net
net - خالص
noun - اسم
UK :
US :
something used for catching fish insects, or animals which is made of threads or wires woven across each other with regular spaces between them
چیزی که برای صید ماهی، حشرات یا حیوانات استفاده میشود که از نخها یا سیمهایی ساخته شده است که روی هم بافته شده و فاصلههای منظمی بین آنها وجود دارد.
چیزی که بازیکنان باید در بازی هایی مانند تنیس به توپ ضربه بزنند
the thing behind the posts that players try to kick or hit the ball into in games such as football or hockey
چیزی که در پشت پست هایی که بازیکنان سعی می کنند در بازی هایی مانند فوتبال یا هاکی به توپ ضربه بزنند یا ضربه بزنند
something used for keeping things out for example insects or birds, which is made of threads woven across each other with regular spaces between them
چیزی که برای دور نگه داشتن اشیا به کار می رود، به عنوان مثال حشرات یا پرندگان، که از نخ های بافته شده روی یکدیگر با فاصله های منظم بین آنها ساخته شده است.
مواد بسیار نازک ساخته شده از نخ های ظریف به هم بافته شده، با فضاهای کوچک بین
مبلغ خالص مبلغ نهایی است که پس از برداشته شدن سایر مبالغ باقی می ماند
برای به دست آوردن مقدار مشخصی پول به عنوان سود پس از پرداخت مالیات
برای موفقیت در به دست آوردن چیزی، به ویژه با استفاده از مهارت خود
ضربه زدن یا ضربه زدن به توپ به تور در ورزش
برای گرفتن ماهی در تور
مقدار خالص پولی است که پس از برداشتن مواردی مانند هزینه ها و مالیات باقی می ماند
in buying, exporting etc concerning a situation where the amount bought etc by one side is more than the amount bought etc by the other
در خرید، صادرات و غیره، در مورد شرایطی که مقدار خرید و غیره توسط یک طرف بیشتر از مقدار خرید و غیره توسط طرف دیگر باشد.
وزن خالص چیزی وزن آن بدون ظرف یا بسته بندی آن است
the system that allows computer users all over the world to communicate with each other; the Internet
سیستمی که به کاربران رایانه در سراسر جهان اجازه می دهد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. اینترنت
سود یک شرکت پس از کسر مالیات برداشته شده است
a system that will prevent people from suffering financial problems if they become ill unemployed etc
سیستمی که در صورت مریض شدن، بیکار شدن و غیره از مشکلات مالی افراد جلوگیری می کند
if something nets a company or a person a particular amount of money it gives them that amount perhaps after costs are taken away
اگر چیزی برای یک شرکت یا شخصی مقدار خاصی پول را خالص کند، آن مقدار را به آنها می دهد، شاید پس از برداشتن هزینه ها
if a person or a company nets a certain amount in a year they earn that amount as income or as profit after tax is taken away
اگر شخص یا شرکتی مبلغ معینی را در یک سال خالص کند، آن مبلغ را به عنوان درآمد یا به عنوان سود پس از کسر مالیات به دست می آورد.
پس از حذف مواردی مانند هزینه ها و مالیات
material made of threads of rope string wire or plastic with spaces between them allowing gas liquid, or small objects to go through or an object made with this material that is used to limit the movement of something
مواد ساخته شده از رشته های طناب، ریسمان، سیم یا پلاستیک با فاصله های بین آنها، اجازه عبور گاز، مایع یا اجسام کوچک، یا جسم ساخته شده با این ماده که برای محدود کردن حرکت چیزی استفاده می شود.
یک قطعه مستطیل شکل ساخته شده از ریسمان که برای جدا کردن دو طرف در ورزش های مختلف استفاده می شود
the area surrounded by a piece of material made from string into which a ball or puck is put in order to score points in various sports
ناحیه ای احاطه شده توسط قطعه ای از مواد ساخته شده از ریسمان که در آن توپ یا پوک قرار می گیرد تا در ورزش های مختلف امتیاز کسب کند.
گرفتن چیزی با استفاده از تور
به دست آوردن چیز خوب یا کسب درآمد زیاد از چیزی
اگر در طول یک بازی مانند فوتبال توپ را تور کنید، یک گل به ثمر می رسانید
زمانی که هیچ چیز دیگری برای برداشتن وجود ندارد، ترک کرد
abbreviation for internet
مخفف برای اینترنت
شبکه بخشی از یک آدرس اینترنتی که نشان می دهد متعلق به یک شبکه یا یک تجارت است
قطعه ای از مواد ساخته شده از نوارهای بلند و باریک بافته شده به طوری که بین آنها فاصله وجود دارد
(of money received from selling something) left after you have subtracted the cost of what you are selling, and other expenses related to it
(پول دریافتی از فروش چیزی) پس از کسر هزینه چیزی که می فروشید و سایر هزینه های مربوط به آن باقی می ماند.
