ascertained
ascertained - مشخص شد
N/A - N/A
UK :
US :
پلیس تاکنون نتوانسته است علت این انفجار را مشخص کند.
مطمئنی میاد یا نه؟
قبل از اینکه این خبر را به اتو بگویم، مطمئن شدم که هیچکس نمی تواند ما را بشنود.
established
ایجاد
proved
ثابت
demonstrated
نشان داده شده
showed
نشان داد
indicated
دلالت کرد
signified
ایالات متحده را نشان داد
signaledUS
سیگنال داده انگلستان
signalledUK
نمایش داده
displayed
به نمایش گذاشته
exhibited
آشکار شد
manifested
نشان داده شده است
denoted
گواهی شده است
attested to
تایید کرد
corroborated
اثبات شده است
evidenced
مشخص
substantiated
تایید شده است
determined
تایید شده
validated
گواهی شده
confirmed
تصویب شد
verified
مستقر شده
certified
آشکار کرد
affirmed
پایدار
ratified
شهادت داد
settled
احراز هویت
revealed
سفارشی
sustained
testified to
upheld
authenticated
bespoke
evinced
disproved
رد کرد
challenged
به چالش کشیده شد
contradicted
متناقض شد
discredited
بی اعتبار شده است
invalidated
باطل شد
opposed
مخالف
rebutted
مقابله کرد
refuted
تکذیب کرد
countered
مورد مناقشه قرار گرفت
denied
رد شد
disputed
تضعیف شده است
rejected
مواجه شد
undermined
سلب مسئولیت کرد
confronted
نفی کرد
counteracted
لغو شد
disclaimed
انصراف داد
negated
مورد اعتراض
quashed
معکوس شد
renounced
وتو کرد
repudiated
مورد بحث
impugned
پرس و جو شد
reversed
مورد سوال قرار گرفت
vetoed
گیج شده
belied
نقض شد
controverted
queried
questioned
annulled
confuted
contravened