falsehood
falsehood - دروغ
noun - اسم
UK :
US :
حرفی که صحت ندارد
تمرین دروغ گفتن
حالت واقعی نبودن
lying
دروغ گویی
دروغ یا حرفی که درست نیست
چیزی که درست نیست؛ یک دروغ
اینکه چرا کمپبل انتشار چنین دروغی را انتخاب کرده است یک راز است.
باز هم، این یک دروغ بود که او باید توضیح دهد و تصحیح کند.
Others again have taken as the play's essence the need to reconcile not truth and falsehood but competing truths.
برخی دیگر بار دیگر نیاز به آشتی دادن نه حقیقت و باطل، بلکه حقایق رقیب را جوهره نمایشنامه دانسته اند.
آنها موظفند کار خود را درست کنند، در غیر این صورت دروغ می گویند.
The action of malicious or injurious falsehood has both similarities to and important differences from an action for libel.
عمل کذب مخرب یا مضر هر دو شباهت و تفاوت های مهم با اقدام برای افترا دارد.
و برخی از کاهنان اعظم دروغ گفته اند.
تا درستی یا نادرستی ادعاهای او را آزمایش کند
انتشار عمدی یک دروغ جدی جرم است.
She doesn't seem to understand the difference between truth and falsehood.
به نظر می رسد که او تفاوت بین حقیقت و دروغ را درک نمی کند.
دروغ
untruth
ساخت
fabrication
فیب
fib
تحریف
falsity
حرف دو پهلو
falsification
داستان
prevarication
بزرگ
دروغگویی
whopper
اختراع
خوک
mendacity
افسانه
invention
تارادیدل
porky
ادعای انگلستان
fable
تظاهر به ایالات متحده
taradiddle
نخ
tarradiddle
شام
pretenceUK
اعوجاج
pretenseUS
canard
تجسم
yarn
گراز شویی
sham
خط
distortion
تقلب
canard
بدخواهی
figment
ساختگی
misstatement
تظاهر کردن
hogwash
fraud
untruism
fakery
feigning
حقیقت
frankness
رک گویی
non-fiction
غیر داستانی
openness
باز بودن
واقعیت
uprightness
راست بودن
verity
یقین - اطمینان - قطعیت
certainty
دقت
صداقت
accuracy
اعتبار
honesty
تصحیح
truthfulness
مستقیم بودن
validity
یکسانی
correction
ملاقات
directness
رو به رو
sameness
مطابقت
انصاف
facing
صحت
conformity
درست
fairness
افتخار ایالات متحده
correctness
HonourUK
مشروعیت
honorUS
واقعی بودن
honourUK
درك كردن
legitimacy
درک مطلب
actuality
حقیقت شناسی
درستی
comprehension
verisimilitude
rightness
factuality
