storage
storage - ذخیره سازی
noun - اسم
UK :
US :
فرآیند نگهداری یا قرار دادن چیزی در مکانی خاص در حالی که از آن استفاده نمی شود
زمانی که برای نگهداری اثاثیه یا سایر کالاها در مکانی خاص تا زمانی که نیاز به استفاده از آنها ندارید، پول می دهید
نحوه نگهداری این اطلاعات در رایانه
the act of keeping or putting something in a place while it is not being used or the space used for this
عمل نگهداری یا قرار دادن چیزی در مکانی در حالی که از آن استفاده نمی شود یا فضایی که برای این کار استفاده می شود
قیمتی که برای نگهداری کالا می پردازید
ابزاری که به وسیله آن اطلاعات در رایانه نگهداری می شود
قرار دادن و نگهداری اشیا در مکانی مخصوص برای استفاده در آینده
If things such as furniture are in storage they are being kept safe in a special building while they are not needed.
اگر وسایلی مانند اثاثیه در انبار باشد، در حالی که نیازی به آنها نیست، در یک ساختمان مخصوص نگهداری می شوند.
the act of putting things in a special place for use in the future or the place where you put things
عمل قرار دادن اشیا در مکانی خاص برای استفاده در آینده، یا مکانی که اشیا را در آن قرار می دهید
the act of keeping things somewhere so that they can be used later especially goods or energy supplies
عمل نگه داشتن اشیاء در جایی به گونه ای که بتوان بعداً از آنها استفاده کرد، به ویژه کالاها یا منابع انرژی
اگر اشیا در انبار هستند، در جایی نگهداری می شوند تا زمانی که مورد نیاز باشند
فرآیند ذخیره و نگهداری اطلاعات، موسیقی و غیره در رایانه
But with digital instruments and digital storage the data could be transferred through phone lines from the source to the computer.
اما با ابزارهای دیجیتال و ذخیره سازی دیجیتال، داده ها می توانند از طریق خطوط تلفن از منبع به رایانه منتقل شوند.
او اثاثیه خود را در انبار نمی گذارد.
Use of n-grams requires little storage or processing but is less efficient at discriminating between acceptable and unacceptable letter strings.
استفاده از n-gram به ذخیره سازی یا پردازش کمی نیاز دارد، اما در تمایز بین رشته های حروف قابل قبول و غیر قابل قبول کارایی کمتری دارد.
این شرکت همچنین سیستمی از کیسهها و برچسبهای ذخیرهسازی را ابداع کرد تا حتی کوچکترین اقلام را ایمن کند.
اتکینسون همچنین توصیه کرد که دانشگاه ها نباید انبارهای بزرگ را در ذخیره سازی از راه دور نگهداری کنند.
It also ensures that the waste that is ultimately disposed of is in a good form for long-term storage.
همچنین تضمین میکند که زبالههایی که در نهایت دفع میشوند در شکل خوبی برای ذخیرهسازی طولانیمدت هستند.
Furthermore some media such as magnetic tapes are subject to storage degradation if they are not regularly used.
علاوه بر این، برخی از رسانه ها مانند نوارهای مغناطیسی در صورت عدم استفاده منظم در معرض تخریب ذخیره سازی قرار می گیرند.
میزهایی که برای نگهداری به صورت صاف تا می شوند
فضای ذخیره سازی زیادی در انبار وجود دارد.
امکانات نگهداری مواد غذایی
اکنون به فضای ذخیره سازی بیشتری نیاز داریم.
the storage and retrieval of information
ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات
ذخیره سازی داده ها
وقتی نقل مکان کردیم مجبور شدیم اثاثیه خود را مدتی در انبار بگذاریم.
عمر نگهداری پنیر دو ماه است.
اتاق های کناری برای انبار استفاده می شود.
یک محفظه نگهداری مفید در زیر فر
ذخیره سازی امن سلاح های هسته ای
فضای ذخیره سازی زیادی در اتاق زیر شیروانی وجود دارد.
دستگاه های ذخیره سازی دیجیتال
ظرفیت ذخیره سازی دیسک موجود
مجبور شدیم کمدهایی بسازیم تا فضای ذخیره سازی بیشتری در اختیارمان بگذارد.
آتش سوزی در انباری زیرزمین رخ داد.
Much of the art they’ve acquired is still in storage (= being kept in a safe place and not yet in use).
بسیاری از هنری که آنها به دست آورده اند هنوز در انبار است (= در مکانی امن نگهداری می شود و هنوز مورد استفاده قرار نمی گیرد).
باید برنامه های مناسبی برای ذخیره سازی زباله های هسته ای وجود داشته باشد.
آتش سوزی بزرگترین تاسیسات ذخیره گاز کشور را از کار انداخت.
بنزین آلوده در مخازن ذخیره سازی در ترمینال ردیابی شد.
long-term/short-term/temporary storage
ذخیره سازی طولانی مدت / کوتاه مدت / موقت
storage costs/capacity
هزینه/ظرفیت ذخیره سازی
مقدار زیادی گاز طبیعی در انبار برای زمستان وجود دارد.
شرکتها میتوانند به جای تولید کالاهای جدید، مقدار کالاهای نگهداری شده در انبار را کاهش دهند.
با این قیمت، مشتریان سرویس میزبانی وب 100 گیگابایت فضای ذخیره سازی دریافت می کنند.
Removable data storage devices have an increasingly large capacity.
دستگاههای ذخیرهسازی اطلاعات قابل جابجایی ظرفیت فزایندهای دارند.
storage hardware/media/software
سخت افزار/رسانه/نرم افزار ذخیره سازی
storage capacity/space
ظرفیت/فضای ذخیره سازی
data/document/information storage
ذخیره سازی داده/اسناد/اطلاعات
computer/disk storage
ذخیره سازی کامپیوتر/دیسک
storehouse
انبار
depository
سپرده گذاری
repository
مخزن
warehouse
حافظه پنهان
depot
رپرتوار
cache
آمبری
repertory
کمیساری
ambry
entrepot
commissary
شفاف
entrepot
ذخیره کردن
larder
منطقه ذخیره سازی
stash
تاسیسات ذخیره سازی
فروشگاه
طاق
خزانه داری
vault
محل ذخیره سازی
storeroom
مجله
treasury
گردآوری
بی خطر
بایگانی
garner
برو پایین
stockroom
موزه
گنج خانه
archive
سیلو
godown
انبار غلات
انبار غله
treasure house
silo
granary
barn
reservoir
abolition
لغو
خطر
تخریب
endangerment
به خطر افتادن
harm
صدمه
جراحت
بی توجهی
neglect
خراب کردن
ruin