saddens

base info - اطلاعات اولیه

saddens - غمگین می کند

N/A - N/A

ˈsæd.ən

UK :

ˈsæd.ən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [saddens] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • It saddens me to think that we'll never see her again.


    من را غمگین می کند که فکر کنم دیگر هرگز او را نخواهیم دید.

  • We are deeply saddened by this devastating tragedy.


    ما از این فاجعه ویرانگر عمیقا متأسفیم.

  • It saddened me to learn of your father’s death.


    با خبر شدن از مرگ پدرت غمگین شدم.

synonyms - مترادف
  • dejects


    افسرده می کند

  • depresses


    خط تیره

  • dashes


    متروک

  • desolates


    ناامیدی ها

  • dispirits


    غمگین می شود

  • grieves


    ناراحتی ها

  • upsets


    بارها

  • burdens


    پایین می اندازد

  • casts down


    دلسرد می کند

  • discourages


    پریشانی

  • disheartens


    پایین می آید

  • distresses


    ظلم می کند

  • gets down


    ناراحت می کند

  • oppresses


    ابراز تأسف می کند

  • aggrieves


    ناامید می کند

  • deplores


    سقوط

  • dismays


    دردها

  • downs


    فشار می دهد

  • pains


    پایین می آورد

  • presses


    ولگرد بیرون

  • brings down


    غمگین می کند

  • bums out


    وزن می کند

  • makes sad


    ارواح را تضعیف می کند

  • weighs down


    پایین می کشد

  • dampens spirits


    آبی می کند

  • drags down


    دل آدم را می شکند

  • makes blue


    تاریکی را بر می افکند

  • breaks one's heart


    خاموش می شود

  • casts a gloom on


    اشک در چشمان شما جاری می شود

  • turns off


  • brings tears to your eyes


antonyms - متضاد
  • brightens


    روشن می کند

  • buoys


    شناورها

  • gladdens


    خوشحال می شود

  • lightens


    شادی می کند

  • rejoices


    ایدز

  • aids


    کمک می کند

  • assists


    به سلامتی

  • cheers


    تشویق می کند

  • cheers up


    لذت می برد

  • delights


    دل می دهد

  • encourages


    الهام می بخشد

  • heartens


    خوشحال می کند

  • helps


    خشنود است

  • inspirits


    گرم می کند

  • makes happy


    بالا بردن ها

  • pleases


    به وجد می آورد

  • elates


    جان می بخشد

  • warms


    revitalisesUK

  • uplifts


    ایالات متحده را احیا می کند

  • exhilarates


    دلار تا

  • enlivens


    به کسی احساس خوبی می دهد

  • revitalisesUK


    صورتی قلقلک می دهد

  • revitalizesUS


    به کسی لذت می دهد

  • buoys up


    بالابر می دهد

  • brightens up


    وزوز می دهد

  • bucks up


  • makes someone feel good


  • tickles pink



  • gives a lift


  • gives a buzz


لغت پیشنهادی

ouster

لغت پیشنهادی

brachium

لغت پیشنهادی

dividends