acknowledge
acknowledge - اذعان
verb - فعل
UK :
US :
تصدیق
اعتراف یا پذیرش اینکه چیزی درست است یا موقعیتی وجود دارد
اگر مردم چیزی را تصدیق کنند، متوجه می شوند که چقدر خوب یا مهم است
پذیرش اینکه کسی یا چیزی بر مردم اقتدار دارد
به طور عمومی اعلام کنید که از کمکی که کسی به شما کرده است سپاسگزار هستید
به کسی نشان دهید که متوجه او شده اید یا آنچه را که گفته اند شنیده اید
به کسی بفهمانید که چیزی از او دریافت کرده اید
به کسی بگویید که چیزی دریافت کرده اید مانند نامه ای که برای شما ارسال کرده است
اعتراف یا پذیرش اینکه چیزی درست است یا وجود دارد
پذیرش، اعتراف یا تشخیص چیزی، یا حقیقت یا وجود چیزی
معمولاً در نامه یا ایمیل به کسی بگویید که چیزی را که برای شما ارسال کرده است دریافت کرده اید
برای نشان دادن اینکه کسی را دیده اید
پذیرش حقیقت یا تشخیص وجود چیزی
به کسی اطلاع دهید که چیزی را دریافت کرده اید که برای شما ارسال کرده است
The anniversary report is acknowledged as a tremendous achievement.
گزارش سالگرد به عنوان یک دستاورد فوق العاده شناخته می شود.
در سال 1932 دی والرا به عنوان نخست وزیر انتخاب شد و به عنوان رهبر مردم ایرلند شناخته شد.
Callahan waved, acknowledging his fans.
کالاهان دست تکان داد و طرفدارانش را قدردانی کرد.
او تصدیق می کند که کار سختی خواهد بود، اما به هر حال آن را امتحان خواهد کرد.
من روی آن کتاب خیلی کار کردم. من را آزار می دهد که ویراستار هرگز آن را تأیید نکرد.
We will never reform the justice system until we are prepared to acknowledge its fundamental defects.
ما هرگز نظام قضایی را اصلاح نخواهیم کرد مگر اینکه به عیوب اساسی آن اعتراف کنیم.
روزنامه حتی نامه من را تصدیق نکرد یا اصلاحیه ای چاپ نکرد.
لطفاً با امضاء و بازگرداندن فرم ضمیمه شده، دریافت این سند را تأیید کنید.
کوک دریافت هدایایی را تصدیق می کند که می تواند به عنوان رشوه تلقی شود.
In a correction that was published June 4,1995, the Globe acknowledged that Ayash did not sign the medication order.
در تصحیحی که در 4 ژوئن 1995 منتشر شد، گلوب اذعان کرد که آیاش دستور دارو را امضا نکرده است.
The committee acknowledges that mentally ill people in the community are not receiving the care and treatment they need.
این کمیته تأیید می کند که بیماران روانی در جامعه مراقبت و درمان مورد نیاز خود را دریافت نمی کنند.
با این حال، برخی اذعان دارند که اصلاحات باید به سرعت انجام می شد.
استاندار اذعان کرده است که در صورت های مالی خود اشتباهاتی وجود داشته است.
I readily acknowledge that this is a very difficult request but I am afraid the timescale has to he met.
من به راحتی تصدیق می کنم که این یک درخواست بسیار دشوار است، اما می ترسم که زمانبندی لازم برای او باشد.
The author wishes to acknowledge the assistance of the Defense Department.
نویسنده مایل است از کمک های وزارت دفاع قدردانی کند.
زئیر مجبور شد اقتدار دولت کنگو را تصدیق کند.
And a base spokesman acknowledged the cooler ban did not prohibit knapsacks, soft-sided fabric coolers or wagons.
و یکی از سخنگویان پایگاه اذعان کرد که ممنوعیت کولر، کولهپشتی، خنککنندههای پارچهای نرم و یا واگنها را ممنوع نمیکند.
