brand
brand - نام تجاری
noun - اسم
UK :
US :
نوعی محصول ساخته شده توسط یک شرکت خاص که نام یا طرح خاصی دارد
علامتی که روی پوست حیوان مزرعه ای ایجاد شده یا سوخته است که نشان می دهد متعلق به چه کسی است
توصیف کسی یا چیزی به عنوان نوع بسیار بدی از شخص یا چیز، اغلب ناعادلانه
سوزاندن علامتی بر روی چیزی، مخصوصاً یک حیوان مزرعه، به منظور نشان دادن آن که متعلق به چه کسی است
to give a name to a product or group of products so that they can be easily recognized by their name or design
نام گذاری برای یک محصول یا گروهی از محصولات به گونه ای که بتوان آنها را به راحتی از روی نام یا طرحشان تشخیص داد
a name given to a product by a company so that the product can easily be recognized by its name or its design
نامی که توسط یک شرکت به یک محصول داده می شود تا محصول به راحتی از روی نام یا طراحی آن قابل تشخیص باشد
یک نوع محصول ساخته شده توسط یک شرکت خاص و با نام خاصی به فروش می رسد
مجموعه ای از کیفیت هایی که افراد با یک محصول یا سازمان خاص مرتبط می کنند
the set of qualities that people connect with a particular person or the idea of themselves that the person tries to present to others
مجموعه ای از ویژگی هایی که افراد با یک فرد خاص مرتبط می کنند، یا تصوری از خود که فرد سعی می کند به دیگران ارائه دهد.
نوع خاصی از چیزی، یا روش انجام کاری
یک تکه چوب سوزان که برای نور دادن استفاده می شود
علامتی که در پوست حیوانی مانند گاو سوخته یا منجمد می شود تا نشان دهد صاحب آن کیست
گفتن اینکه کسی یا چیزی چیز بد خاصی است، معمولاً زمانی که این ناعادلانه است
to make a product organization person or place easy to recognize as different from others by connecting it with a particular name design symbol set of qualities, etc.
برای اینکه یک محصول، سازمان، شخص یا مکان را با پیوند دادن آن با نام، طرح، نماد، مجموعه ای از کیفیت ها و غیره به راحتی با دیگران متفاوت تشخیص دهند.
علامت گذاری حیوانی مانند گاو با سوزاندن یا یخ زدن پوست آن برای نشان دادن مالکیت آن
نوعی محصول ساخته شده توسط یک شرکت خاص
نماد خاصی بر روی پوست یک حیوان که نشان می دهد آن متعلق به کسی است
تلقی کردن یا اشاره به کسی که بد است یا کار بدی انجام داده است
برای علامت گذاری روی پوست یک حیوان با نماد خاصی برای نشان دادن مالکیت آن
نام محصول تولید یا فروخته شده توسط یک شرکت خاص
دادن یک نام یا برچسب خاص به محصول برای فروش آن
Emap Esprit brings together our powerful healthcare titles and strong consumer brands in the pregnancy baby and health sectors;?
Emap Esprit عناوین قدرتمند مراقبت های بهداشتی و مارک های مصرف کننده قوی ما را در بخش های بارداری، کودک و سلامت گرد هم می آورد.
مارک مورد علاقه من از خمیر دندان
آنها همه انواع معمول قهوه را می فروشند، اما برخی از مارک های کمتر شناخته شده را نیز می فروشند.
انتخاب شراب، همه مارک های پیشرو ویسکی، Alloa Ales.
کارخانهای که میخواهد برند جدیدی از ویسکی راهاندازی کند، با این وضعیت مواجه میشود.
مصاحبهکنندگان هر هفته با کاتالوگهای مارکها و قیمتها از آنها بازدید میکردند.
The fiasco has shown up the dangers in an industry where reputation often rests more on brand names than transparency.
این شکست خطرات را در صنعتی نشان داده است که شهرت اغلب بیشتر به نام های تجاری بستگی دارد تا شفافیت.
کوکاکولا و پپسی محبوب ترین برندهای کولا هستند.
اگر مشکوک به عفونت قارچی خارجی واقعی هستید با برند اختصاصی مراقبت از قارچ درمان کنید.
یک برند معروف خمیر دندان
شما برای برند خود سوپرمارکت هزینه کمتری می پردازید.
برای برند فروشگاه هزینه کمتری می پردازید.
luxury/premium brands
برندهای لوکس/پریمیوم
ما محصول خود را با برندهای پیشرو مقایسه کردیم.
چگونه می توانیم برند خود را بسازیم؟
وفاداری به برند (= زمانی که مشتریان به خرید همان برند ادامه می دهند)
brand awareness/recognition
آگاهی/شناخت نام تجاری
brand image/values
تصویر/ارزش های برند
یک برند نامتعارف طنز
I don’t think Bertha would appreciate your particular brand of sympathy.
فکر نمیکنم برتا از همدردی خاص شما قدردانی کند.
برند پیشرو ودکا در جهان
هدف اصلی ما تشویق وفاداری به برند است.
ارزش اصلی برند این شرکت ثبات در کیفیت و خدمات است.
خانه های شامپاین موفقیت خود را مدیون تصویر برند هستند.
They realize the importance of creating a consistent brand identity.
آنها به اهمیت ایجاد هویت برند ثابت پی می برند.
این برند ریتم اند بلوز از چند جهت متفاوت بود.
آنها برند خود را از کمونیسم توسعه دادند.
او برند منحصر به فرد خود را از طنز دارد.
برند طعنه او معروف بود.
برند خاص کمدی او
این مارک معمولی دئودورانت من نیست.
رشد زیادی در فروش برندهای لوکس داشته است.
یک نام تجاری شناخته شده / جهانی / پیشرو
هدف نهایی بسیاری از کمپین های بازاریابی ایجاد وفاداری به برند است.
برند ما مخفف کیفیت و قابلیت اطمینان است.
این شرکت پول و انرژی زیادی را صرف ایجاد برند خود کرد.
اقدامات او خطر آسیب جدی به برند حزب را دارد.
A spokesperson for the company said, She is the perfect ambassador for us because her personal brand is very much aligned with our corporate mission.
سخنگوی این شرکت گفت: او سفیر عالی برای ما است زیرا برند شخصی او بسیار با ماموریت شرکت ما هماهنگ است.
من باید مراقب باشم که چه عکس هایی در شبکه های اجتماعی می گذارم، زیرا نمی خواهم برندم را خدشه دار کنم.
تیمی که یک مارک متمایز از فوتبال بازی می کند
نوع
کلاس
مرتب سازی
تنوع
گونه ها
قالب
سبک
نژاد
breed
دسته بندی
ژانر. دسته
genre
ساختن
کیفیت
مقطع تحصیلی
شبیه
ilk
کلیه
kidney
مهر
stamp
راه راه
strain
شخصیت
stripe
شرح
سفارش
طبقه بندی
جنس
classification
گروه
genus
فرم
خانواده
طبیعت
شیوه
تنظیم
براکت
bracket