garage

base info - اطلاعات اولیه

garage - گاراژ

noun - اسم

/ɡəˈrɑːʒ/

UK :

/ˈɡærɑːʒ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [garage] در گوگل
description - توضیح
  • a building for keeping a car in usually next to or attached to a house


    ساختمانی برای نگهداری ماشین، معمولاً در کنار خانه یا متصل به آن

  • a building in a public place where cars can be parked


    یک ساختمان در یک مکان عمومی که می توان ماشین ها را در آن پارک کرد

  • a place where motor vehicles are repaired


    مکانی که وسایل نقلیه موتوری در آن تعمیر می شوند

  • a place where you buy petrol


    جایی که شما بنزین میخرید

  • a type of popular music played on electronic instruments, with a strong fast beat and singing


    نوعی موسیقی رایج که بر روی سازهای الکترونیکی با ضرب آهنگ و آواز قوی پخش می شود


  • قرار دادن یا نگهداری وسیله نقلیه در گاراژ

  • a building where a car is kept, built next to or as part of a house


    ساختمانی که در آن ماشین نگهداری می شود، در کنار یا به عنوان بخشی از یک خانه ساخته شده است

  • a place where cars are repaired


    مکانی که ماشین ها در آن تعمیر می شوند

  • a place where fuel is sold for cars and other vehicles


    مکانی که در آن سوخت برای اتومبیل و سایر وسایل نقلیه فروخته می شود

  • a place where cars are sold


    مکانی که در آن اتومبیل فروخته می شود

  • fast electronic dance music with a strong beat keyboards, and singing


    موسیقی رقص سریع و الکترونیکی با ضرب آهنگ قوی، کیبورد و آواز


  • ساختمانی که در آن ماشین یا ماشین‌هایی نگهداری می‌شود، به ویژه. یکی که در کنار یا بخشی از یک خانه است

  • a building where a car or cars are kept, esp. one that is next to or part of a house


    گاراژ همچنین مکانی است که می توانید ماشین خود را تعمیر کنید.


  • قرار بود مدت ها قبل به پارکینگ تبدیل شده باشد.

  • It was supposed to have been turned into a parking garage long before now.


    مردی که آن را از گاراژ آورده بود به خوبی به یاد می آورد.


  • او را در گاراژ خانه‌شان با طناب دار پیدا کردند.

  • She was found hanged by a rope in the garage of their home.


    سیمون کورمک از زنجیر قوزک پا جدا شد و هر دو مرد به طبقه بالا، از طریق خانه و داخل گاراژ هدایت شدند.

  • Simon Cormack was detached from his ankle-chain and both men were led upstairs, through the house and into the garage.


    پایه پرش ارتفاع به داخل گاراژ پرتاب شد و من در یک دوره 20 هفته ای وارد مدرسه مدل گرو شدم.

  • The high-jump stand was thrown into the garage and I entered the Grove Model School on a 20-week course.


    آنها اضافه می کنند که اگر قرار است موزه در پارک باقی بماند، یک گاراژ زیرزمینی حیاتی خواهد بود.

  • They add that if the museum is to remain in the park an underground garage would be vital.


example - مثال
  • a double garage (= one for two cars)


    یک گاراژ دو نفره (= یکی برای دو ماشین)

  • a house with a detached/an attached/an integral garage


    یک خانه با یک گاراژ مستقل / متصل / یکپارچه


  • یک گاراژ اتوبوس

  • an underground garage (= for example under an office building)


    یک گاراژ زیرزمینی (= برای مثال زیر یک ساختمان اداری)

  • Don't forget to put the car in the garage.


    فراموش نکنید که ماشین را در گاراژ بگذارید.

  • Did you shut the garage door?


    در گاراژ را بستی؟

  • I had to take the car to the garage.


    مجبور شدم ماشین را به گاراژ ببرم.

  • The car's still at the garage.


    ماشین هنوز در گاراژ است.

  • a garage mechanic


    مکانیک گاراژ

  • Did you put the car in the garage?


    ماشینو گذاشتی تو گاراژ؟

  • The car's still at the garage getting fixed.


    ماشین هنوز در گاراژ در حال تعمیر است.

  • If your car is garaged, you get much cheaper insurance.


    اگر ماشین شما گاراژ شده باشد، بیمه بسیار ارزان تری دریافت می کنید.

  • The car wasn’t in the garage so I thought you weren’t home.


    ماشین در گاراژ نبود، بنابراین فکر کردم که شما خانه نیستید.

synonyms - مترادف
  • carport


    اسکله اتومبیل


  • ذخیره سازی

  • car stall


    غرفه ماشین

  • lock-up


    قفل کردن


  • بندر ماشین


  • محوطه پارکینگ


  • جای پارک

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

erasable

لغت پیشنهادی

annual

لغت پیشنهادی

overcoming