dramatic
dramatic - نمایشی
adjective - صفت
UK :
US :
عالی و ناگهانی
هیجان انگیز یا تاثیرگذار
مرتبط با بازیگری یا نمایشنامه
در نظر گرفته شده است که چشمگیر باشد، به طوری که مردم متوجه شوند
بسیار ناگهانی یا قابل توجه، یا پر از عمل و هیجان
talking or behaving in a way that makes something seem much worse, more serious more frightening, etc. than it really is
صحبت کردن یا رفتار کردن به گونه ای که باعث شود چیزی بسیار بدتر، جدی تر، ترسناک تر و غیره از آنچه هست به نظر برسد.
مربوط به نمایشنامه و بازیگری
(of an event or situation) producing excitement and strong interest because unexpected, surprising or dangerous
(از یک رویداد یا موقعیت) ایجاد هیجان و علاقه شدید به دلیل غیرمنتظره، غافلگیرکننده یا خطرناک
دراماتیک نیز به معنای ناگهانی و نشان دادن یک تغییر بزرگ است
With this dramatic and disorienting shift in the way corporations structure themselves comes a change in business Ianguage.
با این تغییر چشمگیر و گمراه کننده در نحوه ساختار شرکت ها، تغییری در زبان تجاری ایجاد می شود.
فیلم با یک تعقیب و گریز دراماتیک با ماشین در سراسر صحرا شروع می شود.
چیزی که آنها برای آن چانه زنی نکرده بودند، تغییر ناگهانی و چشمگیر آب و هوا بود.
تغییرات شگرفی که در اروپای شرقی رخ داد
رزا با پوشیدن یک لباس قرمز کوچک وارد اتاق شد.
رامپل شواهد را با شکوفایی چشمگیر تولید کرد.
دستانش را به نشانه ی ناامیدی دراماتیک بالا برد.
این گزارش نشان میدهد که در 10 سال گذشته پیشرفتهای چشمگیری در برخی زمینهها وجود داشته است.
در چند سال گذشته بی خانمانی افزایش چشمگیری داشته است.
دست از این دراماتیک بودن بردارید خجالت آوره.
There are sudden dramatic leaps in small children's learning interspersed with long fallow periods when nothing seems to happen.
جهش های ناگهانی و چشمگیری در یادگیری کودکان کوچک وجود دارد که با دوره های آیش طولانی که به نظر می رسد هیچ اتفاقی نمی افتد، در هم آمیخته شده است.
ممکن است فشارهای دیگر، کمتر دراماتیک وجود داشته باشد.
ماموران آتش نشانی پسری را که در خانه در حال سوختن گرفتار شده بود نجات دادند.
Voice of the Heart is a dramatic story of two women that sweeps from New York to Europe and back again.
«صدای قلب» داستان دراماتیک دو زن است که از نیویورک به اروپا و دوباره برمی گردند.
رودخانه ها برخی از دراماتیک ترین شهادت را به کمبود باران و برف می دهند.
Way too contrived and gooey for most grown-ups, it might well delight youngsters, especially its dramatic underwater sequences.
برای بیشتر بزرگسالان بسیار ساختگی و جذاب است، اما ممکن است جوانان را به وجد بیاورد، به خصوص سکانس های دراماتیک زیر آب.
a collection of Shakespeare's dramatic works
مجموعه ای از آثار نمایشی شکسپیر
افزایش / تغییر / بهبود / تغییر چشمگیر
جرایم گزارش شده افزایش چشمگیری داشته است.
کاهش / افت / سقوط / کاهش چشمگیر ارزش
این اعلامیه تاثیر شگرفی بر قیمت مسکن داشت.
تغییرات آب و هوایی تأثیر چشمگیری بر سلامت سیاره خواهد داشت.
یک پیروزی دراماتیک
آنها تصاویر دراماتیک یورش پلیس را از تلویزیون تماشا کردند.
این صحنه فاقد تاثیر دراماتیکی بود که باید می داشت.
در برابر پشتی دراماتیک مون بلان
یک جامعه نمایشی محلی
دانش آموزان نمایشنامه ها و متون نمایشی مختلف را مطالعه خواهند کرد.
یک مونولوگ نمایشی
او به تحصیل در رشته هنرهای نمایشی در دانشگاه کلمبیا ادامه داد.
با حرکتی دراماتیک دست هایش را بیرون آورد.
اینقدر دراماتیک نباش!
آیا باید در مورد همه چیز اینقدر دراماتیک باشید؟
من باید پیشرفت چشمگیری در کار شما ببینم.
کاهش چشمگیری در جمعیت رخ داد.
این یکی از هیجان انگیزترین پیشرفت های زیست شناسی در سال های اخیر است.
روزهای سردرگم جوانی
قسمت هیجان انگیز هفته آینده را از دست ندهید!
اولین پرش با چتر نجات من یک تجربه هیجان انگیز بود.
تنش دراماتیک فوق العاده ای در سکوت ها وجود دارد.
نجات چشمگیر نه کارگر معدن زغال سنگ به دام افتاده
صحنه های دراماتیکی در میدان مرکزی پایتخت رقم خورد.
من نمی خواهم بیش از حد دراماتیک به نظر برسم، اما زندگی من را تغییر داد.
صدای خمیازه او را در تلفن شنیدم، به شکلی دراماتیک مثل همه کارهایش.
یک تغییر / بهبود چشمگیر
صحنه هایی از نجات چشمگیر را در اخبار تماشا کردیم.
من هرگز شغل دیگری پیدا نمی کنم! اینقدر دراماتیک نباش!
شاید دراماتیک به نظر برسد، اما احساس می کردم زندگی ام به پایان رسیده است.
هیجان انگیز
imposing
تحمیل کننده
startling
شگفت آور
striking
قابل توجه، برجسته، موثر
tense
زمان فعل
thrilling
چشمگیر
دیدنی و جذاب - تماشایی
spectacular
خیره کننده
stunning
برق انداختن
electrifying
سرسام آور
staggering
پر تعلیق
suspenseful
مهیج
breathtaking
حیرت آور
عجیب
astonishing
حیرت انگیز
astounding
خارق العاده
شگفت انگیز
fascinating
گرفتن
gripping
باور نکردنی
زنده
lively
برجسته
outstanding
پرچین
riveting
پر شور
sensational
عالی
awesome
اوج گیری
climactic
استثنایی
dazzling
گرافیکی
exceptional
بیاد ماندنی
graphic
فوق العاده
memorable
phenomenal
boring
حوصله سر بر
undramatic
غیر نمایشی
unexciting
غیر هیجان انگیز
uninteresting
غیر جالب
dull
کدر
lacklusterUS
بی درخشش ایالات متحده
lacklustreUK
ضعیف بریتانیا
معمولی
uninspiring
بی انگیزه
characterless
بی شخصیت
drab
خشک
dreary
دلگیر
insipid
بی مزه
lifeless
بی جان
mundane
دنیوی
plain
جلگه
unexceptional
غیر استثنایی
unremarkable
غیر قابل توجه
unspirited
بی روحیه
unstimulating
غیر تحریک کننده
ضعیف
banal
پیش پا افتاده
bland
ملایم
colorlessUS
بی رنگ آمریکا
colourlessUK
بی رنگ انگلستان
تخت
ineffective
بی اثر
longwinded
طولانی
monochromatic
تک رنگ
monotonous
یکنواخت
numbing
بی حس کردن
