subjective

base info - اطلاعات اولیه

subjective - ذهنی

adjective - صفت

/səbˈdʒektɪv/

UK :

/səbˈdʒektɪv/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subjective] در گوگل
description - توضیح
  • a statement report attitude etc that is subjective is influenced by personal opinion and can therefore be unfair


    بیانیه، گزارش، نگرش و غیره که ذهنی است تحت تأثیر نظر شخصی است و بنابراین می تواند ناعادلانه باشد


  • فقط در ذهن یا تخیل شما وجود دارد

  • relating to the subject in grammar


    مربوط به موضوع در دستور زبان

  • influenced by or based on personal beliefs or feelings, rather than based on facts


    تحت تأثیر یا مبتنی بر باورها یا احساسات شخصی است، نه بر اساس واقعیات

  • A person's perception of stress is often very subjective.


    درک یک فرد از استرس اغلب بسیار ذهنی است.

  • Martin Scorsese is a very subjective artist if not one with much sense of perspective.


    مارتین اسکورسیزی یک هنرمند بسیار ذهنی است، اگر نگوییم با حس چشم انداز زیادی.

  • Beyond this however many of the claims were supported by anecdotal and subjective impressions only.


    با این حال، فراتر از این، بسیاری از ادعاها تنها با برداشت های حکایتی و ذهنی پشتیبانی می شدند.

  • The test is a subjective one.


    آزمون یک آزمون ذهنی است.

  • Hiring new employees can be very much a subjective process.


    استخدام کارمندان جدید می تواند یک فرآیند بسیار ذهنی باشد.

  • Once again there is no hint of an overall inverted-U relationship or indeed any overall relationship between subjective risk and recognition sensitivity.


    بار دیگر هیچ اشاره ای به یک رابطه کلی معکوس U یا در واقع هیچ رابطه کلی بین ریسک ذهنی و حساسیت تشخیص وجود ندارد.

  • These interpretations, however are based on the assumption that there were no effects of subjective risk in Study 2.


    با این حال، این تفاسیر بر این فرض استوار است که هیچ اثری از ریسک ذهنی در مطالعه 2 وجود ندارد.

  • One of the questions most central to this research was whether drivers can generally report fluctuating levels of subjective risk.


    یکی از مهمترین سوالات این تحقیق این بود که آیا رانندگان به طور کلی می توانند سطوح نوسانی از ریسک ذهنی را گزارش کنند.

  • The subjective theory for example when put to work on causation by a proponent, renders causation subjective.


    برای مثال، نظریه ذهنی، هنگامی که یک طرفدار روی علیت کار می کند، علیت را ذهنی می کند.

  • It is the subjective voice the primary experience of hunger.


    این صدای ذهنی، تجربه اولیه گرسنگی است.

example - مثال
  • a highly subjective point of view


    یک دیدگاه بسیار ذهنی

  • Everyone's opinion is bound to be subjective.


    نظر هر کس حتماً ذهنی است.

  • The criticisms are purely subjective.


    انتقادات کاملا ذهنی است.

  • The process of selection is inherently subjective and deeply unfair.


    فرآیند انتخاب ذاتا ذهنی و عمیقاً ناعادلانه است.

  • making inevitably subjective judgements


    قضاوت های ناگزیر ذهنی

  • I think my husband is the most handsome man in the world but I realize my judgment is rather subjective.


    فکر می‌کنم شوهرم خوش‌تیپ‌ترین مرد دنیاست، اما می‌دانم که قضاوت من کاملاً ذهنی است.

  • More specific and less subjective criteria should be used in selecting people for promotion within the company.


    در انتخاب افراد برای ارتقاء در شرکت باید از معیارهای خاص تر و کمتر ذهنی استفاده کرد.

  • Whether something is objectionable is a subjective question.


    اینکه آیا چیزی قابل اعتراض است یا خیر، یک سوال ذهنی است.

synonyms - مترادف

  • شخصی

  • personalisedUK


    شخصی سازی شده انگلستان

  • personalizedUS


    شخصی سازی شده ایالات متحده


  • ویژه

  • idiosyncratic


    مستقل


  • individualisedUK

  • individualisedUK


    فردی ایالات متحده

  • individualizedUS


    اصطلاحی

  • idiomatic


    امپرسیونیستی

  • impressionistic


    خاص


  • ثبت اختراع

  • patented


    عجیب و غریب

  • peculiar


    منحصر بفرد


  • درونی؛ داخلی


  • خصوصی


  • محرمانه

  • privy


    جداگانه، مجزا


  • مفرد

  • singular


    متمایز

  • distinctive


    فردگرا


  • مشخصه

  • individualistic


    انحصاری


  • امضا


  • متمایز کردن

  • exclusive


    نماینده

  • signature


    ذاتی

  • especial



  • distinguishing



  • intrinsic


antonyms - متضاد

  • عمومی


  • مشترک


  • جهانی است


  • جرم


  • غالب

  • prevailing


    گسترده


  • مسیر اصلی

  • mainstream


    به طور کلی


  • جهانی


  • بطور گسترده


  • هدف، واقعگرایانه


  • محبوب


  • پتو


  • جمعی


  • در سراسر جهان


  • غیر شخصی

  • worldwide


    به اشتراک گذاشته شده است

  • impersonal


    رایج است

  • shared


    اکثریت

  • generic


    وسیع

  • prevalent


    متقابل


  • معمولی


  • مفصل


  • اشتراکی


  • غیر اختصاصی


  • نامشخص

  • communal


    تعریف نشده

  • nonspecific


    بی تفاوت

  • unspecific


  • undefined


  • indiscriminate


لغت پیشنهادی

airily

لغت پیشنهادی

approver

لغت پیشنهادی

allotment