aviary

base info - اطلاعات اولیه

aviary - پرندگان

noun - اسم

/ˈeɪvieri/

UK :

/ˈeɪviəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aviary] در گوگل
description - توضیح
  • a large cage where birds are kept


    یک قفس بزرگ که در آن پرندگان نگهداری می شوند

  • a large cage (= area surrounded by wire or bars) or closed space in which birds are kept as pets


    قفس بزرگ (= منطقه محصور شده توسط سیم یا میله) یا فضای بسته ای که در آن پرندگان به عنوان حیوان خانگی نگهداری می شوند.

  • Not so much an aviary now more a hen-house when a hawk flies over.


    وقتی یک شاهین بر فراز آن پرواز می کند، نه چندان یک مرغداری است.

  • You can take a day trip to Bodelwyddan Castle with its walled garden aviary, maze and adventure woodland.


    می توانید یک سفر یک روزه به قلعه Bodelwyddan با باغ دیواری، پرندگان، پیچ و خم و جنگل های ماجراجویی داشته باشید.

  • In the afternoon there were several young ravens without their parents in the woods by the aviary.


    بعد از ظهر، چند زاغ جوان بدون پدر و مادر در جنگل کنار مرغداری بودند.

  • The Borough Council is considering closing the aviaries to save money.


    شورای شهر برای صرفه جویی در هزینه ها در حال بررسی تعطیلی پرنده ها است.

  • Worked with the ravens in the aviary.


    با زاغ ها در مرغداری کار می کرد.

  • The housekeeper, Mary McLellan, served Dubonnet, Margarett opened the aviary, and a parakeet flew to her shoulder.


    خانه دار، مری مک للان، به دوبونت خدمت کرد، مارگارت در پرندگان را باز کرد و طوطی به شانه او پرواز کرد.

  • It costs around £10,000 a year to run the aviaries.


    هزینه ای در حدود 10000 پوند در سال برای راه اندازی پرندگان می باشد.

  • I was standing with my back to the aviary, my jacket almost touching the wire mesh, still puzzled.


    من با پشت به باغ پرندگان ایستاده بودم، ژاکتم تقریباً مش سیم را لمس می کرد، هنوز گیج بودم.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • birdcage


    قفس پرنده

  • birdhouse


    خانه پرنده

  • columbary


    کلمبی

  • coop


    قفس

  • dovecote


    کبوترخانه

  • volary


    متلاطم

  • bird enclosure


    محوطه پرنده

  • bird sanctuary


    پناهگاه پرنده

  • chicken coop


    قفس مرغ


  • فرار مرغ

  • hen house


    مرغدانی

  • pigeon loft


    محفظه

  • enclosure


  • cage


  • henhouse


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

gent

لغت پیشنهادی

fancier

لغت پیشنهادی

tube