admire
admire - تحسین
verb - فعل
UK :
US :
تحسین
ستایشگر
قابل تحسین
تحسین کردن
با تحسین
---
to respect and like someone because they have done something that you think is good or to respect their qualities or skills
احترام گذاشتن و دوست داشتن کسی به خاطر انجام کاری که به نظر شما خوب است، یا احترام گذاشتن به ویژگی ها یا مهارت های او
به چیزی نگاه کنید و فکر کنید که چقدر زیبا یا چشمگیر است
to like someone because they have achieved something special or they have skills or qualities that you would like to have
دوست داشتن کسی به این دلیل که به چیز خاصی دست یافته است یا مهارت ها یا ویژگی هایی دارد که شما دوست دارید داشته باشید
to have a good opinion of someone even if you do not agree with them for example because they have achieved a lot or have high standards
داشتن نظر خوب نسبت به کسی، حتی اگر با او موافق نیستید، مثلاً به این دلیل که او دستاوردهای زیادی داشته یا استانداردهای بالایی دارد.
to greatly admire someone because of their achievements and personal qualities, especially someone famous
تا حد زیادی کسی را به دلیل دستاوردها و ویژگی های شخصی خود، به ویژه شخص مشهور، تحسین کنید
تحسین کردن کسی که سنش بالاتر است یا تجربه بیشتری از شما دارد
فکر کردن که کسی در کاری که انجام می دهد خوب است
to admire someone so much that you think they are perfect – used especially about famous people or people in your family
آنقدر کسی را تحسین کنید که فکر کنید او عالی است - به ویژه در مورد افراد مشهور یا افراد خانواده شما استفاده می شود
to admire someone a lot and want to be like them – often used when this seems unreasonable or extreme
بسیار تحسین کردن کسی و میخواهد شبیه او باشد - اغلب زمانی استفاده میشود که غیرمنطقی یا افراطی به نظر میرسد
پیدا کردن کسی یا چیزی جذاب و دلپذیر برای دیدن
احترام گذاشتن و تایید کسی یا رفتار او
احترام گذاشتن و تایید کسی یا چیزی
من فقط باغ دوست داشتنی شما را تحسین می کردم.
Morrow's new production of 'The Nutcracker' has been greatly admired.
ساخته جدید مورو از «فندق شکن» بسیار مورد تحسین قرار گرفته است.
Old-fashioned amateurs used to admire colours with a golden glow, which conservators have demonstrated were the effect of discoloured varnish.
آماتورهای قدیمی رنگ هایی با درخشش طلایی را تحسین می کردند، که محافظان نشان داده اند که اثر لاک تغییر رنگ است.
رولینز بیشتر به خاطر شعرهایش تحسین می شود، اما او داستان های تخیلی هم می نویسد.
مردم او را به خاطر زیبایی و هوش او تحسین می کردند.
شاهزاده چارلز حس سبک و رنگ او را تحسین کرد و بار دکوراسیون را به عهده او گذاشت.
من او را به عنوان بهترین فرد شیک پوشی تحسین می کردم.
کوربین یک نوازنده فوق العاده است. من واقعا او را تحسین می کنم.
چیزی که من در مورد لی بیشتر تحسین می کنم صبر اوست.
But a chief from Puna who had greatly admired Naihe's surfing ability sent a servant to wake the sleeping chanter.
اما رئیسی از پونا که توانایی موج سواری نایهه را بسیار تحسین کرده بود، خدمتکاری را فرستاد تا خواننده خوابیده را بیدار کند.
چه کسی نمی تواند چنین موفقیت عظیمی را تحسین کند؟
من شهردار و قانونگذار سابق سانفرانسیسکو را بسیار تحسین می کنم.
در بالای کوه توقف کردیم تا منظره را تحسین کنیم.
ما در نیمه راه از تپه توقف کردیم تا منظره را تحسین کنیم.
من روشی را که سارا به تنهایی بچه ها را بزرگ کرده است تحسین می کنم.
من واقعاً شور و شوق شما را تحسین می کنم.
کار او بسیار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.
باید نحوه برخورد او با این موقعیت را تحسین کنید.
در واقع من او را بسیار تحسین می کنم و به او احترام می گذارم.
این مدرسه به دلیل تدریس عالی آن بسیار مورد تحسین قرار می گیرد.
من با او موافق نیستم، اما او را به خاطر پایبندی به اصولش تحسین می کنم.
عقب ایستاد تا کار دستش را تحسین کند.
من فقط ماشین جدید شما را تحسین کردم.
بیایید بنشینیم و منظره را تحسین کنیم.
او به عنوان یک روزنامه نگار بسیار مورد تحسین قرار می گیرد.
نمیتوانستم عزم او را تحسین نکنم.
من ترجیح می دهم او را به خاطر اراده اش تحسین کنم.
او پنهانی او را تحسین و حسادت می کرد.
چه چیزی را در مورد او بیشتر تحسین می کنید؟
شما فقط می توانید شجاعت و اراده او را تحسین کنید.
شما باید فداکاری و تعهد آنها را تحسین کنید.
من واقعا شجاعت او را تحسین می کنم.
شما نمی توانید فداکاری و تعهد آنها را تحسین نکنید.
چند لحظه ایستادیم و منظره را تحسین کردیم.
من فقط کتت را تحسین می کردم، دلیا.
من او را به خاطر عزمش تحسین کردم.
من واقعاً افرادی را تحسین می کنم که می توانند در چنین شرایط سختی کار کنند.
من آن موسیقی را بیشتر از هر موسیقی دیگری تحسین می کنم.
پلیس کار تحسین برانگیزی برای آرام کردن جمعیت انجام داد.
من فکر می کنم که او به طرز تحسین برانگیزی با یک موقعیت بسیار دشوار کنار آمد.
تحسین من نسبت به او هر روز بیشتر می شود.
بسیاری از ستایشگران زیر باران منتظر ماندند تا قهرمان خود را ببینند.
قدردانی
توجه
praise
ستایش
applaud
کف زدن
commend
ستایش کردن
esteem
احترام
honorUS
افتخار ایالات متحده
honourUK
HonourUK
laud
جایزه
prize
ارزش
در نظر گرفتن
طرفدار ایالات متحده
extol
favourUK
favorUS
تجلیل کردن
favourUK
تگرگ
glorify
ارج نهادن
hail
تحسین
تایید کردن
revere
تعریف و تمجید
venerate
امتیاز دهی بالا
acclaim
تایید
اعتبار
compliment
eulogiseUK
eulogizeUS
نگاه کردن به
ابراز تحسین برای
eulogiseUK
احترام زیادی قائل باشید
eulogizeUS
disapprove
رد کردن
despise
خوار شمردن
scorn
تمسخر
spurn
طرد کردن
condemn
محکوم کردن
denounce
نفرت داشتن
detest
بیزاری
abhor
دوست نداشتن
dislike
تحقیر کردن
disparage
بی ناموسی آمریکا
dishonorUS
dishonourUK
dishonourUK
تبرئه کردن
expostulate
سرزنش کردن
متنفر بودن
remonstrate
rebuke
contemn
سرزنش
dispraise
انتقاد از انگلستان
loathe
انتقاد از ایالات متحده
rebuke
نارضایتی آمریکا
reproach
نارضایتی انگلستان
criticiseUK
رد
criticizeUS
مسخره کردن
disfavorUS
مخالفت کنند
disfavourUK
نفرت
هدف - شی
mock
کم ارزش کردن
reprove
undervalue
