estimate
estimate - تخمین زدن
verb - فعل
UK :
US :
برآورد کردن
برآوردگر
بیش از حد
دست کم گرفتن
تخمین زده
a calculation of the value size amount etc of something made using the information that you have which may not be complete
محاسبه ارزش، اندازه، مقدار و غیره چیزی که با استفاده از اطلاعاتی که دارید، که ممکن است کامل نباشد، ساخته شده است.
بیانیه ای مبنی بر اینکه هزینه ساخت یا تعمیر چیزی احتمالا چقدر خواهد بود
تلاش برای قضاوت در مورد ارزش، اندازه، سرعت، هزینه و غیره یک چیزی، بدون محاسبه دقیق آن
محاسبه مقدار، اندازه، مقدار و غیره یک چیزی احتمالاً چقدر خواهد بود
برای محاسبه آنچه فکر می کنید ارزش، اندازه، مقدار و غیره چیزی است یا احتمالاً خواهد بود
حدس زدن یا محاسبه هزینه، اندازه، ارزش و غیره چیزی
حدس از اندازه، ارزش، مقدار، هزینه، و غیره یک چیزی ممکن است چقدر باشد
قضاوت یا محاسبه تقریباً بزرگی یا بزرگی یک چیز
برآورد همچنین بیانیه ای از هزینه احتمالی ساختن چیزی یا انجام برخی کارهای دیگر است.
حدس زدن اندازه، هزینه و غیره چیزی
to say what you believe the cost size value etc. of something is, although you do not know for certain
گفتن چیزی که فکر می کنید هزینه، اندازه، ارزش و غیره چیزی است، اگرچه به طور قطع نمی دانید
حدس زدن به اندازه، ارزش، مقدار و غیره یک چیزی
بیانیه ای برای یک مشتری احتمالی در مورد اینکه یک قطعه کار باید چقدر هزینه داشته باشد
من اجازه 300 دلار را می دهم، اما این فقط یک تخمین است.
This leads immediately to an estimate of about 360,000 heavily employed trainers needed in addition to school college and tertiary education staff.
این بلافاصله منجر به تخمین حدود 360000 مربی پرکار علاوه بر کارکنان مدرسه، کالج و آموزش عالی می شود.
من از سازندگان خواسته ام که برآوردی برای تعمیر سقف به ما بدهند.
س: ممکن است تخمینی به ما بدهید که چند نفر در خندق بودند؟
December sales will put earnings for the fourth quarter and all of fiscal 1996 below Wall Street analysts' estimates.
فروش دسامبر درآمد سه ماهه چهارم و کل سال مالی 1996 را کمتر از برآوردهای تحلیلگران وال استریت قرار می دهد.
ارزش این نقاشی ها 3.5 میلیون دلار است که احتمالاً یک تخمین محافظه کارانه است.
ما 10 درصد افزایش قیمت نفت را پیش بینی می کنیم -- و این یک تخمین محافظه کارانه است.
بر اساس برآورد دولت، تعداد پناهندگان حداقل 18 میلیون نفر است.
A number of estimates have been made of the effects of regional policy in terms of new jobs created directly and indirectly.
تعدادی از برآوردها از اثرات سیاست منطقه ای در زمینه مشاغل جدید ایجاد شده به طور مستقیم و غیرمستقیم انجام شده است.
Lovech was open from 1959 until April 1962 and interned 12,035, people according to official estimates.
لاوچ از سال 1959 تا آوریل 1962 باز بود و طبق برآوردهای رسمی، 12035 نفر را بازداشت کرد.
هزینه نهایی 2000 پوند بیشتر از برآورد اولیه بود.
در یک تخمین تقریبی، کارکنان کمتر از یک چهارم کاغذی را که ما میخریم بازیافت میکنند.
این ارقام هستند، اما آنها فقط یک تخمین تقریبی هستند.
این پیشنهاد یک تخمین تقریبی از هزینه مواد و کار را نشان می دهد.
مقامات گفتند که برآورد هانتکور از هزینه های ساختمان حدود 3 میلیون دلار بیشتر از حد انتظار بود.
