debate
debate - مناظره
noun - اسم
UK :
US :
مناظره کننده
discussion of a particular subject that often continues for a long time and in which people express different opinions
بحث در مورد یک موضوع خاص که اغلب برای مدت طولانی ادامه دارد و در آن افراد نظرات مختلفی را بیان می کنند
a formal discussion of a particular problem subject etc in which people express different opinions, and sometimes vote on them
یک بحث رسمی در مورد یک مشکل خاص، موضوع و غیره که در آن افراد نظرات متفاوتی را بیان می کنند و گاهی اوقات به آنها رأی می دهند
زمانی که در تلاش برای تصمیم گیری یا یافتن راه حل هستید، درباره موضوعی به طور رسمی بحث کنید
قبل از تصمیم گیری، چیزی را به دقت در نظر بگیرید
الف) بحث جدی درباره موضوعی که افراد زیادی در آن شرکت می کنند
a competition in which teams of people often students, discuss a subject and the team that is judged to make the best arguments wins
رقابتی که در آن تیمهایی متشکل از افراد، اغلب دانشآموزان، درباره موضوعی بحث میکنند و تیمی که بهترین استدلال را ارائه میکند برنده میشود.
بحث کردن درباره موضوعی به شکل رسمی
تلاش برای تصمیم گیری در مورد چیزی
a discussion esp. one in which several people with different opinions about something discuss them seriously or the process of discussing something
یک بحث، به ویژه یکی که در آن چندین نفر با نظرات متفاوت در مورد چیزی به طور جدی در مورد آن بحث می کنند، یا روند بحث در مورد چیزی
این قانون پس از یک بحث طولانی و گاه خشمگین به تصویب رسید.
His jibe was greeted with howls of laughter as Mr Smith savaged Mr Major during the emergency debate on the economy.
هنگامی که اسمیت در جریان بحث اضطراری در مورد اقتصاد، آقای میجر را وحشیانه کرد، از صدای او با زوزه های خنده استقبال شد.
که خوب است -- ما از یک بحث خوب در چاپی لذت می بریم، پانک های پر شور که هستیم.
این موضوع در هفته های اخیر موضوع بحث های عمومی شدید بوده است.
This stark view of what really matters has touched off a spirited debate and will occupy us in Chapter 5.
این دیدگاه واضح از آنچه واقعاً مهم است، بحثی پرشور را برانگیخته است و ما را در فصل 5 مشغول خواهد کرد.
There will be a televised debate between those in favour of military action and those who are against.
مناظره تلویزیونی بین موافقان اقدام نظامی و مخالفان برگزار خواهد شد.
However the House will have further opportunities during the debate to clarify that important point.
با این حال، مجلس در طول مناظره فرصت های بیشتری برای روشن شدن این نکته مهم خواهد داشت.
به نوبه خود، سیمپسون روز سه شنبه چیزی نگفت که به بحث در مورد احکام دامن بزند.
اولین سوال در مورد سیاست خارجی 35 دقیقه بعد از مناظره مطرح شد.
وی در مورد برخی از مسائل جزئیات اقداماتی را برای حل و فصل این بحث بیان کرد.
the first ever televised presidential debate
اولین مناظره تلویزیونی ریاست جمهوری
وزیر مناظره را باز کرد (= اولین سخنران بود).
پس از یک بحث طولانی، کنگره این پیشنهاد را تایید کرد.
بحث در مورد سیاست حمل و نقل
طرح مورد بحث (= مورد بحث) به رأی گذاشته شد.
این موضوع باعث ایجاد بحث در سراسر صنعت شده است.
برانگیختن / برانگیختن بحث
یک بحث شدید / شدید
آینده تئاتر موضوع بحث عمومی پر جنب و جوش است.
بحث های سیاسی فشرده بر شایستگی دو طرح جایگزین متمرکز شد.
بحث های داغی در مورد اینکه آیا فیلم باید اجازه داده شود وجود دارد.
بحث های زیادی در مورد موضوع مراقبت از کودک وجود داشته است.
بحث های جاری در مورد سیاست خارجی آمریکا
اینکه آیا او سزاوار اتفاقی است که برای او رخ داده است، قابل بحث است (= هنوز نمی توان قطعی یا تصمیم گرفت).
موضوع هنوز در حال بحث است.
مذاکرات بین دو رهبر همچنان ادامه دارد.
یک مکالمه تلفنی
رمان توصیف های طولانی دارد و دیالوگ زیادی ندارد.
رئیس جمهور به خبرنگاران منتظر گفت که گفتگوی سازنده ای انجام شده است.
من با رئیسم در مورد آینده شغلی خود صحبت طولانی داشتم.
بحث در مورد اصلاح زندان
رایزنی های گسترده ای بین دو کشور صورت گرفته است.
ما شایعات خوبی در مورد رئیس داشتیم.
رئیس جمهور مناظره را باز خواهد کرد.
به نظر می رسد محیط بانان بحث ساخت این جاده را باخته اند.
این نظرسنجی نشان داد که دموکرات ها در مناظره شب گذشته ریاست جمهوری پیروز شدند.
بسیاری از این نکات در بحث اصلاح زندان ها مطرح شد.
بحث بر این بود که چه کسی باید هزینه تغییرات را بپردازد.
بحث های قانونی در مورد ازدواج همجنس گرایان
مناظره مجلس در مورد صنعت ماهیگیری
کارشناسان به عملکرد مناظره رئیس جمهور می پردازند.
بحث
گفتمان
dialogUS
دیالوگ ایالات متحده
dialogueUK
دیالوگ انگلستان
parley
مذاکره کردن
صحبت
گفتگو
argumentation
استدلال
talks
صحبت می کند
colloquy
confab
confab
confabulation
confabulation
کنفرانس
مذاکرات
negotiations
مشورت
deliberation
پالاور
palaver
مشاوره
consultation
اعتراض
contestation
شورا
دیالکتیک
counsel
واو
dialectic
کلمات
powwow
تحلیل و بررسی
words
اظهار نظر
مشورت کردن
معاینه
consult
همخوانی داشتن
تبادل نظر
آرگی-برگی
رفت و برگشت
argy-bargy
back-and-forth
اجماع، وفاق
accord
توافق
هماهنگی
harmony
اتفاق آرا
unanimity
صلح
concurrence
موافقت
concord
درك كردن
وحدت
assent
تصویب
مطابقت
unity
رضایت
دوستی
conformity
مجوز ایالات متحده
concordance
آرام
consent
همصدا
یکنواختی
authorizationUS
ثبات
ratification
اتحاد. اتصال
calm
مجوز انگلستان
unison
ساکت
uniformity
اتفاق نظر
consistency
حسن نیت
acquiescence
رفاقت
آرامش
accordance
authorisationUK
unanimousness
goodwill
amity
rapport
