available
available - در دسترس
adjective - صفت
UK :
US :
غیر قابل دسترسی
چیزی که در دسترس است قابل استفاده است یا می توان به راحتی خرید یا پیدا کرد
کسی که در دسترس است شلوغ نیست و زمان کافی برای صحبت با شما دارد
someone who is available does not have a wife boyfriend etc and therefore may want to start a new romantic relationship with someone else
کسی که در دسترس است، همسر، دوست پسر و غیره ندارد، بنابراین ممکن است بخواهد یک رابطه عاشقانه جدید با شخص دیگری شروع کند.
اگر چیزی در دسترس است، می توانید آن را بخرید، دریافت کنید یا از آن استفاده کنید
اگر صندلی یا اتاقی آزاد باشد، کسی از آن استفاده نمی کند
اگر خانه یا اتاقی خالی باشد، برای استفاده یا اجاره در دسترس است
a spare room key tyre etc is one that you have in addition to the ones that you normally use and is therefore available to be used
یک اتاق یدکی، کلید، لاستیک و غیره اتاقی است که شما علاوه بر آنهایی که معمولاً استفاده می کنید، دارید و بنابراین برای استفاده در دسترس است.
یک اتاق خالی، ساختمان و غیره کسی در آن نیست
اگر چیزی پیشنهاد می شود، برای مردم در دسترس است تا از بین آنها انتخاب کنند
if a seat or room is taken, it is not available for other people to use because someone has already arranged to use it
اگر صندلی یا اتاقی گرفته شود، استفاده از آن برای افراد دیگر در دسترس نیست، زیرا شخصی قبلاً ترتیب استفاده از آن را داده است.
قابل خرید، استفاده، دیدن و غیره
اگر کسی در دسترس باشد، مشغول نیست و می تواند مردم را ببیند یا با آنها صحبت کند
قابل خرید یا استفاده
اگر کسی در دسترس باشد، مشغول نیست و بنابراین قادر به انجام کاری است
می توان به دست آورد، استفاده کرد یا به دست آورد
اگر چیزی در دسترس است، می توانید آن را بخرید، مالک آن شوید یا آن را داشته باشید
اگر کسی در دسترس باشد، زمان کافی برای انجام کاری دارد
از سبزیجات فصلی استفاده کنید.
به یک نفر جهت انجام این کار فوری نیازمندیم. چه کسی در دسترس است؟
اکثر کارکنان امروز دور هستند، بنابراین شما باید از هر کسی که در دسترس است استفاده کنید.
بلیط در تمام مکان های Ticketmaster موجود است.
این برنامه مقدار زیادی از فضای دیسک موجود شما را اشغال خواهد کرد.
هیچ یک از شاهدان برای اظهار نظر در دسترس نبودند.
شهردار برای اظهار نظر در دسترس نبود.
آیا اتاقی برای این آخر هفته در دسترس دارید؟
The publication is available from the U.S. department of Agriculture.
این نشریه از وزارت کشاورزی ایالات متحده در دسترس است.
نسخه های آن در دفتر رای گیری موجود است.
ممکن است در اواخر سال پول بیشتری در دسترس باشد.
خانه ها در هر قطعه زمین موجود ساخته می شد.
جایی برای کتاب های بیشتر نیست - ما تمام فضای موجود را مصرف کرده ایم.
ما تمام فضای موجود را مصرف کرده ایم.
available resources/data
منابع / داده های موجود
بیشتر شواهد موجود حاکی از آن است که کودکانی که در خانه آموزش می بینند، آموزش خوبی می بینند.
در صورت درخواست، جزئیات بیشتر در دسترس خواهند بود.
ما به محض در دسترس شدن یک نسخه برای شما ارسال می کنیم.
ما فضای اداری زیادی داریم.
این سند اکنون به صورت الکترونیکی در دسترس تجاری است.
readily/widely/freely/publicly available
به راحتی / به طور گسترده / رایگان / در دسترس عموم
در حال حاضر بلیتها با قیمتهای پایینتر از دفتر جشنواره در دسترس هستند.
این داده ها همچنان برای دانلود در وب سایت شرکت موجود است.
چه زمانی اطلاعات در اختیار عموم قرار می گیرد؟
آیا او امروز بعدازظهر در دسترس خواهد بود؟
او در حال حاضر در جلسه است، اما به محض اینکه در دسترس قرار گرفت به شما اطلاع خواهم داد.
آنها هفته آینده هر روز برای کمک در دسترس خواهند بود.
کارگردان برای اظهار نظر در دسترس نبود.
مجموعه مجردهای موجود
به نظر شما او در دسترس است؟
بلیط ها به صورت رایگان از مدرسه تهیه می شود.
این تنها اتاق موجود بود.
هر پزشک موجود به محل حادثه فراخوانده شد.
کمک هزینه باید برای همه دانش آموزان در دسترس باشد.
He has $10 000 of immediately available funds.
او دارای 10000 دلار سرمایه فوری است.
دی وی دی ها برای خرید موجود است.
خانه ها با استفاده از مصالح محلی ساخته شده اند.
این محصول اکنون در سراسر بازار عرضه خواهد شد.
آیا این لباس سایز بزرگتر هم موجود است؟
کاتالوگ پاییزی ما اکنون از فروشگاه های معمولی ما در دسترس است.
امسال هیچ پولی برای مهمانی اداری وجود ندارد.
در دسترس قرار گرفتن غذا در مناطق قحطی حیاتی است.
آیا این آخر هفته اتاق دو نفره در دسترس دارید؟
می ترسم برای کمک به نمایش در 19 در دسترس نباشم.
هر افسری که در دسترس باشد به تحقیق منصوب خواهد شد.
accessible
در دسترس
acquirable
قابل دستیابی
convenient
راحت
feasible
شدنی
در دست
attainable
قابل دریافت
gettable
ارایه شده
obtainable
روی دست
offered
قابل استفاده
دور و بر
usable
قابل مشتق از
achievable
قابل استخدام
قابل بهره برداری
derivable from
مناسب
doable
کاربردی
employable
دستی
exploitable
در عرشه
روی شیر
functional
باز به
getatable
قابل اجرا
handy
ممکن است
آماده شده
قابل خرید
قابل دسترس
operable
آماده استفاده
practicable
prepared
procurable
reachable
unavailable
غیر قابل دسترسی
inaccessible
غیر قابل دسترس
unobtainable
دست نیافتنی
unreachable
غایب
absent
غیر عملی
impracticable
غیر قابل اجرا
inoperable
محدود
گم شده
missing
وجود ندارد
nonexistent
غیر کاربردی
nonfunctional
در دسترس نیست
کمیاب
scarce
بیکار
unattainable
به درد نخور
unemployable
دارای کمبود
unusable
در حال استفاده
deficient
فاقد
نادر
lacking
غیر معمول
بلا استفاده
uncommon
دور
inapplicable
نامناسب
impractical
غیر قابل لمس
nonpractical
بیرون
useless
غیر قابل استفاده
inconvenient
untouchable
unserviceable
unworkable