Net weight is the weight of something contained in a package without including the weight of the package.
وزن خالص وزن چیزی است که در یک بسته وجود دارد، بدون در نظر گرفتن وزن بسته.
Unfortunately the animals are often caught in fishing nets.
متأسفانه حیوانات اغلب در تورهای ماهیگیری گرفتار می شوند.
او همیشه از پرده های شبکه نگاه می کند و از همسایه ها جاسوسی می کند.
برای زدن توپ به پشت تور
او توپ را از کنار دروازه بان عبور داد و وارد دروازه خالی شد.
در نهایت کین در دقیقه 78 به گل رسید.
او سرویس دوم خود را مستقیماً به تور زد.
برای زدن توپ از روی تور
او تمام صبح بولینگ را در تور تمرین کرد.
او وقت خود را صرف بازی های رایانه ای و گشت و گذار در اینترنت می کند.
یک تماس در شبکه رادیویی پخش شد مبنی بر تصادف.
ارزش آن را دارد که هنگام درخواست برای اولین کار خود، شبکه خود را گسترده کنید.
ما سعی کردیم با همه دانشجویان سابق تماس بگیریم، اما یکی دو نفر از شبکه خارج شدند.
آنها در جستجوی یک مربی جدید تیم خود را به دور و بر پهن کرده اند.
زمان آن فرا رسیده است که شبکه را در جستجوی یک نامزد مناسب گسترش دهیم.
آنها شروع کردند به بریدن از طریق شبکه، یک رشته.
ما در تخت های بامبو که در پشه بند پوشانده شده بودند، خوابیدیم.
ماهیگیران تورهای خود را ترمیم می کردند.
او توری عظیم از ماهی کپور و ماهی به همراه داشت.
یک تور ماهیگیری
یک تور پروانه ای
دلفین ها اغلب در تورهایی که برای صید ماهی تن استفاده می شود، گره می خورند.
The living-room windows have net curtains that let in sunlight but stop passers-by looking in from the street.
پنجرههای اتاق نشیمن دارای پردههای توری هستند که نور خورشید را وارد میکنند اما رهگذران را از خیابان نگاه نمیکنند.
اگر در حین سرویس در بازی تنیس، توپ به تور برخورد کرد، باید دوباره سرویس بزنید.
ضربه پنالتی او توپ را قاطعانه در پشت دروازه قرار داد.
یک تور بسکتبال
امروز بعدازظهر چند ماهی تور زدی؟
او زمانی که شرکتش را فروخت، ثروت زیادی به دست آورد.
مارک در یک شرکت تبلیغاتی شغلی عالی برای خود به دست آورد.
او 10 میلیون دلار (برای خودش) از فروش شرکتش به دست آورد.
He secured a dramatic victory for England by netting the ball half a minute before the end of the game.
او نیم دقیقه قبل از پایان بازی با زدن توپ، پیروزی دراماتیکی را برای انگلیس رقم زد.
I earn $50,000 gross, but my net income (= income that is left after tax has been paid) is about $36,000.
من 50000 دلار ناخالص درآمد دارم، اما درآمد خالص من (= درآمدی که پس از پرداخت مالیات باقی می ماند) حدود 36000 دلار است.
trap
تله
snare
بدام انداختن
web
وب
ambush
کمین کردن
entanglement
در هم تنیدگی
noose
طناب دار
quagmire
باتلاق
quicksand
شن روان
morass
مورچه
tanglement
درهم تنیدگی
meshes
مش ها
toils
زحمت می کشد
booby trap
تله انفجاری
springe
Springe
mesh
مش
mousetrap
تله موش
فوت و فن
ruse
نیرنگ
cage
قفس
con
باهم
زندان
gin
جین
lasso
کمند
deadfall
بن بست
baited trap
تله طعمه شده
concealed trap
تله پنهان
ambuscade
کمین
ambushment
به دام افتادن
ensnarement
طعمه
lure
راه اندازي
waylaying
disentangle
از هم گسستن
از دست دادن
untangle
گره گشایی
exclude
حذف کردن
رایگان
gross
ناخالص
رهایی
رها کردن
آزاد کردن
liberate
شل کردن
loosen
سوء تفاهم
misunderstand
باز کردن
unfasten
دفع کردن
repulse
افسون کردن
disenchant
دادن
خاموش کردن
تخلیه
discharge
کمک کند
تبرئه کردن
exonerate
کمک
منصرف کردن
dissuade
انزجار
disgust
حمایت کردن
تسلیم شدن
بازده
surrender
رد کردن
پیشنهاد
شکست
شل
