release
release - رهایی
verb - فعل
UK :
US :
اجازه دادن به کسی که بعد از اینکه او را در جایی نگه داشته آزاد شود
تا اخبار یا اطلاعات رسمی شناخته و چاپ شود
سی دی، فیلم، بازی کامپیوتری و غیره را برای خرید یا دیدن مردم در دسترس قرار دهید
توقف نگه داشتن یا انداختن چیزی
برای ابراز یا خلاص شدن از شر احساساتی مانند عصبانیت یا نگرانی
اجازه دادن به یک ماده خارج شود
اجازه دادن به کسی که وظیفه یا کار خود را انجام ندهد
to allow part of a piece of machinery or equipment to move from the position in which it is fastened or held
اجازه دادن به بخشی از ماشین آلات یا تجهیزات از موقعیتی که در آن بسته شده یا نگه داشته شده است حرکت کند
زمانی که شخصی پس از نگهداری در جایی رسماً اجازه دارد آزاد شود
یک سی دی جدید، فیلم، بازی کامپیوتری و غیره که برای خرید یا دیدن در دسترس است
اگر فیلمی در حال اکران است، می توانید بروید و آن را در سینما ببینید
آزادی برای نشان دادن یا ابراز احساسات
احساس اینکه از نگرانی یا دردی که از آن رنج می بردید رها شده اید
هنگامی که یک ماده شیمیایی، گاز و غیره اجازه دارد از ظرف معمولی خود خارج شود
an official statement report etc that is made available to be printed or broadcast, or the act of making it available
بیانیه رسمی، گزارش و غیره که برای چاپ یا پخش در دسترس قرار می گیرد، یا عمل در دسترس قرار دادن آن
یک دسته، دکمه و غیره که می توان آن را فشار داد تا به بخشی از ماشین اجازه حرکت دهد
برای در دسترس قرار دادن اطلاعات، ارقام و غیره
تا یک محصول جدید، به ویژه یک فیلم، کتاب یا ضبط را برای خرید یا دیدن در دسترس مردم قرار دهید
اجازه دهید کسی برای شما کار نکند
برای در دسترس قرار دادن پول برای استفاده
an official statement making information publicly available
یک بیانیه رسمی، که اطلاعات را در دسترس عموم قرار می دهد
یک محصول جدید، به ویژه یک فیلم، کتاب، یا ضبط، یا اینکه در دسترس است
دادن آزادی یا حرکت آزاد به کسی یا چیزی
برای حرکت دادن یک دستگاه از یک موقعیت ثابت به آن اجازه می دهد تا آزادانه حرکت کند
شلیک بمب یا موشک (= سلاح پرنده)، یا سقوط آن
اجازه دادن به ماده ای که از جایی خارج شود
برای بیان احساسی که سعی کرده اید نشان ندهید
اجازه دادن به چیزی برای نمایش عمومی یا در دسترس بودن برای استفاده
If a company releases a film or musical recording it allows the film to be shown in cinemas, or makes the musical recording available for the public to buy
اگر شرکتی فیلم یا قطعه موزیکال را منتشر کند، اجازه نمایش فیلم در سینماها را می دهد یا ضبط موسیقی را برای خرید در دسترس عموم قرار می دهد.
to make a product for example a book available for the public to buy often with a celebration; launch
ایجاد یک محصول، به عنوان مثال یک کتاب، در دسترس عموم برای خرید، اغلب همراه با جشن؛ راه اندازی
موقعیتی که به کسی اجازه خروج از زندان و غیره داده می شود.
برای آزادی یک زندانی
The hostages were released unharmed.
گروگان ها بدون آسیب آزاد شدند.
او پس از بازجویی توسط پلیس بدون هیچ اتهامی آزاد شد.
شما به قید وثیقه آزاد می شوید و تاریخ رسیدگی شما تعیین می شود.
آزاد کردن کسی از زندان/زندان/بیمارستان
آتش نشانان دو ساعت زمان بردند تا راننده را از زیر آوار نجات دهند.
او بعداً از بازداشت پلیس آزاد شد.
مرگ او را از رنج رها کرد.
او حاضر نشد بازوی او را آزاد کند.
گرمای شدید در واکنش آزاد می شود.
در این مراسم 10000 بادکنک رها شد.
واکنش شیمیایی انرژی را به شکل نور آزاد می کند.
نیاز به محدود کردن مقدار گازهای گلخانه ای منتشر شده در جو
پرندگان تمیز و تغذیه شدند و دوباره در طبیعت رها شدند.
او به گریه افتاد و تمام احساسات فروخورده خود را رها کرد.
او خندید، تنش درونش ناگهان از بین رفت.
برای آزاد کردن کلاچ/ترمز دستی/سوئیچ
حالا کلاچ را رها کرده و از حاشیه فاصله بگیرید.
برای انتشار بیانیه/گزارش/سند/نظرسنجی/مطالعه
برای انتشار ارقام/نتایج/اطلاعات/داده ها
پلیس جزئیات بیشتری از این حادثه منتشر نکرده است.
نام این مظنون برای عموم منتشر نشده است.
پرونده هایی که به تازگی منتشر شده، میزان مشارکت او در این رسوایی را آشکار می کند.
او قصد دارد یک آلبوم انفرادی منتشر کند.
برای انتشار فیلم/ویدیو
آنها نسخه جدیدی از فیلم اصلی را منتشر کرده اند.
محصولات جدید زیادی به بازار عرضه شده است.
این سریال به تازگی به صورت DVD منتشر شده است.
برنامه ساختمان جدید به محض اینکه دولت بودجه را آزاد کند، اجرا خواهد شد.
این باشگاه تعدادی از بازیکنان قدیمی خود را آزاد می کند.
قانون جدید کارفرمایان را از تعهد خود برای به رسمیت شناختن اتحادیه ها آزاد کرد.
liberation
رهایی
emancipation
آزادی
رهایی، رستگاری
liberty
تخلیه
deliverance
تحویل
discharge
معافیت
تبرئه
exemption
آزاد کردن
exoneration
تسکین
freeing
عفو
تخفیف
absolution
رحم
acquittal
آزادسازی
acquittance
فدیه
alleviation
بهار
clemency
بیرون رفتن
dispensation
راحتی
manumission
سهولت
ransom
آرام
ترک
walkout
رها کردن
مهلت دادن
بیرون آوردن
quietus
مصونیت
quittance
نجات
let-off
reprieve
extrication
immunity
amnesty
rescue
incarceration
حبس
confinement
حصر
imprisonment
بازداشت
detainment
زندان
حضانت
custody
توقیف
detention
بررسی
internment
مجموعه
جمع آوری
نگه دارید
gathering
خویشتن داری - خودداری - پرهیز
اسارت
restraint
محکومیت
captivity
نارسایی
ماندگاری
immurement
بندگی جزایی
durance
جمله
penal servitude
ترالدوم
thraldom
thralldom
مصونیت
remand
thraldom
jaildom
immuration