goal
goal - هدف
noun - اسم
UK :
US :
چیزی که امیدوارید در آینده به آن برسید
the area between two posts where the ball must go in order to score in games such as football or hockey
منطقه بین دو پست که در آن توپ باید برای گلزنی در بازی هایی مانند فوتبال یا هاکی برود
اقدامی که باعث می شود توپ به سمت گل برود یا امتیازی که با انجام این کار به دست می آید
an area on a playing field that usually has two posts with a net fixed behind them where players try to send the ball in order to score in sports such as football and hockey
منطقه ای در زمین بازی که معمولاً دارای دو تیرک با توری ثابت در پشت آنها است که بازیکنان سعی می کنند توپ را برای گلزنی در ورزش هایی مانند فوتبال و هاکی ارسال کنند.
a point scored in some sports, such as football and hockey, when a player gets the ball into this area
امتیازی که در برخی از ورزشها مانند فوتبال و هاکی به دست میآید، زمانی که بازیکن توپ را وارد این ناحیه میکند
بازیکنی باشد که سعی می کند از گلزنی تیم مقابل جلوگیری کند
محوطه دروازه ای که بدون مدافع باقی مانده است
یک هدف یا هدف
(in many sports) a point scored when a player sends a ball or other object into a particular area of play or into a netted structure that is defended by the opposing team
(در بسیاری از ورزشها) امتیازی که وقتی بازیکن توپ یا شی دیگری را به منطقه خاصی از بازی میفرستد یا به یک ساختار توری میفرستد که توسط تیم مقابل دفاع میشود، به دست میآید.
In some sports, a goal is also the area or netted structure into which a player sends a ball or other object in order to score a point.
در برخی از ورزشها، گل همچنین به ناحیه یا ساختار توری گفته میشود که بازیکن توپ یا شی دیگری را برای کسب امتیاز به آن میفرستد.
هدف یا چیزی که می خواهید به آن برسید
هدف! درست در آخرین دقیقه، انگلیس به گل رسید.
Benedettini clawed the ball out with his right hand but a linesman raised his flag to indicate a goal.
Benedettini توپ را با دست راست خود به بیرون زد، اما یک خط کش پرچم خود را به نشانه گل بلند کرد.
به عبارت دیگر، ارزش ها و اهداف او بسیار متفاوت بود.
اهداف سازگار خوب بین این دو.
بچه های مدرسه ای اهداف مشخصی دارند که می توانند برای رسیدن به آن تلاش کنند.
ونتورینی در هر یک از دو پیروزی آمریکا در المپیک اولین گل را به ثمر رسانده است.
The first goal of the study was to define what power strategies were actually used by these managers.
هدف اول این مطالعه، تعریف این بود که چه استراتژی های قدرتی واقعاً توسط این مدیران استفاده می شد.
هدف او یافتن شرکتی است که مایل به اهدای پول برای تحقیقات باشد.
صلیب سرخ به هدف خود برای جمع آوری 1.6 میلیون دلار برای امداد رسیده است.
بنابراین گروه ضربت به سمت هدف خود حرکت کرد، هر کشتی اکنون در تنش و آماده برای نبرد است.
تنها گل انگلیس در نیمه دوم به ثمر رسید.
ما باید روی اهداف و اهدافمان تمرکز کنیم، در حالی که انرژی داریم.
هدف ما تبدیل شدن به پرفروش ترین برند قهوه در کشور است.
ما بردیم، اما فقط به خاطر گل به خودی دقیقه 88 از طرف مقابل.
من شغل معلمی را با هدف بلندمدت مدیر یک مدرسه شروع کردم.
هدف از شراکت بهبود حاشیه سود شرکت وی است.
تا سال 1975، آنها به هدف خود در ارائه آموزش رایگان برای هر کودک دست یافته بودند.
اسپرز در پنج دقیقه پایانی بازی دو گل به ثمر رساند.
او توپ را با سر وارد دروازه باز کرد (= دروازه ای که کسی از آن دفاع نمی کرد).
نیکی رابرتز در دروازه (= به عنوان دروازه بان) فوق العاده بود.
دروازه بان مصدوم شد و یک مدافع مجبور شد وارد دروازه شود.
او در اولین فصل حضورش بیست گل به ثمر رساند.
یونایتد در نیمه اول دو گل دریافت کرد.
لیورپول با اختلاف سه بر یک پیروز شد.
گل پیروزی در دقیقه 71 به ثمر رسید.
یک گل پنالتی
برای رسیدن به هدف / انجام دادن / رسیدن به هدف
وظیفه من کمک به کسب و کارها برای رسیدن به اهدافشان است.
شما باید اهداف بلند مدتی برای خود تعیین کنید.
هدف آنها ریشه کن کردن مالاریا بود.
هدف اصلی آنها کسب سود است.
هدف نهایی ما باید حفظ محیط زیست باشد.
همه ما برای رسیدن به یک هدف مشترک کار می کنیم.
اولین گل او برای اسپانیا
ویسکونتی خودش یک گل زد و دو گل برای لوپو زد.
آنها سه گل به تیم میزبان زدند.
گل دوم از روی پنالتی به ثمر رسید.
داور گل را مردود اعلام کرد.
هواداران از این که این تیم چنین گل نرمی را به ثمر رساند، ناراحت بودند.
گل تساوی را کول به ثمر رساند.
با وجود گلزنی، دختران ما تسلیم نشدند و ما به یک تساوی شایسته ادامه دادیم.
اهدافی را برای خود تعیین کنید که می توانید به طور منطقی امیدوار به دستیابی به آنها باشید.
attainment targets in schools
اهداف دستیابی در مدارس
هدف اصلی این پروژه چیست؟
او همچنان به دنبال هدف خود یعنی بازیگر شدن بود.
هدف آموزش مردم در مورد ایمنی جاده است.
او برای اهداف سیاسی به جامعه پیوست.
That’s only OK if you believe that the end justifies the means (= bad methods of doing something are acceptable if the final result is good).
این فقط در صورتی خوب است که معتقد باشید هدف وسیله را توجیه می کند (= روش های بد انجام کاری قابل قبول هستند اگر نتیجه نهایی خوب باشد).
مهم این است که اهداف مشخصی داشته باشید.
هدف
هدف، واقعگرایانه
هدف - شی
grail
جام
پایان
طرح
میل
قصد
اندیشه
intent
نقطه
هدف - آرزو
تنفس
ماموریت
وضوح
ambition
مقصد
aspiration
جام مقدس
آرزو کردن
متولد شد
destination
بورن
Holy Grail
رویا
ایده آل
bourn
علامت
bourne
معنی
تظاهر
چیز
امید
چشم انداز
pretension
pointlessness
بی هدفی
aimlessness
بیهودگی
futility
ناامیدی
purposelessness
بی اهمیتی
hopelessness
بی عقلی
triviality
بی اهمیت بودن
inanity
بی معنی بودن
insignificance
بی فایده بودن
unimportance
نامناسب بودن
meaninglessness
بی نیازی
uselessness
بی ارزشی
inappositeness
گستاخی
needlessness
در نتیجه
worthlessness
بی ربط بودن
impertinence
حماقت
inconsequence
غیر قابل اجرا بودن
senselessness
غیر عملی بودن
irrelevance
بدون جهت
irrelevancy
بی ثمری
stupidity
غیر ضروری بودن
inapplicability
بلاعوض
impracticality
عدم عملکرد
directionless
غیر قابل استفاده بودن
fruitlessness
unnecessariness
unnecessity
gratuitousness
inoperability
unserviceableness
unusableness
