double
double - دو برابر
adjective - صفت
UK :
US :
متشکل از دو بخش مشابه یا دقیقاً مشابه
ترکیب یا شامل دو چیز از یک نوع
دو برابر بزرگتر، دو برابر یا دو برابر بیشتر از حد معمول
برای استفاده دو نفر یا چیزهایی ساخته شده است
برای گفتن اینکه یک حرف یا عدد خاص تکرار می شود استفاده می شود
تعداد گلبرگ های یک گل دوتایی بیشتر از حد معمول است
چیزی که دو برابر بزرگتر، به همان اندازه و غیره از حد معمول یا به عنوان چیز دیگری است
یک اتاق برای دو نفر در یک هتل
ضربه ای در بیس بال که به خمیر اجازه می دهد تا به پایه دوم برسد
an actor who takes the place of a more famous actor in a film especially because the acting involves doing something dangerous
بازیگری که جای بازیگر مشهورتری را در یک فیلم می گیرد، مخصوصاً به این دلیل که بازی شامل انجام یک کار خطرناک است.
دوبرابر یا دوبرابر شدن یا ساختن چیزی دو برابر یا دوبرابر
تا کردن چیزی از وسط
برای ضربه زدن به توپ به اندازه کافی برای رسیدن به پایه دوم در یک بازی بیسبال
دو برابر بزرگتر، دو برابر یا دو برابر بیشتر
دو برابر بزرگتر، دو برابر، یا دو برابر بیشتر از حد معمول، یا دو برابر بزرگتر، زیاد، یا بیشتر از چیز دیگری
چیزی که تقریباً دو برابر اندازه، کمیت، ارزش یا قدرت چیز دیگری است
دو برابر شدن یا بیشتر شدن، یا چیزی دو برابر بزرگتر شدن
دو برابر اندازه، مقدار، قیمت، و غیره، یا شامل دو چیز مشابه با هم
گل یا گیاه دوتایی به گلی گفته می شود که تعداد گلبرگ های آن بیش از حد معمول باشد
فردی که دقیقاً شبیه دیگران است
یک بازی تنیس یا یک ورزش مشابه بین دو تیم دو نفره
موقعیتی که یک تیم فوتبال دو مسابقه بزرگ را در یک فصل می برد
در بیس بال، ضربه ای که به باتر (= شخصی که توپ را می زند) اجازه می دهد تا به پایه دوم برسد
دوبرابر یا زیاد شدن یا چیزی دو برابر یا زیاد شدن
چیزی که دو برابر مقدار، اندازه، قدرت و غیره چیز دیگری است
در دو قسمت یا لایه
to have a problem with your eyes so that you see two of everything usually because you are drunk or ill
با چشم هایت مشکل داشته باشی که دو تا از همه چیز را ببینی، معمولاً به خاطر مستی یا بیماری
تخت دو نفره یک تخت برای دو نفر است.
اگر دوتایی می بینید، دوتا از همه چیز را می بینید.
فردی که شبیه دیگران است
دوبرابر یا زیاد شدن، یا چیزی دوبرابر یا بیشتر شدن
کمک مضاعف
یک اسپرسو دوتایی
دو عدد ویسکی دوبل
دو درس انگلیسی
double doors
درهای دوتایی
a double-page advertisement
یک آگهی دو صفحه ای
Otter با t دوتایی املا می شود.
پسوند من دو چهار دو برابر 0 (2400) است.
یک پرونده قتل مضاعف
مو فرح دارنده دو مدال طلای المپیک
یک تخت/اتاق دو نفره
یک گاراژ دو نفره
معنی/هدف/هدف دوگانه
این مزیت دو چندان آسان و ارزان بودن را دارد.
این دستگاه می تواند به عنوان یک لپ تاپ مناسب و یک تبلت مناسب عمل کند.
او برای انجام وظیفه مضاعف به عنوان میزبان و مجری شایسته تقدیر است.
من یک اسپرسو دوتایی (= دو مقدار استاندارد در یک فنجان) سفارش دادم.
از درهای دوتایی عبور کرده و به چپ بپیچید.
کلمه cool یک o دوتایی در وسط دارد.
هر چه او می گوید معنایی مضاعف دارد (= دو معنی احتمالی دارد).
این مسکن دوبرابر قدرت است (= دو برابر مقدار طبیعی دارو دارد).
شماره تلفن صبیحه دوبل سه، یک، پنج، دو هفت (= 331577) است.
یک پامچال دوتایی
هی، تونی، من هفته گذشته در یک مهمانی با کسی آشنا شدم که دو نفره تو بود.
men's/women's/mixed doubles
مردان / زنان / دونفره مختلط
اولین تیمی که در فوتبال انگلیس دبل کرد کدام بود؟
دولت قصد دارد تعداد دانشجویان در آموزش عالی را ظرف 25 سال دو برابر کند.
سود شرکت از زمان معرفی فناوری جدید دو برابر شده است.
من هفته گذشته دو برابر (= دو برابر بیشتر) برای آن شلوار پرداخت کردم.
قیمت کالاهای برقی تقریباً دو برابر قیمت چند سال پیش است.
دوست داری ویسکی دیگه ای؟ بله. آن را دو برابر کنید (= دو مقدار استاندارد در یک لیوان).
dual
دوگانه
دوقلو
twofold
دو برابر
binary
دودویی
duplex
دوبلکس
matching
تطابق
paired
جفت شده است
coupled
تکراری
duplicate
دوتایی
binate
دو برابر شد
doubled
دو جانبه
bipartite
دومین
مکمل
complementary
تطبیق
dualistic
کپی شده
duple
جفت شدن
matched
تکرار کرد
bifold
دو لبه
duplicated
دو لوله
geminate
به صورت جفت
repeated
بینال
double-edged
دو سر
double-barreled
دو
in pairs
دیپلوئید
binal
dyadic
doubleheader
two-fold
diploid