admire

base info - اطلاعات اولیه

admire - تحسین

verb - فعل

/ədˈmaɪər/

UK :

/ədˈmaɪə(r)/

US :

family - خانواده
admiration
تحسین
admirer
ستایشگر
admirable
قابل تحسین
admiring
تحسین کردن
admirably
با تحسین
admiringly
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [admire] در گوگل
description - توضیح

  • احترام گذاشتن و دوست داشتن کسی به خاطر انجام کاری که به نظر شما خوب است، یا احترام گذاشتن به ویژگی ها یا مهارت های او


  • به چیزی نگاه کنید و فکر کنید که چقدر زیبا یا چشمگیر است


  • دوست داشتن کسی به این دلیل که به چیز خاصی دست یافته است یا مهارت ها یا ویژگی هایی دارد که شما دوست دارید داشته باشید


  • داشتن نظر خوب نسبت به کسی، حتی اگر با او موافق نیستید، مثلاً به این دلیل که او دستاوردهای زیادی داشته یا استانداردهای بالایی دارد.

  • to greatly admire someone because of their achievements and personal qualities, especially someone famous


    تا حد زیادی کسی را به دلیل دستاوردها و ویژگی های شخصی خود، به ویژه شخص مشهور، تحسین کنید


  • تحسین کردن کسی که سنش بالاتر است یا تجربه بیشتری از شما دارد


  • فکر کردن که کسی در کاری که انجام می دهد خوب است


  • آنقدر کسی را تحسین کنید که فکر کنید او عالی است - به ویژه در مورد افراد مشهور یا افراد خانواده شما استفاده می شود


  • بسیار تحسین کردن کسی و می‌خواهد شبیه او باشد - اغلب زمانی استفاده می‌شود که غیرمنطقی یا افراطی به نظر می‌رسد


  • پیدا کردن کسی یا چیزی جذاب و دلپذیر برای دیدن


  • احترام گذاشتن و تایید کسی یا رفتار او


  • احترام گذاشتن و تایید کسی یا چیزی

  • I was just admiring your lovely garden.


    من فقط باغ دوست داشتنی شما را تحسین می کردم.

  • Morrow's new production of 'The Nutcracker' has been greatly admired.


    ساخته جدید مورو از «فندق شکن» بسیار مورد تحسین قرار گرفته است.

  • Old-fashioned amateurs used to admire colours with a golden glow, which conservators have demonstrated were the effect of discoloured varnish.


    آماتورهای قدیمی رنگ هایی با درخشش طلایی را تحسین می کردند، که محافظان نشان داده اند که اثر لاک تغییر رنگ است.

  • Rollins is most admired for her poetry but she also writes fiction.


    رولینز بیشتر به خاطر شعرهایش تحسین می شود، اما او داستان های تخیلی هم می نویسد.

  • People admired her for her beauty and intelligence.


    مردم او را به خاطر زیبایی و هوش او تحسین می کردند.

  • Prince Charles admired her sense of style and colour and left the burden of decoration to her.


    شاهزاده چارلز حس سبک و رنگ او را تحسین کرد و بار دکوراسیون را به عهده او گذاشت.

  • I admired him as the ultimate in dandyism.


    من او را به عنوان بهترین فرد شیک پوشی تحسین می کردم.

  • Corbin is a superb musician. I really admire him.


    کوربین یک نوازنده فوق العاده است. من واقعا او را تحسین می کنم.

  • What I admire most about Lee is his patience.


    چیزی که من در مورد لی بیشتر تحسین می کنم صبر اوست.

  • But a chief from Puna who had greatly admired Naihe's surfing ability sent a servant to wake the sleeping chanter.


    اما رئیسی از پونا که توانایی موج سواری نایهه را بسیار تحسین کرده بود، خدمتکاری را فرستاد تا خواننده خوابیده را بیدار کند.

  • Who can fail to admire such immense success?


    چه کسی نمی تواند چنین موفقیت عظیمی را تحسین کند؟

  • I greatly admire the former San Francisco mayor and legislator.


    من شهردار و قانونگذار سابق سانفرانسیسکو را بسیار تحسین می کنم.

  • We stopped at the top of the mountain to admire the view.


    در بالای کوه توقف کردیم تا منظره را تحسین کنیم.

  • We stopped halfway up the hill to admire the view.


    ما در نیمه راه از تپه توقف کردیم تا منظره را تحسین کنیم.

  • I admire the way Sarah has brought up the children on her own.


    من روشی را که سارا به تنهایی بچه ها را بزرگ کرده است تحسین می کنم.

example - مثال
  • I really admire your enthusiasm.


    من واقعاً شور و شوق شما را تحسین می کنم.

  • Her work was much admired by critics.


    کار او بسیار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

  • You have to admire the way he handled the situation.


    باید نحوه برخورد او با این موقعیت را تحسین کنید.

  • Actually I greatly admire and respect him.


