refuse
refuse - رد کردن
N/A - N/A
UK :
US :
قاطعانه بگویید که کاری را که کسی از شما خواسته است انجام نمی دهید
نه گفتن به چیزی که به شما پیشنهاد شده است
to not give or allow someone something that they want especially when they have asked for it officially
به کسی چیزی را که میخواهد نداده یا اجازه نمیدهد، مخصوصاً وقتی آن را رسماً درخواست کرده باشد
گفتن اینکه وقتی کسی از شما بخواهد کاری را انجام نمی دهید
امتناع از پذیرش پیشنهاد یا دعوتنامه یا درخواست رسمی
امتناع از پذیرش یک ایده، پیشنهاد، پیشنهاد یا طرح
امتناع مودبانه از پذیرش پیشنهاد یا دعوت یا امتناع از انجام کاری
امتناع از اجازه دادن به کسی برای انجام کاری یا ورود به جایی
امتناع رسمی از اجازه دادن به یک قانون یا طرح، یا امتناع از پذیرش پیشنهاد کسی
to officially refuse to accept something because someone has broken the rules, or not done it in the correct way
امتناع رسمی از پذیرش چیزی به دلیل اینکه شخصی قوانین را زیر پا گذاشته یا آن را به روش صحیح انجام نداده است
امتناع از پذیرش پیشنهاد، درخواست یا پیشنهاد کسی
امتناع از اجازه یا پذیرش یک طرح یا پیشنهاد
مواد زائد دور ریخته شده
گفتن اینکه کاری را انجام نمی دهید یا نمی پذیرید
مواد زائد ناخواسته، به ویژه موادی که به طور مرتب از خانه، کارخانه و غیره دور ریخته می شوند.
گفتن یا نشان دادن اینکه مایل به انجام، پذیرش یا اجازه کاری نیستید
اشیاء یا مواد بی ارزش یا ناخواسته؛ زباله
پیشنهاد خیلی خوب بود چطور می توانم رد کنم؟
It is understood that a number of applications for advance clearance under s 707 for such arrangements have been refused.
این قابل درک است که تعدادی از درخواست ها برای ترخیص پیش از پیش تحت s 707 برای چنین ترتیبات رد شده است.
سعی کرد او را متقاعد کند که با او بیاید، اما او نپذیرفت.
از استیوی پرسیدم که آیا او به ما کمک می کند، اما او نپذیرفت.
او هرگز از نوشیدنی امتناع نمی کند، نه؟
The 1976 Act also makes a radical change as regards the grounds for granting or refusing an application for a licence.
قانون 1976 همچنین تغییرات اساسی را در زمینه دلایل اعطای یا رد درخواست مجوز ایجاد می کند.
شما نمی توانید لطف یک دوست قدیمی را رد کنید، آیا؟
او با قاطعیت هر گونه کمک مالی را رد می کند.
شهر از قرارداد با شرکت هایی که سیاست فرصت های برابر را اعمال نمی کنند، خودداری می کند.
ساتون در اعتراض به شرایط زندان از خوردن غذا امتناع کرد.
He was unable to attend the meeting in Moscow, because the Russian authorities had refused him a visa.
او نتوانست در نشست مسکو شرکت کند، زیرا مقامات روسیه از صدور ویزا برای او امتناع کرده بودند.
She refused his advances and confounded a multitude of scholars assembled by him to overcome her scruples.
او پیشرفتهای او را رد کرد و بسیاری از علما را که برای غلبه بر ظلمهای او گرد هم آورده بودند، گیج کرد.
قاضی ایک درخواست او برای وثیقه را رد کرد.
سال گذشته بیش از 2000 درخواست پناهندگی سیاسی رد شد.
او از من خواست که به او وام دیگری بدهم، اما نپذیرفتم.
او در دردسر است، اما او تمام کمک (پیشنهاد من) را رد کرده است.
در صبح های سرد ماشین همیشه از استارت زدن امتناع می کند.
شورای محلی اجازه برنامه ریزی برای ساخت یک اتاق خواب اضافی را به او رد کرد.
garden/kitchen refuse
زباله های باغ/آشپزخانه
او از او وام خواست، اما او نپذیرفت.
ما از ورود به ساختمان خودداری کردیم.
در صبح های سرد، ممکن است خودرو از استارت زدن امتناع کند.
His refusal to contribute money angered the organizers.
امتناع او از کمک مالی باعث خشم برگزارکنندگان شد.
زباله ها را از مواد قابل بازیافت جدا می کنیم.
دولت پیشنهاد می کند که مزایای بیکاری را برای کسانی که پیشنهادهای شغلی را رد می کنند، کاهش دهد.
زمانی که از دریافت وام جدید بانکی رد شد، شرکت مجبور به تعطیلی شد.
برخی از شراب های برندهای بزرگ از پذیرش کاهش قیمت سوپرمارکت خودداری می کنند.
کاهش می یابد
رد کردن
spurn
طرد کردن
repudiate
تمسخر
scorn
تحقیر
rebuff
رد
disapprove
نفی کردن
disdain
منفی
nix
negate
منتفی
کم محلی کردن
nix
عبور
reprobate
دفع کردن
snub
اجتناب کنید
کنار کشیدن
repel
تهوع
repulse
لغو انتخاب کنید
shun
دست کشیدن
چشم پوشی
demur
اعتراض
deselect
پایین بیاورند
desist
عبور کردن
بیرون انداختن
پس بزن
بگو نه
مخالفت کردن در
بالک در
balk at
baulk at
تایید کنید
تایید
تحریم
endorse
تایید و امضا
صورت
خوش آمدی
consent
رضایت
ملاقات
باشه
موافق
rubber-stamp
مهر لاستیکی
موافق به
موافق گرفتن
تایید کردن
consent to
رضایت به
سر تکان بده
بله بگو
یکی را بردار
اجازه
اذعان
اقرار کردن
به عهده گرفتن
عشق
indulge
افراط کردن
concede
قبول کردن
مجوز
پسندیدن
اعطا کردن
تحسین
خوب
عبارتند از