patch
patch - پچ
noun - اسم
UK :
US :
ناحیه کوچکی از چیزی که با ناحیه اطراف آن متفاوت است
ماده کوچکی که روی چیزی دوخته می شود تا سوراخ آن را بپوشاند
منطقه کوچکی از زمین برای رشد میوه یا سبزیجات
یک برنامه کامپیوتری کوچک که برای حل مشکلات به نرم افزار اضافه می شود
تکهای از موادی که روی چشم خود میپوشید تا در صورت آسیب دیدگی از آن محافظت کنید
یک تکه پارچه کوچک با کلمات یا تصاویر که می توانید روی لباس بدوزید
ترمیم سوراخ در چیزی با گذاشتن یک قطعه چیز دیگر روی آن
یک منطقه کوچک که به نوعی با منطقه ای که آن را احاطه کرده است متفاوت است
یک منطقه محلی که شخصی در آن کار می کند
تکه کوچکی از مواد دوخته شده یا چسبانده شده روی چیزی برای پوشاندن آن
a small piece of cloth with words or a picture on it that can be sewn onto clothes to show who you are, your rank that you are a member of a particular group or organization etc.
یک تکه پارچه کوچک با کلمات یا یک تصویر روی آن، که می توان آن را روی لباس دوخت تا نشان دهد که شما کی هستید، رتبه شما، عضوی از یک گروه یا سازمان خاص و غیره.
a small piece of material that can be stuck to the skin from which particular substances can be absorbed into the body
قطعه کوچکی از مواد که می تواند به پوست چسبیده شود و از آن مواد خاصی جذب بدن شود
an eyepatch
یک چشمی
a small computer program that can be added to an existing program in order to make the existing program work as it should
یک برنامه کامپیوتری کوچک که می تواند به یک برنامه موجود اضافه شود تا برنامه موجود آنطور که باید کار کند
برای اتصال تجهیزات الکترونیکی یا تلفنی به یک سیستم
وصله گذاشتن روی چیزی
برای حل مشکلی که یک سیستم یا برنامه کامپیوتری دارد
قسمت کوچکی از یک سطح که به نوعی با ناحیه اطراف آن متفاوت است
قطعه ای از مواد که روی یک محل آسیب دیده یا سوراخ قرار داده می شود تا آن را تعمیر، تقویت یا پوشاندن
یک برنامه کامپیوتری کوچک که می تواند مشکل را با نرم افزار تعمیر کند
تا در مدت زمان کوتاهی مشکلات زیادی را تجربه کنند
لکه های چربی دیوارهای آشپزخانه را پوشانده بود.
متوجه یک تکه خاک در وسط فرش شدم.
یک بچه گربه سفید با تکه های سیاه
او اسب خود را به درختی در بیرون از این تکه پر درخت بست و او را در حال چرا گذاشت.
با انگشت اشاره اش تکه های رنگارنگ کوچک را لمس می کند و می خندد.
یک لکه مرطوب زیر پنجره وجود دارد.
لکه های تیره تری روی فرش دیده می شد.
هر دو زانوی شلوار جینش وصله هایی روی آنها بود.
کارآگاه مک کریدی مسئولیت را بر عهده گرفته بود. او ما را در پچ خود نمی خواست.
خودرو به لکه یخی در جاده برخورد کرد و از کنترل خارج شد.
یک سگ سیاه با لکه سفید در پشت
یک تکه طاس بالای سرش
لکه های مرطوب روی دیوار
patches of dense fog
تکه های مه غلیظ
در سایه ای زیر درختی نشستیم.
روی زانوهای شلوار جینم تکه هایی دوختم.
روی یک چشمش لکه سیاه داشت.
او یک وصله از کارفرمایش Verizon می پوشد.
دارای پچ یو پی اس دوخته شده در شانه راست.
nicotine patches
تکه های نیکوتین
یک تکه سبزیجات
یک تکه توت فرنگی کنار گلخانه داشتیم.
او هر خانه ای را در وصله اش می شناسد.
او در پچ خانگی خود موفقیت های زیادی داشته است.
عبور از یک وصله بد/سخت/چسبنده
دستورالعمل های زیر را برای دانلود و نصب پچ دنبال کنید.
در اسرع وقت تمام وصله های امنیتی را در مرورگر خود به روز کنید و اعمال کنید.
این کتاب وصله ای برای دیگران او نیست.
او زیبایی خاصی نداشت. وصله ای روی مارتا نیست.
یک سگ سفید با لکه سیاه روی سرش
حروف i و j روی آنها نقطه دارند.
این جزیره یک نقطه سبز کوچک روی نقشه است.
اسب یک علامت سفید روی سر داشت.
کدام لکه دارد، پلنگ یا ببر؟
پرده های مخملی تکه تکه محو شده بودند.
چند تکه آسمان آبی روشن وجود داشت.
گل ها لکه های رنگی روشن کمی در اطراف باغ ایجاد می کنند.
تکه ای جدا شده از جنگل
لکه های یخی در جاده ها
بر روی یک تکه کوچک از زمین صاف واقع شده است
این امر نیکسون را به یک وصله سیاسی (= وضعیت دردناکی که فرار از آن دشوار است) سوق داد.
