school

base info - اطلاعات اولیه

school - مدرسه

noun - اسم

/skuːl/

UK :

/skuːl/

US :

family - خانواده
schooling
مدرسه رفتن
pre-school
پیش دبستانی
school
مدرسه
google image
نتیجه جستجوی لغت [school] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • My brother and I went to the same school.


    من و برادرم به یک مدرسه رفتیم.

  • Which school do they attend?


    در کدام مدرسه تحصیل می کنند؟

  • I'm going to the school today to talk to Kim's teacher.


    من امروز به مدرسه می روم تا با معلم کیم صحبت کنم.

  • We need more money for roads, hospitals and schools.


    ما به پول بیشتری برای جاده ها، بیمارستان ها و مدارس نیاز داریم.

  • The charity runs projects at local schools and youth organizations.


    این خیریه پروژه هایی را در مدارس محلی و سازمان های جوانان اجرا می کند.

  • a girls'/boys' school


    مدرسه دخترانه/پسرانه

  • a school for girls aged 11–16


    مدرسه ای برای دختران 11 تا 16 ساله

  • school buildings


    ساختمان های مدرسه

  • The kids get the school bus every morning.


    بچه ها هر روز صبح سوار اتوبوس مدرسه می شوند.

  • to start/leave school


    برای شروع/ترک مدرسه

  • to start/quit school


    کجا مدرسه رفتی؟

  • Where did you go to school?


    همه بچه های من هنوز در مدرسه هستند.

  • All my kids are still at school.


    آیا می توانید اولین روز مدرسه خود را به یاد بیاورید؟


  • آموزش دادن (= در مدرسه تدریس کردن)

  • All my kids are still in school.


    انتقال از مدرسه به محل کار می تواند دشوار باشد.

  • to teach school (= teach in a school)


    سال تحصیلی تقریباً تمام شده بود.


  • او به دلیل توهین لفظی به معلمش از مدرسه اخراج شد.

  • The school year was nearly over.


    او در مدرسه خیلی خوب عمل نمی کرد.

  • He was expelled from school for verbally abusing his teacher.


    در بریتانیا کودکان از پنج سالگی مدرسه را شروع می کنند.

  • She didn't do very well at school.


    بعد از کلاس نهم درس را رها کرد.

  • In Britain children start school when they are five.


    مدرسه از ساعت 9 شروع می شود.

  • He dropped out of school after the ninth grade.


    آیا امروز بعد از مدرسه با شما ملاقات خواهم کرد؟

  • School begins at 9.


    بچه ها تا ساعت 3.30 در مدرسه هستند.


  • من این هفته مدرسه نیستم

  • The kids are at/in school until 3.30.


    وقتی مریض بود مادرش او را به مدت دو هفته از تحصیل باز داشت.

  • I'm off school this week.


    وقتی مریض بود، مادرش او را به مدت دو هفته از مدرسه باز داشت.

  • His mum kept him off school for two weeks when he was ill.


    پدر و مادرم به من اجازه دادند دیروز از مدرسه در خانه بمانم.

  • His mom kept him out of school for two weeks when he was sick.


    فعالیت های بعد از مدرسه

  • My parents let me stay home from school yesterday.


    روز بعد دوشنبه بود، روز مدرسه.

  • after-school activities


  • The next day was Monday, a school day.


synonyms - مترادف
  • academy


    آکادمی


  • دانشکده

  • institute


    موسسه


  • موسسه، نهاد


  • دانشگاه

  • academe


    هنرستان هنری

  • conservatory


    پیشخوانی

  • phrontistery


    مدرسه

  • schoolhouse


    حوزه علمیه

  • seminary


    آلما مادر

  • alma mater


    موسسه تحصیلی


  • استقرار


  • تحصیلات تکمیلی


  • مدرسه تجارت


  • هنرستان فنی حرفه ای

  • vocational school


    تالارهای پیچک

  • halls of ivy


    مرکز یادگیری ایالات متحده

  • center of learningUS


    مرکز یادگیری انگلستان

  • centre of learningUK


    پلی تکنیک

  • polytechnic


    کرسی یادگیری


  • دانشکده الهیات


  • کنسرواتوار

  • academia


    تفکر

  • theological college


    کالج آموزشی

  • conservatoire


    موسسه آموزش عالی

  • brainery


    موسسه آموزشی


  • کالج تحصیلات تکمیلی


  • محل تحصیل


  • further education college


  • place of matriculation


antonyms - متضاد

  • شخصی


  • شخص


  • انسان

  • entity


    وجود، موجودیت

لغت پیشنهادی

jet

لغت پیشنهادی

commingled

لغت پیشنهادی

march