بر اساس برخی برآوردها، تقریباً دو سوم شهر در اثر زلزله ویران شده است.
اما ناظران خارجی به شدت برآوردهای خود را کاهش داده اند.
This was done by giving subjects a maximum number of accidents which their estimates could not exceed.
این با دادن حداکثر تعداد تصادفات که تخمین آنها نمی توانست از آن تجاوز کند، به آزمودنی ها داده شد.
برآورد هزینه/ارزش/تعداد چیزی
هزینه این ماهواره 400 میلیون پوند تخمین زده می شود.
پلیس جمعیت را 30000 نفر تخمین زده است.
همه متغیرها را می توان از روی داده ها تخمین زد.
تعداد جفتهای مولد بهعنوان تعداد جفتهایی که لانهسازی میکنند، تخمین زده شد.
ارزش این معامله حدود 1.5 میلیون دلار برآورد شده است.
ما تخمین زدیم (که) هزینه آن حدود 5000 یورو خواهد بود.
تخمین زده می شود (که) این پروژه چهار سال طول خواهد کشید.
تخمین اینکه چه تعداد از کودکان نارساخوانی دارند دشوار است.
زمان تکمیل هر بخش را تخمین بزنید.
معمولاً از نمونه ها برای تخمین پارامترها استفاده می شود.
مقیاس مشکل توسط تعدادی از نظرسنجی های مختلف برآورد شده است.
این امکان تخمین اثر تهویه محل کار را فراهم کرد.
نتایج این نظرسنجی برای تخمین ترجیحات جمعیت در کل استفاده شد.
این اعتصاب رسماً 80 میلیون دلار هزینه داشته است.
ما تخمین زدیم که مسافت تقریباً 200 کیلومتر باشد.
به طور محافظه کارانه تخمین زده می شود که کمتر از نیم میلیون نفر در قحطی جان باختند.
منابع دولتی افزایش بلندمدت 50 درصدی کرایه راه آهن را تخمین می زنند.
آنها تخمین می زنند (که) سفر حداقل دو هفته طول خواهد کشید.
تخمین زدن تعداد درختان از بین رفته دشوار بود.
The number of people who applied for the course was 120 compared with an initial estimate of between 50 and 100.
تعداد افرادی که برای این دوره درخواست دادند 120 نفر بود در حالی که تخمین اولیه بین 50 تا 100 نفر بود.
ما کمترین برآورد از سه برآورد را برای کار ساختمان می پذیریم.
a conservative (= low) estimate
تخمین محافظه کارانه (= کم).
تخمین تقریبی (= نه دقیق).
من فقط می توانم یک تخمین تقریبی (= مقداری که دقیق نیست) از تعداد نفرات شرکت کنند.
ما ثروت او را 500 میلیون دلار تخمین زدیم.
پزشکان تخمین می زنند (که) او 70 درصد شانس بهبودی دارد.
ما باید بتوانیم تخمین بزنیم که هر ماه چند مشتری خواهیم داشت.
چندین ماشین حساب آنلاین به شما امکان می دهد میزان انتشار کربن خود را تخمین بزنید.
برخی تحلیلگران تخمین میزنند که حدود یک چهارم از استخدامهای شغلی در سالهای اخیر زنان بودهاند.
تخمین زده می شود که سود اقتصادی حاصل از آن حدود 1200 شغل باشد.
ارزیابی
appraisal
برآورد کردن
حساب کردن
estimation
تقریب
reckoning
حدس زدن
appraisement
قضاوت انگلستان
approximation
قضاوت ایالات متحده
guesstimate
حدس بزن
judgementUK
احساس؛ عقیده؛ گمان
judgmentUS
باور
حدس
gaugingUK
gagingUS
conjecture
نظر
gaugingUK
طرح ریزی
gagingUS
حدس آگاهانه
اندازه گرفتن
projection
حدس و گمان
informed guess
ارزش گذاری
نتیجه
surmise
اندازه گیری
valuation
قاعدگی
فکر
برآورد تجربی
mensuration
حدس نادرست
افزایش اندازه
educated guess
محاسبه تقریبی
فیگور پارک توپ
sizing up
approximate calculation
ballpark figure