everything
everything - همه چيز
pronoun - ضمیر
UK :
US :
هر چیز یا همه چیز
همه چیزهای زندگی شما، کار و غیره
all things
همه چیز
How's everything at work? Very busy.
همه چیز در محل کار چطور است؟ بسیار گرفتار، بسیار مشغول، بسیار پر کار.
Maria has succeeded at almost everything she has tried to do.
ماریا تقریباً در هر کاری که سعی کرده انجام دهد موفق بوده است.
Do you have everything you need?
آیا شما همه چیز مورد نیاز خود را دارید؟
Everything had gone.
همه چیز رفته بود
وقتی با او روبرو شدیم، همه چیز را انکار کرد.
این کیسه را بردارید و همه چیز را به من بسپارید.
به نظر می رسید که او همه چیز دارد - ظاهر، پول، هوش.
Everything in the capital is now quiet.
اکنون همه چیز در پایتخت خلوت است.
‘How's everything with you?’ ‘Fine, thanks.’
همه چیز با تو چطور است؟ خوب، متشکرم.
Money isn't everything.
پول همه چیز نیست
My family means everything to me.
خانواده ام برای من همه چیز است.
اسم و آدرس و همه چیزش را داری؟
او در مورد بچه و همه چیز به من گفت.
شما نمی توانید او را برای همه چیز سرزنش کنید.
او به بریتنی اسپیرز وسواس دارد و هر چیزی که به او مربوط می شود را جمع آوری می کند.
جین سه بار به جیم خیانت کرده است، اما او هنوز او را با وجود همه چیز دوست دارد.
Money isn't everything (= the most important thing).
پول همه چیز نیست (= مهمترین چیز).
فرزندان او برای او همه چیز هستند (= مهمترین بخش زندگی او).
Have you been crying? Is everything all right?
آیا گریه کرده اید؟ همه چیز روبه راه است؟
The thieves took everything.
دزدها همه چیز را گرفتند.
ما هر کاری از دستمان برمی آمد برای نجاتش انجام دادیم اما او مرد.
ما هر کاری که لازم است انجام خواهیم داد تا قاتل را به دست عدالت بسپاریم.
آنها با خانه جدیدشان و همه چیز (= همه چیزهایی که به آن مرتبط است) بسیار مشغول هستند.
They lost everything in the fire.
همه چیزشان را در آتش از دست دادند.
In spite of everything I still love him.
با وجود همه چیز، من هنوز او را دوست دارم.
The price of gasoline affects everything else.
قیمت بنزین همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد.
Is everything all right? Everything is fine.
همه چیز روبه راه است؟ همه چیز خوب است.
پول همه چیز نیست (= تنها چیز مهم نیست).
فرزندان او همه چیز او هستند (= مهمترین بخش زندگی او).