widely
widely - به طور گسترده ای
adverb - قید
UK :
US :
در مکان های مختلف یا توسط افراد زیادی
تا حد زیادی - هنگام صحبت در مورد تفاوت ها استفاده می شود
از جمله مکان های مختلف، افراد، موضوعات و غیره.
خیلی متفاوت بودن
توسط بسیاری
در دوران پس از باین، ساختارهای شرکتی به طور گسترده ای پذیرفته شده اند.
نسخه هایی از گزارش به طور گسترده در دسترس قرار گرفته است.
برای چنین شاخصهایی که مبتنی بر گسترده هستند، اغلب امکان فروش کوتاه مدت این شاخص وجود ندارد.
زمانی اعتقاد بر این بود که خورشید به دور زمین می چرخد.
صد سال پیش باور عمومی بر این بود که در مریخ حیات وجود دارد.
Actually estimates for the ratio of public spending to National Income vary widely depending on the definitions used for each item.
در واقع، تخمینها برای نسبت هزینههای عمومی به درآمد ملی بسته به تعاریفی که برای هر مورد استفاده میشود، بسیار متفاوت است.
یکی از این موارد این است که به ناچار سرعت خواندن بسیار متفاوت خواهد بود.
و بارهای باد می تواند به طور گسترده ای از یک قسمت از ساختمان به قسمت دیگر متفاوت باشد.
سیلیکون ولی به طور گسترده به عنوان مرکز فناوری پیشرفته کالیفرنیا شناخته می شود.
آزبست زمانی به طور گسترده در صنعت ساختمان استفاده می شد.
رئیس فدرال رزرو به طور گسترده به عنوان یک شاهین ضد تورم در نظر گرفته می شود.
این اصطلاح به طور گسترده در گفتار روزمره استفاده می شود.
این ایده اکنون به طور گسترده پذیرفته شده است.
هنوز هیچ صحبتی در مورد زمان عرضه گسترده این سرویس وجود ندارد.
این فیلم به طور گسترده به عنوان یک شاهکار شناخته می شود.
این شرکت به طور گسترده ای به عنوان یک رهبر در این زمینه شناخته شده است.
او به طور گسترده ای به عنوان بنیانگذار آناتومی مدرن شناخته می شود.
سخنان او بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت.
یک باور عمومی
بازی های المپیک 2012 به طور گسترده ای یک موفقیت در نظر گرفته شد.
او در خارج از چین چندان شناخته شده نبود.
پراکنده ترین گونه مارمولک در آمریکای شمالی
انتظار می رفت که حزب حاکم در انتخابات پیروز شود.
به طور گسترده اعتقاد بر این است که بانک ممکن است دفتر مرکزی خود را به فرانکفورت منتقل کند.
یک پرونده قتل که به طور گسترده منتشر شده است
رئیس جمهور به دلیل واکنش خود به این فاجعه به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.
او سفرهای زیادی به آسیا داشته است.
کتاب های او به طور گسترده خوانده می شود (= افراد زیادی آنها را می خوانند).
او مردی تحصیل کرده و پرخواننده است (= کتاب های زیادی خوانده است).
Standards vary widely.
استانداردها بسیار متفاوت است.
این دو مرد نظرات کاملاً متفاوتی در مورد این سؤال دارند.
نظرات متفاوتی در مورد اینکه چه کسی مسئول است وجود دارد.
هر دو سفرهای زیادی داشته اند.
نمایشنامه های او هنوز هم به طور گسترده در ایالات متحده اجرا می شود.
فرانسوی در کامبوج به طور گسترده صحبت می شد.
کار او بر روی DNA بسیار مورد تحسین قرار گرفت.
این یک باور رایج اما اشتباه است.
این نظریه دیگر به طور گسترده پذیرفته نشده است.
قیمت ها از مغازه ای به مغازه دیگر بسیار متفاوت است.
French was widely spoken there.
زبان فرانسه در آنجا به طور گسترده صحبت می شد.
بطور کلی
universally
جهانی
extensively
به طور گسترده
broadly
معمولا
commonly
مردمی
popularly
به طور جامع
comprehensively
خارج از کشور
به طور معمول
customarily
به صورت متعارف
conventionally
اصولا
به عنوان یک قانون
ordinarily
عمدتا
principally
در درجه اول
در مجموع
chiefly
به طور کلی
اساسا
altogether
در کل
predominantly
روی هم رفته
در بیشتر موارد
بطور قابل ملاحظه ای
اغلب
به طور عمده
به طور سنتی
به صورت گرد
بر حسب عادت
substantially
traditionally
roundly
habitually
به طور مشخص
locally
به صورت محلی
narrowly
باریک
