school
school - مدرسه
noun - اسم
UK :
US :
مکانی که در آن به کودکان آموزش داده می شود
یک روز کار در مدرسه
زمانی که در طول زندگی خود به مدرسه می روید
یک کالج یا دانشگاه، یا زمانی که در آنجا تحصیل می کنید
a department or group of departments that teaches a particular subject at a university
دپارتمان یا گروهی از دپارتمان ها که موضوع خاصی را در دانشگاه تدریس می کنند
مکانی که در آن موضوع یا مهارت خاصی تدریس می شود
تعدادی از افرادی که به دلیل سبک کاری مشابه یک گروه محسوب می شوند
گروه بزرگی از ماهی ها، نهنگ ها، دلفین ها و غیره که با هم شنا می کنند
آموزش دادن یا آموزش دادن به کسی که مهارت، نوع رفتار یا طرز فکر خاصی داشته باشد
برای تربیت کودک
جایی که بچه ها برای آموزش می روند
the period of your life during which you go to school or the teaching and learning activities which happen at school
دوره ای از زندگی شما که در طی آن به مدرسه می روید یا فعالیت های آموزشی و یادگیری که در مدرسه اتفاق می افتد
زمانی در طول روز که کودکان در مدرسه درس می خوانند
همه بچه ها و معلمان یک مدرسه
بخشی از یک کالج یا دانشگاه که در یک موضوع خاص یا گروهی از موضوعات تخصص دارد
مکانی که در آن افراد می توانند یک موضوع خاص را هر چند وقت یکبار یا همیشه مطالعه کنند
یک کالج یا دانشگاه یا زمانی که دانشجو در آنجا می گذراند
a group of painters, writers, poets, etc. whose work is similar especially similar to that of a particular leader
گروهی از نقاشان، نویسندگان، شاعران و غیره که کارشان شبیه، به ویژه شبیه کار یک رهبر خاص است
تعداد زیادی ماهی یا سایر موجودات دریایی که به صورت گروهی شنا می کنند
آموزش دادن به شخص یا حیوان برای انجام کاری
برای آموزش به کودک
جایی که مردم، به ویژه. جوانان، تحصیل کرده اند
مدرسه همچنین به معنای زمان صرف شده در مدرسه است
مدرسه همچنین به معنای فرآیند آموزش در مدرسه است
A school is also a part of a college or university specializing in a particular subject or group of subjects
مدرسه همچنین بخشی از یک کالج یا دانشگاه است که در یک موضوع خاص یا گروهی از موضوعات تخصص دارد
مدرسه همچنین مکانی است که در آن یک موضوع یا مهارت خاص تدریس می شود
مدرسه همچنین یک کالج یا دانشگاه است
a group of artists, writers, or philosophers (= people with theories about existence) whose styles, methods, or ideas are similar
گروهی از هنرمندان، نویسندگان یا فیلسوفان (= افرادی با نظریه هایی درباره هستی) که سبک ها، روش ها یا ایده هایشان مشابه است.
تعداد زیادی ماهی یا سایر حیوانات دریایی که به صورت گروهی شنا می کنند
برای آموزش یا تدریس
هر دو بچه آنها اکنون در مدرسه نیستند.
من و برادرم به یک مدرسه رفتیم.
در کدام مدرسه تحصیل می کنند؟
من امروز به مدرسه می روم تا با معلم کیم صحبت کنم.
ما به پول بیشتری برای جاده ها، بیمارستان ها و مدارس نیاز داریم.
این خیریه پروژه هایی را در مدارس محلی و سازمان های جوانان اجرا می کند.
مدرسه دخترانه/پسرانه
مدرسه ای برای دختران 11 تا 16 ساله
school buildings
ساختمان های مدرسه
بچه ها هر روز صبح سوار اتوبوس مدرسه می شوند.
برای شروع/ترک مدرسه
کجا مدرسه رفتی؟
همه بچه های من هنوز در مدرسه هستند.
آیا می توانید اولین روز مدرسه خود را به یاد بیاورید؟
آموزش دادن (= در مدرسه تدریس کردن)
انتقال از مدرسه به محل کار می تواند دشوار باشد.
سال تحصیلی تقریباً تمام شده بود.
او به دلیل توهین لفظی به معلمش از مدرسه اخراج شد.
او در مدرسه خیلی خوب عمل نمی کرد.
در بریتانیا کودکان از پنج سالگی مدرسه را شروع می کنند.
بعد از کلاس نهم درس را رها کرد.
مدرسه از ساعت 9 شروع می شود.
آیا امروز بعد از مدرسه با شما ملاقات خواهم کرد؟
بچه ها تا ساعت 3.30 در مدرسه هستند.
من این هفته مدرسه نیستم
وقتی مریض بود مادرش او را به مدت دو هفته از تحصیل باز داشت.
وقتی مریض بود، مادرش او را به مدت دو هفته از مدرسه باز داشت.
پدر و مادرم به من اجازه دادند دیروز از مدرسه در خانه بمانم.
فعالیت های بعد از مدرسه
روز بعد دوشنبه بود، روز مدرسه.
after-school activities
academy
آکادمی
دانشکده
institute
موسسه
موسسه، نهاد
دانشگاه
academe
هنرستان هنری
conservatory
پیشخوانی
phrontistery
مدرسه
schoolhouse
حوزه علمیه
seminary
آلما مادر
alma mater
موسسه تحصیلی
استقرار
تحصیلات تکمیلی
مدرسه تجارت
هنرستان فنی حرفه ای
vocational school
تالارهای پیچک
halls of ivy
مرکز یادگیری ایالات متحده
مرکز یادگیری انگلستان
centre of learningUK
پلی تکنیک
polytechnic
کرسی یادگیری
دانشکده الهیات
کنسرواتوار
academia
تفکر
theological college
کالج آموزشی
conservatoire
موسسه آموزش عالی
brainery
موسسه آموزشی
کالج تحصیلات تکمیلی
institution of higher education
محل تحصیل
شخصی
شخص
انسان
entity
وجود، موجودیت