backer

base info - اطلاعات اولیه

backer - پشتیبان

noun - اسم

/ˈbækər/

UK :

/ˈbækə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [backer] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The project receives its money from European backers.


    این پروژه پول خود را از حامیان اروپایی دریافت می کند.


  • ما باید یک حامی مالی جدید پیدا کنیم.

  • We need financial backers for the project.


    برای پروژه به پشتیبان مالی نیازمندیم.

  • We'll need financial backers to do this.


    برای انجام این کار به حامیان مالی نیاز داریم.

  • The project's backers believe that fund-raising should not be a problem.


    حامیان این پروژه معتقدند که جمع آوری سرمایه نباید مشکلی ایجاد کند.

  • The club was desperately seeking new financial backers.


    باشگاه به شدت به دنبال حامیان مالی جدید بود.

synonyms - مترادف
  • promoter


    مروج


  • حامی

  • patron


    مدافع

  • sponsor


    فرشته


  • خیر

  • angel


    پذیره نویس

  • benefactor


    سرمایه گذار

  • underwriter


    دوست

  • financier


    ضامن


  • قهرمان داستان

  • guarantor


    متحد

  • protagonist


    رسول

  • advocator


    نیکوکار


  • تقویت کننده

  • apostle


    قهرمان

  • benefactress


    طرفدار

  • booster


    توان


  • توضیح دهنده

  • espouser


    انجیل کننده

  • exponent


    انجیل

  • expounder


    قاصد

  • gospeler


    هیرووفانت

  • gospeller


    پالادین

  • herald


    دومین

  • hierophant


    subsidiserUK


  • یارانه دهنده ایالات متحده

  • paladin


  • proponent



  • subsidiserUK


  • subsidizerUS


antonyms - متضاد
  • adversary


    حریف

  • antagonist


    آنتاگونیست


  • دشمن


  • مخالف

  • opposer


    مخالفت


  • بدخواه

  • detractor


    رهبر

  • foe


    رقیب


  • منتقد

  • rival


    مدیر


  • رئیس


  • کوریفئوس


  • برتر

  • coryphaeus


    مدعی


  • کوبنده

  • superior


    استاد

  • contender


    کارمند


  • غریبه

  • challenger


    انسداد

  • knocker


    مانع


  • جراحت


  • شورشی


  • عیب یاب

  • obstruction


    تحقیر کننده

  • hindrance


    شوالیه سیاه


  • blockage


  • rebel


  • faultfinder


  • belittler


  • black knight


لغت پیشنهادی

bumper

لغت پیشنهادی

approximate

لغت پیشنهادی

rock