    در واقع من او را بسیار تحسین می کنم و به او احترام می گذارم.

  • The school is widely admired for its excellent teaching.


    این مدرسه به دلیل تدریس عالی آن بسیار مورد تحسین قرار می گیرد.

  • I don't agree with her but I admire her for sticking to her principles.


    من با او موافق نیستم، اما او را به خاطر پایبندی به اصولش تحسین می کنم.

  • He stood back to admire his handiwork.


    عقب ایستاد تا کار دستش را تحسین کند.

  • I've just been admiring your new car.


    من فقط ماشین جدید شما را تحسین کردم.

  • Let’s just sit and admire the view.


    بیایید بنشینیم و منظره را تحسین کنیم.

  • He is widely admired as a journalist.


    او به عنوان یک روزنامه نگار بسیار مورد تحسین قرار می گیرد.

  • I couldn't help but admire his determination.


    نمی‌توانستم عزم او را تحسین نکنم.

  • I rather admire him for his determination.


    من ترجیح می دهم او را به خاطر اراده اش تحسین کنم.

  • She secretly admired and envied him.


    او پنهانی او را تحسین و حسادت می کرد.


  • چه چیزی را در مورد او بیشتر تحسین می کنید؟

  • You can only admire her courage and determination.


    شما فقط می توانید شجاعت و اراده او را تحسین کنید.

  • You have to admire their dedication and commitment.


    شما باید فداکاری و تعهد آنها را تحسین کنید.

  • I really admire her courage.


    من واقعا شجاعت او را تحسین می کنم.

  • You can't help but admire their dedication and commitment.


    شما نمی توانید فداکاری و تعهد آنها را تحسین نکنید.

  • We stood for a few moments, admiring the view.


    چند لحظه ایستادیم و منظره را تحسین کردیم.

  • I was just admiring your jacket Delia.


    من فقط کتت را تحسین می کردم، دلیا.

  • I admired him for his determination.


    من او را به خاطر عزمش تحسین کردم.


  • من واقعاً افرادی را تحسین می کنم که می توانند در چنین شرایط سختی کار کنند.


  • من آن موسیقی را بیشتر از هر موسیقی دیگری تحسین می کنم.

  • The police did an admirable job of calming down the crowd.


    پلیس کار تحسین برانگیزی برای آرام کردن جمعیت انجام داد.

  • I think she coped admirably with a very difficult situation.


    من فکر می کنم که او به طرز تحسین برانگیزی با یک موقعیت بسیار دشوار کنار آمد.

  • My admiration for her grows daily.


    تحسین من نسبت به او هر روز بیشتر می شود.

  • Many admirers waited in the rain just to see their hero.


    بسیاری از ستایشگران زیر باران منتظر ماندند تا قهرمان خود را ببینند.

synonyms - مترادف

  • قدردانی


  • توجه

  • praise


    ستایش

  • applaud


    کف زدن

  • commend


    ستایش کردن

  • esteem


    احترام

  • honorUS


    افتخار ایالات متحده

  • honourUK


    HonourUK

  • laud


    جایزه

  • prize


    ارزش


  • در نظر گرفتن


  • طرفدار ایالات متحده

  • extol


    favourUK

  • favorUS


    تجلیل کردن

  • favourUK


    تگرگ

  • glorify


    ارج نهادن

  • hail


    تحسین


  • تایید کردن

  • revere


    تعریف و تمجید

  • venerate


    امتیاز دهی بالا

  • acclaim


    تایید


  • اعتبار

  • compliment


    eulogiseUK


  • eulogizeUS


  • نگاه کردن به


  • ابراز تحسین برای

  • eulogiseUK


    احترام زیادی قائل باشید

  • eulogizeUS



  • express admiration for


  • hold in high esteem


antonyms - متضاد
  • disapprove


    رد کردن

  • despise


    خوار شمردن

  • scorn


    تمسخر

  • spurn


    طرد کردن

  • condemn


    محکوم کردن

  • denounce


    نفرت داشتن

  • detest


    بیزاری

  • abhor


    دوست نداشتن

  • dislike


    تحقیر کردن

  • disparage


    بی ناموسی آمریکا

  • dishonorUS


    dishonourUK

  • dishonourUK


    تبرئه کردن

  • expostulate


    سرزنش کردن


  • متنفر بودن

  • remonstrate


    rebuke

  • contemn


    سرزنش

  • dispraise


    انتقاد از انگلستان

  • loathe


    انتقاد از ایالات متحده

  • rebuke


    نارضایتی آمریکا

  • reproach


    نارضایتی انگلستان

  • criticiseUK


    رد

  • criticizeUS


    مسخره کردن

  • disfavorUS


    مخالفت کنند

  • disfavourUK


    نفرت


  • هدف - شی

  • mock


    کم ارزش کردن


  • reprove




  • undervalue


لغت پیشنهادی

frances

لغت پیشنهادی

barefaced

لغت پیشنهادی

underarm