warm
warm - گرم
adjective - صفت
UK :
US :
کمی گرم، به خصوص به روشی دلپذیر
if you are warm your body is at a comfortable temperature
اگر گرم هستید، بدن شما در دمای راحت است
لباسها یا ساختمانهایی که گرم هستند میتوانند گرما را حفظ کنند یا سرد را حفظ کنند
دوستانه بودن یا ایجاد احساس راحتی و آرامش
رنگ های گرم حاوی رنگ های قرمز، زرد و نارنجی هستند که به شما احساس راحتی و شادی می دهد
used especially in games to say that someone is near to guessing the correct answer or finding a hidden object
به خصوص در بازی ها برای گفتن اینکه کسی نزدیک است پاسخ صحیح را حدس بزند یا یک شی پنهان را پیدا کند استفاده می شود
گرم یا گرم کردن کسی یا چیزی یا گرم یا گرم شدن
داشتن یا تولید دمای راحت بالا، اگرچه گرم نیست
لباس ها و روکش های گرم از ماده ای ساخته شده اند که شما را گرم نگه می دارد
A warm colour is one that is based on or contains a colour such as red yellow or orange that suggests warmth.
رنگ گرم رنگی است که بر اساس یا حاوی رنگی مانند قرمز، زرد یا نارنجی است که گرما را نشان می دهد.
یک مکان گرم
دوستانه و دوست داشتنی
(به خصوص در بازی های کودکان) تقریباً حدس زدن پاسخ صحیح یا کشف یک شی پنهان
گرم شدن (= کمتر سرد شدن)
داشتن دمای نسبتاً بالا، اما نه گرم
لباسهای گرم یا روکشها از سرما جلوگیری میکنند و به شما احساس راحتی میکنند
دوستانه و مهربون
(از رنگها) روشن و روشن و esp. حاوی قرمز، زرد یا نارنجی است
به دمای بالاتر برود یا باعث شود چیزی به دمای بالاتر برود
The atmosphere in the meeting grew warm.
فضای جلسه گرم شد.
این دستکش ها دوست داشتنی و گرم هستند.
ما مجبور بودیم به حرکت ادامه دهیم تا گرم شویم.
She would wear the Persian lamb to the meeting of the Symphony Orchestra Club tonight even if it was a bit warm.
او امشب در جلسه باشگاه ارکستر سمفونیک بره ایرانی می پوشید، حتی اگر هوا کمی گرم باشد.
صبح آرام و گرم بود.
شما خوب و گرم هستید؟
در تمام طول سال گرم است، تابستانهای گرم، زمستانهای معتدل و بارندگی متوسط دارد.
همانطور که رنگ های گرم و سرد از نظر بصری اندازه یک باغ را دستکاری می کنند، خلق و خو را نیز تنظیم می کنند.
نه به اندازه گذشته گرم و شاید نه خوش بینانه، اما هنوز هم بسیار دوستانه و دعوت کننده است.
بیرون هوا یخ زده بود، اما در خانه اسکی آنها مثل نان تست گرم بودند.
یک حمام گرم
نمی خواستم از رختخواب گرم خوبم بیرون بیایم.
warm weather/temperatures/air
آب و هوا/دما/هوا گرم
بلوز را در آب گرم و صابون بشویید.
فردا هوا گرم و آفتابی خواهد بود.
یک طلسم گرم و خشک
آیا به اندازه کافی گرم هستید؟
بچه ها برای گرم شدن بالا و پایین می پریدند.
انگار نمیتونم گرم بشم
قبل از قرار دادن گیاهان در باغ منتظر هوای گرمتر باشید.
آب و هوای گرم
اینجا خوب و گرم است
نان را آنقدر گرم کنید که در لمس گرم شود.
آفتاب روی پوستش احساس گرما کرد.
warm clothing/clothes
لباس/لباس گرم
یک جفت جوراب گرم
این کیسه خواب بسیار گرم است.
کاش یه خونه گرم داشتم که برگردم
لبخندش گرم و صمیمی بود.
این ستاره با استقبال گرم طرفداران روبرو شد.
سخنران با استقبال گرمی روبرو شد.
درخشش گرمی در خاطره احساس کرد.
یک لبخند گرم / سلام
او در آغوش گرمی دستانش را دور من انداخت.
اکثر مردم با دیدن توله سگ ها در حال بازی با هم احساس گرمی پیدا می کنند.
لطفا صمیمانه ترین تبریک های من را برای او ارسال کنید.
نظرات او با تشویق گرم مورد استقبال قرار گرفت.
فردی فوق العاده خونگرم و صمیمی
اتاق با سایه های گرم قرمز و نارنجی تزئین شده بود.
قرمز و زرد رنگ های گرمی هستند که جلب توجه می کنند.
Keep guessing—you're getting warmer.
به حدس زدن ادامه دهید - شما گرمتر می شوید.
خاطرات من را پر از مبهم های گرم می کند.
سخاوتمند بودن ممکن است برخی از احساسات مبهم گرم را برای شما برانگیزد.
heated
گرم شده است
داغ
hottish
ولرم
lukewarm
ملایم
mellow
نان تست
tepid
گرم شد
toasty
گرم
warmed
کباب کردن
warmish
برافروخته شد
broiling
ذوب شدن
flushed
عرق کردن
melting
برشته کردن
perspiring
سوزاننده
roasting
سوزان
scorching
تعریق
sizzling
عرق کرده
sweating
متورم
sweaty
نسبتا گرم
sweltering
مجلسی
moderately hot
کمی گرم
chambré
شیر گرم
در دمای اتاق
milk-warm
حرارتی
راحت
thermic
تابستانی
snug
دست گرم
summery
در دمای پوست
thermal
خون گرم
hand-hot
blood-warm
سرد
منجمد
frozen
بیحس
numb
لرزیدن
shivery
algid
algid
بی حس شده
benumbed
سرد شده
chilled
خنک
chilly
انجماد
coldish
هیپوترمی
cooled
یخی
coolish
در یخچال
freezing
گرم نشده
hypothermic
قطب شمال
icy
یخبندان
numbed
یخ زده
refrigerated
داغ
unheated
خیلی سرد
arctic
استخوان سوز
glacial
خوشحال
frigid
غیر حرارتی
iced
معتدل
برانگیخته
ice-cold
علاقه مند
bone-chilling
nonthermal
temperate
excited
frosty