documentation
documentation - مستندات
noun - اسم
UK :
US :
مستند
اسناد رسمی، گزارشها و غیره که برای اثبات درست یا صحیح بودن چیزی استفاده میشوند
عمل ثبت اطلاعات به صورت مکتوب، روی فیلم و غیره
اسنادی که برای اثبات درست یا صحیح بودن چیزی یا به عنوان ثبت چیزی استفاده می شود
اسنادی که نحوه عملکرد یک قطعه از تجهیزات را توضیح می دهد
pieces of paper containing official information
تکه های کاغذ حاوی اطلاعات رسمی
دستورالعمل استفاده از دستگاه یا برنامه کامپیوتری
اسناد رسمی یا مطالب نوشته شده ای که اثبات چیزی را ارائه می دهد
Documentation is also the process of providing proof for the things you write about and naming the texts that you use.
مستندسازی همچنین فرآیند ارائه مدرک برای چیزهایی است که در مورد آنها می نویسید و نام گذاری متن هایی که استفاده می کنید.
اسناد رسمی یا قانونی که برای اثبات چیزی مورد نیاز است
فعالیت ثبت حقایق مربوط به یک موضوع خاص
دستورالعمل هایی که به شما می گوید چگونه از یک قطعه تجهیزات استفاده کنید
ما اکنون مستندات عظیمی از احساس در حاشیه بودن داریم.
Legal requirements need to be considered during the implementation of electronic documentation systems to ensure legal security. 10.2.
الزامات قانونی باید در هنگام اجرای سیستم های اسناد الکترونیکی در نظر گرفته شود تا امنیت قانونی تضمین شود. 10.2.
از آنجایی که هیچ مدرک رسمی از شراکت تجاری شما وجود ندارد، هیچ وضعیت قانونی ندارد.
ما مدارک کاملی برای حمایت از این اتهامات داشتیم.
Give the confirmation number you got when you bought the ticket and ask to have documentation sent to you.
شماره تاییدیه ای را که هنگام خرید بلیط دریافت کرده اید را بدهید و بخواهید مدارکی برای شما ارسال شود.
او باید مدارک خود را در کلینیک نگه دارد.
The court made this ruling after obtaining the original documentation covering the Murcia results and satisfying itself as to their authenticity.
دادگاه پس از به دست آوردن اسناد اصلی که نتایج مورسیا را پوشش می دهد و از صحت آنها اطمینان حاصل کرد، این حکم را صادر کرد.
آیا می توانید اسنادی برای حمایت از ادعای خود تهیه کنید؟
والدین موظفند مدارک غربالگری سلامت کودک را به مدرسه ببرند.
کتابخانه محلی اسناد آتش سوزی را برای نمایشگاه تاریخی خود می خواهد.
Data for nutritional care audits are derived from written documentation in the medical research and dietetic card file.
داده های مربوط به ممیزی مراقبت های تغذیه ای از اسناد مکتوب در پرونده تحقیقات پزشکی و کارت رژیم غذایی به دست آمده است.
به دلیل نداشتن تمام مدارک لازم نتوانستم وارد کشور شوم.
هر محصول به طور کامل با اسناد کاربر پشتیبانی می شود.
اگر مستندات فنی ناکافی باشد، سیستم شما یک محصول با کیفیت نیست.
اسناد توافقنامه
لطفاً هرگونه اسناد پشتیبانی را ضمیمه کنید.
We send comprehensive travel documentation, including tickets, hotel vouchers and a detailed itinerary.
ما اسناد کامل سفر، از جمله بلیط، کوپن هتل و یک برنامه سفر دقیق را ارسال می کنیم.
Passengers without the correct documentation (= official papers saying who they are) will not be allowed to travel.
مسافرانی که مدارک صحیحی نداشته باشند (= اوراق رسمی که کی هستند) اجازه سفر نخواهند داشت.
اکنون بسیاری از وام دهندگان از وام گیرندگان می خواهند که اسناد درآمد خود را ارائه دهند.
additional/further/supporting documentation
اسناد اضافی / بیشتر / پشتیبانی
Amid rising default anxiety loans are getting harder to obtain with tighter documentation requirements.
در بحبوحه افزایش نگرانیهای پیشفرض، دریافت وامها سختتر میشود، با الزامات اسنادی سختتر.
حسابرسان سوالاتی را در مورد مستندات هزینه ها مطرح کردند.
technical documentation
مستندات فنی
شواهد و مدارک
اثبات
confirmation
تائیدیه
attestation
تصدیق
corroboration
تایید
substantiation
شهادت
اعتبار سنجی
validation
شاهد
وصیت نامه
testament
گواهینامه
testimonial
کوپن
voucher
صدور گواهینامه
certification
اسناد
documents
استناد
citations
اعتبارنامه
credentials
اوراق
papers
سوابق
records
احراز هویت
verification
تظاهرات
authentication
حمایت کردن
حقایق
نشانه
affirmation
اطلاعات
endorsement
تصویب
facts
استقرار
سوگندنامه
حکم
ratification
affidavit
warrant
disproof
رد کردن
denial
انکار
veto
وتو
refusal
امتناع
disapproval
رد
مخالفت
contradiction
تناقض
disagreement
اختلاف نظر
rejection
طرد شدن
disavowal
خالی
repudiation
لغو انگلستان
void
لغو ایالات متحده
cancellationUK
لغو
cancelationUS
تخریب
annulment
رخنه
زنگ تفريح
breach
ممنوعیت
اختلاف
prohibition
باطل شدن
dissension
invalidation
