falsehood

base info - اطلاعات اولیه

falsehood - دروغ

noun - اسم

/ˈfɔːlshʊd/

UK :

/ˈfɔːlshʊd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [falsehood] در گوگل
description - توضیح
  • a statement that is untrue


    حرفی که صحت ندارد

  • the practice of telling lies


    تمرین دروغ گفتن


  • حالت واقعی نبودن

  • lying


    دروغ گویی


  • دروغ یا حرفی که درست نیست

  • something that is not true; a lie


    چیزی که درست نیست؛ یک دروغ

  • Why Campbell had chosen to spread such a falsehood is a mystery.


    اینکه چرا کمپبل انتشار چنین دروغی را انتخاب کرده است یک راز است.

  • Yet again it was a falsehood which she would need to explain and correct.


    باز هم، این یک دروغ بود که او باید توضیح دهد و تصحیح کند.

  • Others again have taken as the play's essence the need to reconcile not truth and falsehood but competing truths.


    برخی دیگر بار دیگر نیاز به آشتی دادن نه حقیقت و باطل، بلکه حقایق رقیب را جوهره نمایشنامه دانسته اند.

  • They have a duty to set the record straight otherwise they are conniving at falsehood.


    آنها موظفند کار خود را درست کنند، در غیر این صورت دروغ می گویند.

  • The action of malicious or injurious falsehood has both similarities to and important differences from an action for libel.


    عمل کذب مخرب یا مضر هر دو شباهت و تفاوت های مهم با اقدام برای افترا دارد.

  • And some high priests have told falsehoods.


    و برخی از کاهنان اعظم دروغ گفته اند.

example - مثال
  • to test the truth or falsehood of her claims


    تا درستی یا نادرستی ادعاهای او را آزمایش کند

  • It is an offence to deliberately publish a serious falsehood.


    انتشار عمدی یک دروغ جدی جرم است.


  • به نظر می رسد که او تفاوت بین حقیقت و دروغ را درک نمی کند.

synonyms - مترادف
  • lie


    دروغ

  • untruth


    ساخت

  • fabrication


    فیب

  • fib


    تحریف

  • falsity


    حرف دو پهلو

  • falsification


    داستان

  • prevarication


    بزرگ


  • دروغگویی

  • whopper


    اختراع


  • خوک

  • mendacity


    افسانه

  • invention


    تارادیدل

  • porky


    ادعای انگلستان

  • fable


    تظاهر به ایالات متحده

  • taradiddle


    نخ

  • tarradiddle


    شام

  • pretenceUK


    اعوجاج

  • pretenseUS


    canard


  • تجسم

  • yarn


    گراز شویی

  • sham


    خط

  • distortion


    تقلب

  • canard


    بدخواهی

  • figment


    ساختگی

  • misstatement


    تظاهر کردن

  • hogwash



  • fraud


  • untruism


  • fakery


  • feigning


antonyms - متضاد

  • حقیقت

  • frankness


    رک گویی

  • non-fiction


    غیر داستانی

  • openness


    باز بودن


  • واقعیت

  • uprightness


    راست بودن

  • verity


    یقین - اطمینان - قطعیت

  • certainty


    دقت


  • صداقت

  • accuracy


    اعتبار

  • honesty


    تصحیح

  • truthfulness


    مستقیم بودن

  • validity


    یکسانی

  • correction


    ملاقات

  • directness


    رو به رو

  • sameness


    مطابقت


  • انصاف

  • facing


    صحت

  • conformity


    درست

  • fairness


    افتخار ایالات متحده

  • correctness


    HonourUK


  • مشروعیت

  • honorUS


    واقعی بودن

  • honourUK


    درك كردن

  • legitimacy


    درک مطلب

  • actuality


    حقیقت شناسی


  • درستی

  • comprehension


  • verisimilitude


  • rightness


  • factuality


لغت پیشنهادی

dominant

لغت پیشنهادی

Britisher

لغت پیشنهادی

stirring