volume
volume - جلد
noun - اسم
UK :
US :
میزان صدای تولید شده توسط تلویزیون، رادیو و غیره
مجموع مقدار چیزی، مخصوصاً زمانی که زیاد باشد یا در حال افزایش باشد
a measurement of the amount of space that a substance or object fills, or the amount of space in a container
اندازه گیری مقدار فضایی که یک ماده یا جسم پر می کند یا مقدار فضای یک ظرف
کتابی که بخشی از یک مجموعه است، یا کتابی که یک کتاب بسیار طولانی به آن تقسیم شده است
یک کتاب
all the copies of a particular magazine printed in one particular year
تمام نسخه های یک مجله خاص که در یک سال خاص چاپ شده است
مقدار فضایی که یک ماده یا جسم حاوی یا پر می کند
مقدار کل چیزی
the total amount of activity on a stockmarket, usually measured by the number of shares that have been traded in a particular period of time
مقدار کل فعالیت در بازار سهام که معمولاً با تعداد سهامی که در یک دوره زمانی خاص معامله شده اند اندازه گیری می شود.
مقدار فضایی که در یک جسم یا شکل جامد وجود دارد
تعداد یا مقدار چیزی به طور کلی
the level of sound produced by a television radio etc., or the switch or other device controlling this
سطح صدای تولید شده توسط تلویزیون، رادیو و غیره یا سوئیچ یا دستگاه دیگری که این را کنترل می کند
یکی در مجموعه ای از کتاب های مرتبط
مقداری از فضای دارای طول، ارتفاع و عرض
تعداد یا مقدار چیزی که واحدها یا قطعات زیادی دارد
یک کتاب، به ویژه یک کتاب در مجموعه ای از کتاب های مرتبط
مقدار فضایی که درون یک جسم وجود دارد یا توسط یک شی یا ماده پر شده است
تعداد یا مقدار کل چیزی
تعداد کل سهامی که در یک بازار سهام در یک بازه زمانی خاص خریداری یا فروخته می شود
the total number of shares that are bought or sold on a stock market within a particular period of time
در مقادیر زیاد
گزارش 13 جلدی
یک جلد شعر
دوره 1940 تا 1949 در جلد 9 است.
بر اساس گزارش ACNielsen، در 12 ماه منتهی به اکتبر، حجم فروش آن 101 درصد رشد کرد.
این وظیفه مجلدات دیگر و حتی بیشتر نویسندگان دیگر است.
حجم فروش
این یک جلد عجیب و تقریبا سورئال بود.
این دکمه در اینجا صدا را کنترل می کند.
بیل صدای استریو را تا آخر بلند کرده بود.
پس از سال 1998، حجم مبادلات به سرعت کاهش یافت.
چگونه حجم گاز را اندازه گیری می کنید؟
در آزمایش، شمع های روشن را زیر شیشه هایی با حجم های مختلف قرار دادند.
Patients showed an improvement in lung volume.
بیماران بهبودی در حجم ریه نشان دادند.
صبر کنید تا حجم خمیر دو برابر شود و دوباره آن را ورز دهید.
حجم خالص (= مقدار زیاد) تجارت
جاده های جدید برای مقابله با افزایش حجم ترافیک ساخته می شوند.
حجم فروش در ماه ژوئن 0.2 درصد کاهش یافت.
حجم کل صادرات 14.5 درصد کاهش یافت.
تلاش برای افزایش حجم تجارت
کامپیوترهای قدرتمندی که می توانند حجم زیادی از داده ها را مدیریت کنند
این اثر اخیراً حجمش زیاد شده است.
با توجه به حجم نامه دریافتی مری، ممکن است نتواند به سوالات فردی پاسخ دهد.
برای افزایش/کاهش صدا
این موسیقی بهتر است با صدای بسیار بالا پخش شود.
آهنگ با صدای کم ضبط شده است.
صدای گوشیش را تنظیم کرد.
an encyclopedia in 20 volumes
دایره المعارفی در 20 جلد
دایره المعارف اثر بزرگی است که 20 جلد دارد.
یک جلد همراه با کتاب حیات وحش آفریقا
کتابخانه ای با بیش از 50000 جلد
او اولین کتاب خود را با حجم کم شعر در شانزده سالگی منتشر کرد.
«دانشمند جدید» جلد 142، شماره 3
His achievement speaks volumes for his determination.
دستاورد او گویای عزم اوست.
آنچه می پوشید در مورد شما صحبت می کند.
پیچ و میخ را به صورت حجمی می فروشند.
حجم کل ظروف
حجم دو گالن
حجم حوضه های اقیانوسی در طول زمان در نوسان بوده است.
برای پر کردن آکواریوم چه حجمی از آب لازم است؟
ما حجمی از تجارت را جذب می کردیم که صادقانه بگویم، نمی توانستیم از عهده آن برآییم.
ما مجبور بودیم سخت کار کنیم تا با حجم عظیم تجارت همراه شویم.
loudness
بلندی صدا
amplification
تقویت
decibels
دسی بل
sonority
سونوگرافی
صدا
سر و صدا
گام صدا
شدت
مرحله
din
دین
racket
راکت تنیس
توجه داشته باشید
لحن
bang
انفجار
resonance
رزونانس
reverberation
طنین
hubbub
کله پاچه
ردیف
گزارش
tenor
تنور
موسیقی
peep
چشمک زدن
گریه کردن
squeak
جیر جیر
chord
وتر
crunch
کروچیدن
زمزمه
hum
زنگ زدن
intonation
مدولاسیون
ringing
modulation
شخصی
حرف
یکی
unimportance
بی اهمیتی
کل
insignificance
بی اهمیت بودن
tininess
ریز بودن
smallness
کوچکی
littleness