سیاست خواستهها و خواستههای والدین را تقویت میکند، اما آیا تأثیر آن بر کودک ناشنوا را تأیید میکند؟
او از اعتراف به نیاز به اصلاح سرباز می زند.
من باید این واقعیت را بپذیرم که تا حدی مسئول هستم.
این واقعیتی است که عموماً پذیرفته شده است.
اکثر مردم وجود شر را تصدیق می کنند.
to openly/publicly/readily acknowledge something
آشکارا / علنا / به راحتی چیزی را تصدیق کردن
او نمی پذیرد که کار اشتباهی انجام داده است.
به طور کلی تصدیق می شود که درست است.
این کشور به ادعای او بر تاج و تخت اعتراف کرد.
The peace settlement effectively acknowledged the country's independence.
توافق صلح عملاً استقلال کشور را به رسمیت شناخت.
او به طور گسترده ای به عنوان بهترین بازیکن جهان شناخته می شود.
همه برنامه ها تایید خواهند شد.
لطفاً دریافت این نامه را تأیید کنید.
Please acknowledge receipt of this letter.
من درست کنارش ایستاده بودم، اما او حتی مرا تصدیق نکرد.
او با اذعان به تشویق دست تکان داد.
من از حمایت مالی چندین کسب و کار محلی تشکر می کنم.
او همیشه آماده است تا بدهی خود را به معلمانش بپذیرد.
اعتراف می کنم کار احمقانه ای بود.
آنها نیاز به جدی گرفتن مشکل را تشخیص دادند.
او مجبور شد (که) ممکن است مشکلاتی پیش بیاید.
او تمایلی به اعتراف به نادانی خود نداشت.
او به قتل اعتراف کرد.
یک بیماری روانی می تواند سال ها قبل از اینکه خانواده ها مجبور شوند حقیقت را بپذیرند وجود داشته باشد.
حقیقتی که همگان به آن اذعان دارند
آیا آمادگی پذیرش مسئولیت خود را دارید؟
Are you prepared to acknowledge your responsibility?
بدینوسیله دریافت نامه 25 جولای شما را تایید می کنم.
I hereby acknowledge receipt of your letter of 25 July.
شرکت به درستی دریافت نامه را تایید کرد.
آنها به سختی یکدیگر را تصدیق کردند.
او حتی این سوال را تایید نکرد.
He did not even acknowledge the question.
مورخان عموماً او را به عنوان یک نابغه در رشته خود می شناسند.
او اعتراف کرد که مقصر بوده است.
اقرار کردن
اعطا کردن
تایید کنید
اجازه
recogniseUK
تشخیص انگلستان
recognizeUS
ایالات متحده را بشناسد
concede
قبول کردن
confess
اعتراف کردن
خود
قدردانی
realiseUK
RealiseUK
realizeUS
realizeUS
آشکار ساختن
affirm
تایید
موافق
profess
حرفه ای
دیدن
بازده
accede
ملحق شدن
acquiesce
رضایت دادن
cognize
شناختن
دانستن
توجه داشته باشید
درک
accede to
الحاق به
acquiesce in
موافقت کردن
موافق به
تایید کردن
avow
قول
آگاه باشید
آگاه بودن از
رد کردن
انکار
contradict
تناقض دارند
disaffirm
سلب مسئولیت
disclaim
صرف نظر کردن
renounce
انکار کردن
disavow
رد
disconfirm
باطل کردن
مخالفت کنند
disown
چشم پوشی کردن
invalidate
چالش
مسابقه
abjure
مناقشه
پیشخوان
اجازه ندادن
controvert
اختلاف نظر
اعتراض
disallow
محکوم کردن
disapprove
بی توجهی
به دست آوردن
چشم پوشی
refute
منتفی
repudiate
کاهش می یابد
condemn
تخفیف
disregard
قسم خوردن
gainsay
reprobate
discount
forswear