blanket
blanket - پتو
noun - اسم
UK :
US :
پوششی برای تخت که معمولاً از پشم ساخته می شود
پوشش ضخیم یا ناحیه چیزی
چیزی که یافتن اطلاعات یا حقیقت در مورد چیزی را برای شما سخت می کند
پوشاندن چیزی با یک لایه ضخیم
affecting or including everything or everyone
همه چیز یا همه را تحت تأثیر قرار می دهد یا شامل می شود
پوشش صاف ساخته شده از پشم یا مواد گرم مشابه که معمولاً روی تخت استفاده می شود
شامل یا تحت تأثیر قرار دادن همه چیز، همه یا همه موارد، در یک گروه یا منطقه بزرگ است
پوشاندن کامل چیزی با یک لایه ضخیم
روکش پارچه ای که برای گرم نگه داشتن استفاده می شود، به ویژه روی یک تخت
بدون محدودیت
پوشاندن
تحت تأثیر قرار دادن یا درگیر کردن هر شخص یا چیز در یک موقعیت
تعداد زیادی کامیون به سرقت رفته است. لباس، پتو، دارو غارت شد.
آنها زمستان های طولانی خود را در زیر پوشش عمیقی از برف، آواز خواندن و خلق داستان های ارواح سپری کردند.
و ما هیچ بطری آب گرم یا پتوی اضافی در کشتی نداریم.
این یک مسیر باریک عمیق در پتوی خاکستری بود.
رفت و پتو را از روی بدنش کشید.
امشب هوا سرد است - آیا می توانم یک پتوی دیگر داشته باشم؟
بچه را در پتو پیچیده بودند.
یک پتو از مه / برف / ابر
محاکمه تحت پوشش محرمانه برگزار شد.
پتو را بالا کشید و خوابید.
زیر پتوهای نازک خود می لرزیدند.
خورشید در حال شکستن پتوی مه بود.
دیوارها با پتوهایی از پیچک پوشیده شده بود.
ممنوعیت عمومی
مرد، به عنوان یک اصطلاح عمومی برای مردان و زنان، اکنون جنسیت گرا محسوب می شود.
بیرون مزارع در مه پوشیده شده بود.
شکل. کنگره تقریباً در زیر پوششی از انتقاد مدفون شد.
شما اختیار کامل دارید که هر کسی را که می خواهید استخدام کنید.
در تمام هفته، مه دود بخش زیادی از این حومه گرم و پخته را پوشانده است.
آنها خواهان ممنوعیت کامل تبلیغات غذاهای ناسالم هستند.
بانک سیاست کلی در قبال صورتحسابهای تکراری ندارد.
پوشش
afghan
افغانی
covering
قالیچه
rug
روتختی
bedclothes
پوشش تخت
bedcover
تسلی دهنده
bedspread
لحاف
comforter
eiderdown
coverlet
پرت كردن
duvet
پرتاب کردن
eiderdown
صفحه مقابل
quilt
کاروس
سراپه
throw-over
گسترش
counterpane
دونا
kaross
شال
serape
بسته بندی کردن
پتوی برقی
doona
hap
shawl
ملافه
ورق
پتو
bedcovering
ورق ها
hap
کتانی
bedding
ضخیم
blankets
sheets
linen
بازگشت
شخصیت
واقعیت
عقب
rear
حقیقت
