dispute
dispute - اختلاف نظر
noun - اسم
UK :
US :
یک بحث یا اختلاف جدی
گفتن اینکه چیزی مانند یک واقعیت یا ایده صحیح یا درست نیست
بحث کردن یا مخالفت کردن با کسی
تلاش برای کنترل چیزی یا برنده شدن چیزی
a serious disagreement between two groups of people especially a disagreement between workers and their employers in which the workers take action to protest
اختلاف شدید بین دو گروه از مردم، به ویژه اختلاف بین کارگران و کارفرمایان که در آن کارگران برای اعتراض اقدام می کنند.
اگر دو گروه از مردم با هم اختلاف داشته باشند، درگیر اختلاف هستند
an argument or disagreement, especially an official one between for example workers and employers or two countries with a common border
یک بحث یا اختلاف، به ویژه یک اختلاف رسمی، مثلاً بین کارگران و کارفرمایان یا دو کشور با مرز مشترک
آنقدر مسلم یا درست که نمی توانید مخالف باشید
being doubted
مورد شک قرار گرفتن
قطعی نیست
مخالفت با چیزی که کسی می گوید
یک بحث یا اختلاف
an argument or disagreement, especially an official one
یک بحث یا اختلاف، به ویژه یک بحث رسمی
هنوز مورد توافق یا پذیرفته شده توسط همه نیست
مخالفت کردن یا ابراز تردید در مورد چیزی
به نظر می رسد یک بحث مرزی است.
Representatives from both sides met late last night in an attempt to settle the budget dispute between Congress and the President.
نمایندگان دو طرف اواخر شب گذشته در تلاش برای حل و فصل اختلاف بودجه بین کنگره و رئیس جمهور با یکدیگر دیدار کردند.
وی از هیئت درخواست کرد که سرکارگر خود را سریع و به گونه ای انتخاب کنند که اختلاف ایجاد نشود.
My guess was that they would find their way into the press and would undermine our efforts to settle the health dispute.
حدس من این بود که آنها به مطبوعات راه پیدا می کنند و تلاش های ما برای حل و فصل اختلافات بهداشتی را تضعیف می کنند.
موریس درگیر یک اختلاف حقوقی طولانی با ناشر خود بوده است.
The main areas of dispute had been an executive president a second house of parliament, and proportional representation.
حوزههای اصلی مناقشه، رئیسجمهور اجرایی، مجلس دوم پارلمان و نمایندگان تناسبی بود.
حل و فصل اختلافات بین شرکت کنندگان در یک شرکت نیز ممکن است ناخوشایند باشد.
There is some dispute as to whether dinghy sailing and windsurfing are classified as immersion sports and whether or not they will be permitted.
در مورد اینکه آیا قایقرانی با قایق و موج سواری با قایق به عنوان ورزش های غوطه ور طبقه بندی می شوند و اینکه آیا آنها مجاز خواهند بود یا خیر، اختلاف وجود دارد.
But the dispute will probably never be settled since both Topeka and Azusa Street have now achieved a certain mythic quality.
اما این اختلاف احتمالاً هرگز حل نخواهد شد زیرا هم خیابان توپکا و هم خیابان آزوسا اکنون به کیفیت اسطوره ای خاصی دست یافته اند.
تمام تلاش ها برای حل و فصل اختلافات تاکنون شکست خورده است.
مناقشه بر سر بازرسی تسلیحات احتمالا موضوع اصلی نشست فردا خواهد بود.
industrial/pay disputes
اختلافات صنعتی/حقوقی
اختلاف دو کشور در مورد مرز
آخرین اختلاف بر سر حقوق ماهیگیری
اتحادیه بر سر ساعت کاری با مدیریت اختلاف دارد.
علت حادثه همچنان مورد مناقشه بود (= در مورد بحث بودن).
اینها موضوعات مورد بحث نیست.
موضوع بدون اختلاف با حکم دادگاه حل و فصل شد (= دیگر نمی توان در مورد آن بحث کرد).
نظریات او قابل بحث است (= می توان با آن مخالفت کرد).
او پیشنهاد داد تا اختلافات باقی مانده بین دو کشور را از طریق مذاکره حل و فصل کند.
این حادثه باعث بروز اختلافات بزرگی بین دو کشور شد.
هدف دادگاه های صنعتی رسیدگی به اختلافات بین کارفرمایان و کارمندان است.
اختلافات داخلی طولانی بین دو جناح حزب وجود داشت.
یک اختلاف قضایی بین ارتش و سیا
اختلاف طولانی مدت بین خانواده ها بر سر مالکیت زمین.
برای به حداقل رساندن دامنه اختلاف بر سر معنای اصطلاحات به کار رفته
There is considerable dispute over the precise definition of ‘social class’ as a term.
بر سر تعریف دقیق «طبقه اجتماعی» به عنوان یک اصطلاح، اختلافات قابل توجهی وجود دارد.
مبلغ واقعی غرامت پرداخت شده هنوز مورد اختلاف است.
کارمندان سه هفته است که با مدیریت اختلاف دارند.
آنها درگیر اختلاف با رقبای خود شدند.
هیچ کس نمی توانست دقیقاً به یاد بیاورد که اختلاف چگونه به وجود آمده است.
پلیس در برخورد با اختلافات خانگی با مشکل مواجه است.
ارتباط دقیق این دو زبان در میان دانشمندان مورد اختلاف است.
زمانی که این دو مرد در کنفرانس حزب با هم درگیر شدند، اختلافات داغ در ملاء عام شروع شد.
در مورد حقایق اختلافی وجود ندارد.
disputes concerning environmental protection
اختلافات مربوط به حفاظت از محیط زیست
یکی از عوامل متعددی که منجر به اختلاف شد
کار او حل و فصل اختلافات حقوقی است.
یک مشاجره تلخ/طولانی
یک اختلاف مرزی
اختلاف حقوقی/حقوقی/تجاری
آنها نتوانسته اند اختلاف بر سر شرایط کاری را حل و فصل کنند.
بحث و جدل
مناظره
quarrel
نزاع
squabble
دعوا کردن
flare-up
شعله ور شدن
altercation
درگیری
feud
دشمنی
ردیف
tiff
تیف
disagreement
اختلاف نظر
arguing
استدلال
clash
برخورد
contention
مشاجره
جنجال - جدال سرسختانه
dissension
اختلاف
donnybrook
دانی بروک
spat
تف
wrangle
گفتمان
argumentation
ریواس
bickering
کلمات
بحث
rhubarb
باطله
words
کبابی
bicker
تحقیر می کند
اختلال
scrap
مبارزه کردن
brawl
broil
contretemps
disturbance
توافق
concord
درك كردن
concurrence
به خطر افتادن
ترتیب
compromise
معامله
میثاق
طرفدار
accord
پیمان
کنکوردات
covenant
شرط
entente
صلح
pact
معاهده
concordat
فشرده - جمع و جور
stipulation
وضع
اجماع، وفاق
تصدیق ایالات متحده
compact
وعده
disposition
قدردانی انگلستان
acknowledgmentUS
acknowledgementUK