chapter
chapter - فصل
noun - اسم
UK :
US :
یکی از قسمت هایی که کتاب به آن تقسیم می شود
یک دوره یا رویداد خاص در زندگی یا در تاریخ یک نفر
تمام کشیشان متعلق به یک کلیسای جامع یا جلسه ای از این کشیش ها
اعضای محلی یک سازمان بزرگ مانند یک باشگاه
the local members of a professional organization or LABOR UNION
اعضای محلی یک سازمان حرفه ای یا اتحادیه کارگری
any of the separate parts into which a book or other piece of text is divided, usually given a number or title
هر یک از بخشهای جداگانهای که یک کتاب یا متن دیگری به آن تقسیم میشود، معمولاً یک شماره یا عنوان داده میشود
دوره ای که بخشی از زمان بزرگ تری است که در طی آن چیزی اتفاق می افتد
گروهی از مردم که مسئول یک جامعه دینی هستند
یک گروه محلی که بخشی از یک سازمان بزرگتر است
any of the separate parts into which a book or other piece of text is divided, usually numbered or given a title
هر یک از بخشهای جداگانهای که یک کتاب یا متن دیگری به آن تقسیم میشود، معمولاً شمارهگذاری میشود یا عنوانی به آن داده میشود
یک بخش محلی از یک سازمان بزرگتر
یک گروه محلی از اعضایی که به یک سازمان بزرگتر تعلق دارند
یکی از بخشهای یک متن بزرگ مانند کتاب، گزارش تجاری یا سند قانونی
A careful strategic analysis as described in chapter 4 will help to lessen the disadvantages of using leading indicators.
یک تحلیل استراتژیک دقیق همانطور که در فصل 4 توضیح داده شد به کاهش معایب استفاده از شاخص های پیشرو کمک می کند.
داستان کریسمس در فصل 2، آیات 1-20 لوقا بیان شده است.
این موارد در فصول 8 و 9 بررسی شده است.
In chapters 15 to 17 we apply to the individual profile components the principles set out in chapter 14.
در فصلهای 15 تا 17، اصولی را که در فصل 14 بیان شدهاند، برای اجزای نمایه فردی اعمال میکنیم.
In chapters 6 and 7 I would like to propose a characterization of grammar and language use which shows their interdependence.
در فصلهای 6 و 7 من میخواهم توصیفی از گرامر و کاربرد زبان را پیشنهاد کنم که وابستگی متقابل آنها را نشان میدهد.
آیا هنوز ارباب حلقه ها را تمام کرده اید؟ من در آخرین فصل هستم.
مثال دقیق تری در فصل بعدی ارائه خواهد شد.
در فصل بعد به موضوع و مشکلات تعهد می پردازیم.
In this chapter we illustrated such pragmatic influences on processing by discussing context effects.
در این فصل، ما چنین تأثیرات عملگرایانهای را در پردازش با بحث در مورد اثرات زمینه نشان دادیم.
برای انجام تکالیف، دو فصل اول کتاب را بخوانید.
او در بخش های مختلف لیگ نوجوانان داوطلب بود.
خواندن/نوشتن یک فصل
او یک فصل کامل را به این موضوع اختصاص داده است.
من تازه فصل 3 را تمام کردم.
فصل به فصل کتاب را خواندم.
در فصل قبل/بعدی/اول/آخر
در فصل بعد
خلاصه مفیدی در پایان فصل وجود دارد.
فصل آخر زندگی نامه او
فصل آغازین کتاب
جالب ترین فصل کتاب
آیا فصل نظام حقوقی را خوانده اید؟
فصلی دشوار در تاریخ کشور ما
بازگشت او به کانزاس به فصل ناخوشایندی در زندگی او پایان داد.
جلسه رئیس و بخش
بخش محلی باشگاه روتاری
من نمی توانم فصل و آیه بدهم، اما این طرح کلی موضع حقوقی ما است.
کل ماجرا از ابتدا تا انتها فصلی از تصادفات بوده است.
تأثیر او بر سایر نویسندگان در فصل بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
چند فصل اول را خواندم و بعد خسته شدم.
نویسنده دو فصل را به فراگیری زبان اختصاص داده است.
این فصل به پول و بانکداری می پردازد.
فصلی در مورد معماری شهر
فصل 10 را قبل از کلاس فردا بخوانید.
The period before the revolution is an interesting chapter in British history.
دوره قبل از انقلاب فصل جالبی در تاریخ بریتانیا است.
آن فصل از زندگی من زمانی بسته شد که یک تصادف شدید سواری داشتم.
او بخش کلیسای جامع را متقاعد کرد که به کالج اجازه دهد از اتاق برای عبادت استفاده کند.
This title was given to an ecclesiastical official who was head of a chapter of canons in a cathedral.
این عنوان به یک مقام کلیسایی که رئیس یک باب قوانین کلیسای جامع بود داده شد.
بخش محلی اتحادیه رای دهندگان زن در کتابخانه گرد هم می آید.
رکود بزرگ یک فصل غم انگیز در تاریخ ملت بود.
بخش نیویورک از انجمن روابط عمومی آمریکا
فصل سیزدهم قانون ورشکستگی
بخش
تقسیم
بیت
جزء
قسط ایالات متحده
قسط انگلستان
installmentUS
قسمت
instalmentUK
گذر
صحنه
عمل کنید
زیر بخش
جلد
موضوع
subsection
زير مجموعه
نشان می دهد
programUS
subdivision
وب سایت
programmeUK
programUS
عبارت
webisode
قطعه
programmeUK
epilogUS
clause
epilogueUK
پیش درآمدUK
epilogUS
prologUS
epilogueUK
نقطه
prologueUK
گزیده
prologUS
پچ
snippet
excerpt
کل
مرکز فرماندهی
شرکت