graduate

base info - اطلاعات اولیه

graduate - فارغ التحصیل

noun - اسم

/ˈɡrædʒuət/

UK :

/ˈɡrædʒuət/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [graduate] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • job prospects for graduates


    چشم انداز شغلی برای فارغ التحصیلان

  • a university/college graduate


    فارغ التحصیل دانشگاه / کالج


  • فارغ التحصیل اخیر از دانشگاه کاونتری

  • an Oxford/a Yale graduate


    فارغ التحصیل دانشگاه آکسفورد/ییل

  • a graduate of Oxford/Yale


    فارغ التحصیل آکسفورد/ییل

  • engineering/science graduates


    فارغ التحصیلان مهندسی/علوم


  • فارغ التحصیل رشته تاریخ


  • یک دانشجوی کارشناسی ارشد

  • graduate programs/degrees/studies


    برنامه های تحصیلات تکمیلی / مدارک تحصیلی / مطالعات


  • فارغ التحصیل دبیرستان

  • She has taught at both the undergraduate and graduate levels.


    او در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تدریس کرده است.

  • The company places great importance on graduate recruitment and training.


    این شرکت به جذب و آموزش فارغ التحصیلان اهمیت زیادی می دهد.

  • a graduate in sociology


    فارغ التحصیل رشته جامعه شناسی

  • job opportunities for university graduates


    فرصت های شغلی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی

  • graduate courses


    دوره های تحصیلات تکمیلی

  • a graduate student.


    فارغ التحصیل کمبریج

  • a Cambridge graduate


    کریس فارغ التحصیل فیزیک است.

  • Chris is a physics graduate.


    فارغ التحصیلان دبیرستان

  • high-school graduates


    فارغ التحصیل دانشگاه ییل

  • a graduate of Yale


    لورنا از دانشگاه فرایبورگ فارغ التحصیل شد.

  • Lorna graduated from Freiburg University.


    تام به تازگی با ممتاز درجه یک در روانشناسی فارغ التحصیل شده است.

  • Tom has just graduated with first-class honours in psychology.


    پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان به ارتش پیوست.

  • After he graduated from high school he joined the Army.


    او از منشی شدن فارغ التحصیل شد تا بخش خودش را اداره کند.

  • She graduated from being a secretary to running her own department.


    فارغ التحصیل ییل/فارغ التحصیل ییل

  • a Yale graduate/a graduate of Yale


    اگرچه او هرگز از دبیرستان فارغ التحصیل نشد، اما به یک تاجر موفق تبدیل شد.

  • Although he never graduated from high school he became a successful businessman.


    تحصیلات تکمیلی/دانشجو/مطالعات

  • graduate school/student/studies


    فارغ التحصیل کالج در سال 2010


  • لی فارغ التحصیل دانشگاه پکن است.

  • Li is a graduate of Beijing University.


    فارغ التحصیل آکسفورد / هاروارد / کلمبیا

  • an Oxford/Harvard/Columbia graduate


    فارغ التحصیل روانشناسی / روزنامه نگاری / مهندسی

  • a psychology/journalism/engineering graduate


synonyms - مترادف
  • alum


    زاج

  • alumna


    فارغ التحصیل

  • alumnus


    لیسانس

  • baccalaureate


    عزب

  • bachelor


    دانشجو

  • collegian


    دیپلمات

  • diplomate


    دکتر


  • درجه

  • grad


    دارنده

  • holder


    مجوز دادن

  • licentiate


    استاد


  • تولید - محصول


  • گیرنده

  • recipient


    دانشجوی سابق

  • ex-student


    دانش آموز سابق


  • دارنده مدرک

  • degree holder


    لیسانس هنر

  • Bachelor of Arts


    لیسانس علوم

  • Bachelor of Science


    کارشناسی ارشد هنر

  • Master of Arts


    کارشناسی ارشد


  • فرد با مدرک


  • دکتری

  • PhD


    BA

  • Ph.D.


    MA

  • BA


    DPhil

  • BSc


    فوق لیسانس

  • MA


    مداح

  • DPhil


  • MSc


  • postgraduate


  • valedictorian


antonyms - متضاد
  • drop-out


    ترک تحصیل


  • دانشجو

  • undergraduate


    کارشناسی

لغت پیشنهادی

distill

لغت پیشنهادی

anomalously

لغت پیشنهادی

waving