measurement
measurement - اندازه گیری
noun - اسم
UK :
US :
قابل اندازه گیری
غیر قابل اندازه گیری
اندازه گیری شده
بی اندازه
---
---
طول، ارتفاع و غیره چیزی
عمل اندازه گیری چیزی
عمل یا فرآیند اندازه گیری
مقداری که با اندازه گیری کشف می شود و با اندازه، شکل، کیفیت و غیره چیزی مطابقت دارد
Your measurements are the sizes of various parts of your body especially your chest waist, and hips, that you refer to when you want to buy clothes
اندازه های شما اندازه قسمت های مختلف بدن شما، به خصوص سینه، کمر و باسن شما است که هنگام خرید لباس به آنها اشاره می کنید.
عمل اندازه گیری
اندازه گیری طول، ارتفاع، عرض و غیره چیزی است که با اندازه گیری آن را کشف می کنید
اندازه، شکل، کیفیت و غیره چیزی که با اندازه گیری آن را کشف می کنید
سهمیه ها نوعی اندازه گیری دلخواه برای جبران خسارت هستند.
فکر کنم اندازه سینه اش 40 یا شاید 42 باشد.
من به راحتی می توانم لباس را برای شما تغییر دهم، اما به اندازه های دقیق شما نیاز دارم.
من فقط چند اندازه گیری می کنم، سپس می توانم به شما بگویم که چقدر رنگ نیاز دارید.
این بدان معنی است که جداسازی فیزیکی آنتی ژن نشاندار آزاد از آنتی ژن نشاندار شده متصل به آنتی بادی برای اندازه گیری ضروری نیست.
This means that physical separation of the free labeled antigen from the antibody-bound labeled antigen is not necessary for measurement.
اندازه گیری های او چیست؟
ساکن فضای دو بعدی همچنین می تواند استفاده از اندازه گیری خود را برای تعیین کمی انحنا اصلاح کند.
The inhabitant of two dimensional space could also refine the use of his measurement to make a quantitive determination of curvature.
تحقیقات قبلی در مورد متابولیسم پروتئین در این اختلالات بالینی بر اندازه گیری گردش پروتئین کل بدن متمرکز شده است.
Previous investigations of protein metabolism in these clinical disorders have centred on measurements of whole body protein turnover.
اقدامات در حال افزایش شامل قرارداد برای خدمات، اندازه گیری عملکرد، مدیریت مشارکتی، هزینه های تاثیر و برنامه ریزی استراتژیک است.
Practices on the rise included contracting for services, performance measurement participatory management impact fees, and strategic planning.
اندازه گیری پیشرفت
اگر بیمار شدیداً شوکه شود، اندازه گیری فشار خون محیطی ممکن است بسیار کم باشد یا ثبت آن دشوار باشد.
If a patient is deeply shocked, measurement of peripheral blood pressure may be very low or difficult to record.
اندازه های اتاق خواب چیست؟
همه خدمات آماری دولتی این تمرین اندازه گیری را انجام می دهند: این کار اصلی آنهاست.
All government statistical services carry out this measurement exercise: it is their core business.
the metric system of measurement
سیستم اندازه گیری متریک
Accurate measurement is very important in science.
اندازه گیری دقیق در علم بسیار مهم است.
این تحقیق بر اساس اندازه گیری چربی بدن در دانش آموزان انجام شده است.
اندازه گیری دقیق سازه مهم است.
to take somebody’s chest/waist measurement
اندازه گیری قفسه سینه/کمر کسی
آیا اندازه های خود را (= اندازه قسمت های بدن خود) می دانید؟
ابعاد دقیق اتاق 3 متر 20 در 2 متر 84 است.
دست اندازه گیری است که برای اندازه گیری اسب استفاده می شود.
اندازه گیری عینی با چنین تجهیزات ضعیفی دشوار است.
By making careful measurements of the eclipses, astronomers have made great progress in understanding them.
اخترشناسان با اندازه گیری دقیق خسوف ها، پیشرفت زیادی در درک آنها داشته اند.
مهندسان اندازه گیری مستقیم جریان آب در بندر را انجام دادند.
این آزمایش بر اساس اندازه گیری سطح خون است.
این دستگاه هر روز هزاران اندازه گیری انجام می دهد.
اندازه های هر دو اتاق یکسان بود.
اندازه گیری داخل پای شما چیست؟
او اندازه های خود را برای خیاط فرستاد.
این آزمایش بر اساس اندازه گیری قند خون است.
اندازه گیری چندین نقشه یکسان بود.
The measurement of performance or effectiveness, is a constant concern in management research.
اندازه گیری عملکرد، یا اثربخشی، یک دغدغه همیشگی در تحقیقات مدیریت است.
این ویژگی های خاص هستند که نیاز به اندازه گیری دقیق دارند.
انجام اندازه گیری های بیشتر استراتژی رایج برای بهبود قابلیت اطمینان است.
ابعاد دوچرخه، در صورت تا شدن، 68cm x 52cm x 26cm است.
اگرچه اندازه گیری های دقیقی در دسترس نیست، اما گفته می شود که دزدی دریایی یک مشکل بسیار بزرگ است.
اندازه
وسعت
اندازه گرفتن
magnitude
جلد
دامنه
ظرفیت
breadth
نسبت ها
میزان
amplitude
بعد، ابعاد، اندازه
proportions
عرض
تناسب، قسمت
محدوده
width
رسیدن
طول
عمق
فله
جرم
درجه
bulk
تعداد
حوزه
وزن
quantity
ارتفاع
فاصله
ضخامت
expanse
سطح زیر کشت
فیلم
altitude
thickness
acreage
footage
