوند
jobs that need special training and skill such as being a doctor or lawyer but not work in business or industry
مشاغلی که نیاز به آموزش و مهارت خاصی دارند، مانند پزشک یا وکیل بودن، اما در تجارت یا صنعت کار نمی کنند
بیانیه ای در مورد آنچه که شخص احساس می کند، باور دارد یا قصد انجام آن را دارد، که اغلب علنی می شود
هر نوع کاری به ویژه موردی که به سطح بالایی از آموزش یا مهارت خاصی نیاز دارد
شغلی که نیاز به تحصیلات بالا یا آموزش خاص دارد
jobs that need special training and skill such as being a doctor or lawyer rather than jobs in business or industry
مشاغلی که به آموزش و مهارت خاصی نیاز دارند، مانند پزشک یا وکیل بودن، به جای مشاغل در تجارت یا صنعت
در حرفه ای که تقریباً همه همیشه به دنبال شغل بهتری هستند، زامپس راضی است.
اینها احتمالاً مشاغلی مانند حقوق، مهندسی، پزشکی هستند.
Both professions are concerned with the application to commercial life of rules that often embody generalised concepts.
هر دو حرفه مربوط به کاربرد قوانینی در زندگی تجاری هستند که اغلب مفاهیم کلی را در بر می گیرند.
However it is vital that the therapist, whatever his or her profession has received satisfactory training in such counselling.
با این حال، حیاتی است که درمانگر، هر حرفه ای که دارد، آموزش رضایت بخشی در این گونه مشاوره ها دیده باشد.
اکنون تعداد زنان بیشتری در حرفه وکالت وجود دارد.
من یک نویسنده هستم - این حرفه من است.
او از اظهار عشق کلارک به او شگفت زده شد.
در سال 1950، جونز وارد حرفه معلمی شد.
There was a big demand for accountants in the 1980s, and many graduates entered the profession at this time.
در دهه 1980 تقاضای زیادی برای حسابداران وجود داشت و بسیاری از فارغ التحصیلان در این زمان وارد این حرفه شدند.
If the profession does not take up the challenge others will and an opportunity will have been missed.
اگر حرفه این چالش را قبول نکند، دیگران آن را قبول خواهند کرد و فرصتی از دست خواهد رفت.
بسیاری از معلمان در فکر ترک این حرفه برای مشاغل پردرآمد هستند.
Touting for criminal business was and is well recognised within the profession and those in close contact with it.
تبلیغ برای تجارت جنایی در این حرفه و کسانی که با آن در تماس نزدیک بودند به خوبی شناخته شده و شناخته شده است.
the medical/legal/teaching profession
حرفه پزشکی/حقوقی/آموزشی
to enter/go into/join a profession
ورود/رفتن/پیوستن به یک حرفه
حرفه های مراقبت (= که شامل مراقبت از مردم است)
او در اوج حرفه خود بود.
senior members of the profession
اعضای ارشد این حرفه
او حرفه ای وکیل بود.
The legal profession has/have always resisted change.
حرفه وکالت همیشه در برابر تغییر مقاومت کرده است/.
the licensing laws that regulate the profession
قوانین صدور مجوز که این حرفه را تنظیم می کند
employment in industry and the professions
اشتغال در صنعت و حرفه
یک پیشه ایمانی
پیشه های عشقی او صادقانه به نظر نمی رسید.
در حال حاضر پیدا کردن کار بسیار دشوار است.
فقط نیمی از مردم اینجا در استخدام هستند.
او در وزارت امور خارجه فعالیت بسیار برجسته ای داشت.
او امیدوار است وارد حرفه پزشکی شود.
لطفا نام، سن و شغل خود را ذکر کنید.
نجاری یک تجارت بسیار ماهر است.
وقت آن است که حرفه خود را برای چیزهای هیجان انگیزتر تغییر دهید.
She entered the legal profession after college.
او پس از کالج وارد حرفه حقوقی شد.
چه شد که این حرفه را انتخاب کردید؟
ما اعضای یک حرفه قدیمی و اصیل هستیم.
او از انتخاب شغل دخترش شوکه شد.
شغلی که افراد بتوانند این حرفه را یاد بگیرند
دلیل اصلی ترک این حرفه توسط پرستاران
من در اوایل دهه بیستم به این حرفه پیوستم.
او در حرفه انتخابی خود تأثیر می گذارد.
او در سال 1965 حرفه معلمی را ترک کرد تا کسب و کار خود را راه اندازی کند.
این گزارش خاطرنشان می کند که 40 درصد وکلایی که وارد این حرفه می شوند را زنان تشکیل می دهند.
Teaching as a profession is very underpaid.
معلمی به عنوان یک حرفه بسیار کم دستمزد است.
او یک پزشک حرفه ای است.
در میان حرفه پرستاری این احساس وجود دارد که کار آنها کم ارزش است.
کار
اشتغال
کار کردن
تجارت
استخدام
vocation
حرفه
calling
صدا زدن
کسب و کار
خط
دستیابی
pursuit
موقعیت
رشته
پست
مهارت
راکت تنیس
racket
نقش
چیز
métier
métier
کره
sphere
تخصص انگلستان
specialityUK
تخصص ایالات متحده
specialtyUS
بازی
وضعیت
دفتر
زندگي كردن
نامزدی
engagement
استخدام کردن
اسلات
slot
هنر
سرویس
avocation
دعوت
سرگرمی
سرگرم کننده
hobby
ساکت
pastime
تفریح
سکوت
recreation
تسلیم شدن
بیکاری
surrender
تفریحی
unemployment
علاقه جانبی
amusement
بیکاری، تنبلی
آرامش
idleness
اوقات فراغت
relaxation
لذت
leisure
لذت بردن
عدم فعالیت
enjoyment
وظیفه
inactivity
باز بودن
سوء استفاده
openness
کم کاری
misuse
ورزش
underemployment
تسکین
بی سازمانی ایالات متحده
تعمیم انگلستان
yielding
سخن، گفتار
giving up
تعمیم ایالات متحده
disorganizationUS
سرگرمی و بازی
generalisationUK
generalizationUS
