perception
perception - ادراک
noun - اسم
UK :
US :
ادراکی
قابل درک
نامحسوس
درخشان
به طور محسوس
به طور نامحسوس
ادراک
---
طرز فکر شما در مورد چیزی و تصور شما از چگونگی آن
روشی که با حواس بینایی، شنوایی و غیره متوجه چیزها می شوید
توانایی طبیعی برای درک یا تشخیص سریع چیزها
احساسی که مردم در مورد یک شرکت، محصول، بازار و غیره دارند و فکر میکنند که چگونه است
یک عقیده یا عقیده که اغلب افراد زیادی دارند و بر اساس ظاهر چیزها است
کیفیت آگاهی از چیزها از طریق حواس فیزیکی، به ویژه بینایی
توانایی کسی برای توجه و درک چیزهایی که برای دیگران واضح نیست
یک فکر، عقیده یا عقیده که اغلب افراد زیادی دارند و بر اساس ظاهر است
آگاهی از چیزها از طریق حواس فیزیکی، به ویژه. منظره
طرز فکر و احساسی که شخص در مورد یک شرکت، محصول، خدمات و غیره دارد.
Perceptions are not the same thing as knowledge but they are what the holder of the perception believes to be knowledge.
ادراکات همان معرفت نیستند، بلکه همان چیزی هستند که دارنده ادراک آن را علم می داند.
When conflicts arise between perception and reasoning, the concrete operational child makes judgments based on reasoning.
هنگامی که بین ادراک و استدلال تعارض ایجاد می شود، کودک عملیاتی مشخص بر اساس استدلال قضاوت می کند.
Unfortunately this clear conceptual distinction between perceptions and attitudes is unrealistic.
متأسفانه این تمایز مفهومی روشن بین ادراکات و نگرش ها غیر واقعی است.
من تحت تاثیر درک او و درک او از حقایق قرار گرفتم.
او با هر یک از مدیران ارشد در مورد درک او از شرکت و وضعیت صنعت مصاحبه کرد.
Their sensory perception as well as their motor responses - their behaviour - are thus totally consonant with their bodily form and function.
بنابراین ادراک حسی و همچنین پاسخ های حرکتی آنها - رفتار آنها - کاملاً با شکل و عملکرد بدن آنها همخوانی دارد.
Sybase از کاهش فروش و درک تکنولوژی عقب مانده رنج می برد.
با این حال، یک تغییر دریایی در درک کنوانسیون ها ایجاد شده است.
It is clear that for Locke the perception model of faith created an unsatisfactory barrier between those with faith and those without.
واضح است که برای لاک، مدل ادراک ایمان، مانعی نامطلوب بین افراد با ایمان و افراد بدون ایمان ایجاد کرد.
کمپینی برای تغییر درک عمومی از پلیس
تصور عمومی وجود دارد که استانداردها در مدارس در حال سقوط است.
Everyone's perception of reality is slightly different.
درک هر کس از واقعیت کمی متفاوت است.
ادراک بصری
She showed great perception in her assessment of the family situation.
او درک زیادی در ارزیابی خود از وضعیت خانواده نشان داد.
آنها درک کمی از نحوه زندگی مردم عادی دارند.
There's a general perception that standards of healthcare are falling.
این تصور عمومی وجود دارد که استانداردهای مراقبت های بهداشتی در حال سقوط هستند.
این تصور فزاینده مبنی بر اینکه نیازهای آنها نادیده گرفته می شود، گروه را به اقدامات بیشتر تشویق کرد.
یک استراتژی بازاریابی برای غلبه بر ادراک منفی عمومی از شرکت
نام برند شما باید درک متمایزی در ذهن مشتری ایجاد کند.
This film challenges traditional perceptions of older people.
این فیلم تصورات سنتی افراد مسن را به چالش می کشد.
این مطالعه این تصور را که مردان رانندگان بهتری هستند را از بین می برد.
Further research should lead to an enhanced perception of the issues facing developing nations.
تحقیقات بیشتر باید به درک بهتری از مسائل پیش روی کشورهای در حال توسعه منجر شود.
ما باید درک روشن تری از احساس جوانان نسبت به این مشکل به دست آوریم.
Movies have shaped our perception of many historical events.
فیلم ها درک ما را از بسیاری از رویدادهای تاریخی شکل داده اند.
این کتاب به بررسی تغییر ادراک در مورد جنسیت می پردازد.
این شرکت می خواست درک کلی از برند را تقویت کند.
این نظرسنجی منعکس کننده تصورات تجار در سراسر جهان است.
این تحولات به سختی بر درک عمومی از بحران تأثیر گذاشت.
اگر درک خطر رانندگان را بهبود ببخشیم، مرگ و میر در جاده ها کاهش می یابد.
کامپیوتر درک ما از مکان و زمان را تغییر می دهد.
تفاوت های فرهنگی در درک خطر بین دانشجویان اروپایی و همتایان آمریکایی آنها
heightened perception caused by drugs
افزایش ادراک ناشی از مواد مخدر
ما باید تصور عمومی مبنی بر هدر رفتن پول را تغییر دهیم.
این عکس ها بر برداشت مردم از جنگ تاثیر می گذارد.
Drugs can alter your perception of reality.
مواد مخدر می تواند درک شما از واقعیت را تغییر دهد.
She has extraordinary powers of perception for one so young.
او قدرت ادراک فوق العاده ای برای یک جوان دارد.
او برای درک خود شناخته شده نیست.
Even though he had done nothing illegal the public’s perception was that he had acted dishonestly, and he was forced to resign.
با وجود اینکه او هیچ کار غیرقانونی انجام نداده بود، تصور عموم این بود که او غیرصادقانه عمل کرده است و او مجبور به استعفا شد.
Although our handling of complaints has improved greatly, it continues to be a significant problem in terms of public perception.
اگرچه رسیدگی ما به شکایات بسیار بهبود یافته است، اما همچنان از نظر درک عمومی یک مشکل مهم است.
یک برند قوی تاثیر زیادی بر درک محصول دارد.
درك كردن
اطلاع
چشم انداز
احساس؛ عقیده؛ گمان
conception
دریافت، آبستنی
apprehension
دلهره
دانش
appreciation
قدردانی
comprehension
درک مطلب
ایده
اندیشه
به رسمیت شناختن
آگاهی
فکر
cognizance
شناخت
discernment
تشخیص
grasp
فهم
viewpoint
نظر
مفهوم
تفسیر
احساس، مفهوم
realisationUK
تحقق انگلستان
realizationUS
تحقق ایالات متحده
احساس
judgmentUS
قضاوت ایالات متحده
مشاهده
judgementUK
قضاوت انگلستان
تصویر
نگرش
estimation
برآورد کردن
incomprehension
عدم درک
noncomprehension
تصور غلط
misconception
بی هوشی
unconsciousness
سوء تفاهم
misunderstanding
تفسیر نادرست
misapprehension
سوء تعبیر کردن
misinterpretation
نادانی
misconstruing
جهل
misknowledge
رهایی
ignorance
عوارض
عدم حساسیت
complication
اجتناب
insensitivity
سهولت
avoidance
آرامش
بی اطلاعی
imperception
شکست
calmness
اشتباه
unawareness
عجز
inability
