backer
backer - پشتیبان
noun - اسم
UK :
US :
کسی که از یک طرح حمایت می کند، به خصوص با ارائه پول
کسی که معمولاً با دادن پول از یک طرح، شخص یا شرکت پشتیبانی می کند
کسی که از چیزی حمایت مالی می کند
کسی که با پول یا حرف از کسی یا چیزی حمایت می کند
شخص یا شرکتی که از چیزی یا شخصی پشتیبانی می کند، به ویژه حمایت مالی
حامیان لایحه جنایات محلی
مشارکت کم ممکن است به نفع بوکانان باشد که حامیان پرشور آن متعهدترین هستند.
مدیران پس از خروج حامیان مالی از این عملیات، شرکت را تعطیل کردند.
مبادله بین بانوی اول و با ارزش ترین حامیان مالی او جذاب است.
Thornton knew of various incidents which confirmed his opinion that Walsh made a distinctly negative impression in the hunt for backers.
تورنتون از حوادث مختلفی اطلاع داشت که این عقیده او را تأیید می کرد که والش در شکار حامیان تأثیر منفی مشخصی بر جای گذاشته است.
حامیان طلای خام 6 دلار برای هر شرط برد 2 دلاری جمع آوری کردند.
او حامیان خود را به خاطر شکست دادن رویای خود سرزنش می کند.
وقتی یکی از حامیان اصلی او ورشکست شد، اوضاع حتی دشوارتر شد.
حامیان این طرح مطمئن هستند که تقاضای قابل توجهی برای پیوستن به لویدز وجود دارد.
مطمئناً کوپن ها حامیان خود را دارند.
این پروژه پول خود را از حامیان اروپایی دریافت می کند.
ما باید یک حامی مالی جدید پیدا کنیم.
برای پروژه به پشتیبان مالی نیازمندیم.
برای انجام این کار به حامیان مالی نیاز داریم.
حامیان این پروژه معتقدند که جمع آوری سرمایه نباید مشکلی ایجاد کند.
باشگاه به شدت به دنبال حامیان مالی جدید بود.
promoter
مروج
حامی
patron
مدافع
sponsor
فرشته
خیر
angel
پذیره نویس
benefactor
سرمایه گذار
underwriter
دوست
financier
ضامن
قهرمان داستان
guarantor
متحد
protagonist
رسول
advocator
نیکوکار
تقویت کننده
apostle
قهرمان
benefactress
طرفدار
booster
توان
توضیح دهنده
espouser
انجیل کننده
exponent
انجیل
expounder
قاصد
gospeler
هیرووفانت
gospeller
پالادین
herald
دومین
hierophant
subsidiserUK
یارانه دهنده ایالات متحده
paladin
proponent
subsidiserUK
subsidizerUS
adversary
حریف
antagonist
آنتاگونیست
دشمن
مخالف
opposer
مخالفت
بدخواه
detractor
رهبر
foe
رقیب
منتقد
rival
مدیر
رئیس
کوریفئوس
برتر
coryphaeus
مدعی
کوبنده
superior
استاد
contender
کارمند
غریبه
challenger
انسداد
knocker
مانع
جراحت
شورشی
عیب یاب
obstruction
تحقیر کننده
hindrance
شوالیه سیاه
blockage
rebel
faultfinder
belittler
black knight