gesture
gesture - ژست
noun - اسم
UK :
US :
حرکت بخشی از بدن، به ویژه دست ها یا سر، برای نشان دادن منظور یا احساستان
چیزی که میگویید یا انجام میدهید، اغلب چیزی کوچک، برای نشان دادن احساس خود نسبت به کسی یا چیزی
دست، بازو یا سر خود را حرکت دهید تا به کسی چیزی بگویید یا به او نشان دهید منظورتان چیست
حرکت دست ها، بازوها یا سر و غیره برای بیان یک ایده یا احساس
an action that expresses your feelings or intentions, although it might have little practical effect
اقدامی که احساسات یا نیات شما را بیان می کند، اگرچه ممکن است تأثیر عملی کمی داشته باشد
استفاده از اشاره برای بیان یا تاکید بر چیزی
حرکت بدن، دست ها، بازوها یا سر برای بیان یک ایده یا احساس
در عوض، یک بار به نشانه تشکر دستی به بازوی مرد زد.
The visit was a goodwill gesture to Raychem, which employs 1,300 people at its sites in Dorcan and Cheney Manor.
این بازدید نشانه حسن نیت برای Raychem بود که 1300 نفر را در سایت های خود در Dorcan و Cheney Manor استخدام می کند.
حرکات او تاکیدی بود، اما از دور، تهدیدآمیز یا توهین آمیز به نظر نمی رسید.
شخصی در ماشین دیگری شروع به حرکات و اشاره به لاستیک های ما کرد.
Words take second place to nonverbal cues, personal mannerisms, gestures, expressions, and overall appearance.
کلمات بعد از نشانه های غیرکلامی، رفتارهای شخصی، حرکات، بیان و ظاهر کلی در جایگاه دوم قرار می گیرند.
گلها واقعا ژست خوبی بود.
دعوا زمانی شروع شد که یکی از هواداران حرکات بی ادبانه ای به بازیکنی انجام داد.
These relatively complex communicative demands establish the conditions in which simple gestures, such as pointing, are particularly useful.
این خواستههای ارتباطی نسبتاً پیچیده شرایطی را ایجاد میکنند که در آن حرکات ساده، مانند اشاره کردن، بسیار مفید هستند.
فکر کرد این یکی از حرکات آنها بود.
خانم بی با صدای بلند صحبت می کرد و دستانش را با حرکات وحشیانه تکان می داد.
یک ژست بی ادبانه به راننده ماشین دیگر کرد.
او آنچه را که برای گفتن داشت با یک حرکت ناامیدی تمام کرد.
آنها کاملاً با اشاره ارتباط برقرار می کردند.
آنها تعدادی گل به نشانه همدردی با والدین کودک فرستادند.
ژست (= مهربانی بود) زنش را هم دعوت کرد.
ما مسئولیتی را نمی پذیریم، اما به عنوان نشانه حسن نیت، پول را پس می دهیم.
سخنان او حداقل نشانه ای برای بهبود روابط دو کشور بود.
The government has made a gesture towards public opinion (= has tried to do something that the public will like).
دولت نسبت به افکار عمومی ژست گرفته است (= سعی کرده است کاری کند که عموم مردم بپسندند).
او با یک حرکت مبهم در جهت ساحل پاسخ داد.
دستانش را به نشانه ای ملودرام تکان داد.
Expression and gesture are both forms of non-verbal communication.
بیان و اشاره هر دو اشکال ارتباط غیرکلامی هستند.
او با یک حرکت بی حوصله ما را کنار زد.
با دستش حرکات زشتی کرد.
با یک حرکت کوچک جلویش را گرفتم.
دستانش را به نشانه درماندگی باز کرد.
هدیه او یک ژست دوستی بود.
چندین گروگان به نشانه حسن نیت آزاد شدند.
تلاش برای تهاجم به عنوان یک ژست سیاسی علیه مخالفان او در نظر گرفته شده بود.
سخنان رئیس جمهور به عنوان یک ژست آشتی جویانه نسبت به دشمنان سابق تلقی شد.
یک ژست جسورانه آشتی
کلمات و حرکات توخالی کافی نیست - ما خواهان اقدام هستیم!
نشانه ای از نیت خوب آنها
نخست وزیر در یک حرکت نمایشی از شرکت در این نشست خودداری کرد.
هنگامی که زندانی به بیرون از دادگاه هدایت می شد، مشت خود را به نشانه مخالفت بلند کرد.
او یک حرکت بی ادبانه به راننده دیگر انجام داد.
دولت 500000 پوند به عنوان نشانه حسن نیت اهدا کرد.
خوردن سیب زمینی آب پز به جای چیپس تنها ژست او برای تغذیه سالم بود.
وقتی از او پرسید بچه ها کجا هستند، به طور مبهم به سمت ساحل اشاره کرد.
او جوابی نداد اما به راه افتاد و به من اشاره کرد که دنبالش بروم.
او پس از مسابقه تنیس خود به تماشاگران ژست بی ادبانه ای زد.
یادداشت تشکر گرم او ژست خوبی بود.
gesticulation
ژست
امضا کردن
علامت
نشانه
حرکت - جنبش
حرکت
signalingUS
سیگنالینگ ایالات متحده
signallingUK
سیگنالینگ انگلستان
motioning
حرکت دادن
kinesics
کینزیک
عمل
جنبش
signing
موج
میم
mime
پانتومیم
pantomime
اصطلاح
زبان بدن
زبان اشاره
علامت بالا
سر تکان دادن
تکان دادن
cue
ژست گرفتن
waving
سلام
gesturing
اشاره کردن
salute
دست تکان دادن
beckoning
حرکت دست
arm-waving
عمل کنید
تاب خوردن
ارتباط
سخن، گفتار
