proposal

base info - اطلاعات اولیه

proposal - پیشنهاد

noun - اسم

/prəˈpəʊzl/

UK :

/prəˈpəʊzl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [proposal] در گوگل
description - توضیح
  • a plan or suggestion which is made formally to an official person or group or the act of making it


    طرح یا پیشنهادی که به طور رسمی به شخص یا گروهی رسمی ارائه می‌شود یا اقدامی که در آن صورت می‌گیرد


  • وقتی از کسی میخواهی با تو ازدواج کند

  • a plan or idea which is suggested formally to an official person or when this is done


    طرح یا ایده ای که به طور رسمی به یک شخص رسمی پیشنهاد می شود یا زمانی که این کار انجام شود


  • یک سند رسمی که در آن هنگام خرید بیمه نامه جزئیاتی در مورد خود یا ملک خود ارائه می دهید.


  • یک پیشنهاد، گاهی کتبی


  • پیشنهاد ازدواج


  • پیشنهادی برای یک طرح یا اقدام احتمالی


  • یک پیشنهاد، طرح یا ایده رسمی، اغلب مکتوب


  • یک سند رسمی که در آن اطلاعاتی درباره خود و دارایی خود برای قرارداد بیمه ارائه می دهید

  • Eisenhower believed that if he moved ahead with such a proposal he would risk his own re-election later that year.


    آیزنهاور معتقد بود که اگر با چنین پیشنهادی پیش برود، انتخاب مجدد خود را در اواخر همان سال به خطر می‌اندازد.

  • the President's budget proposals


    پیشنهادات بودجه رئیس جمهور

  • Their role is to put forward proposals for change.


    نقش آنها ارائه پیشنهادهایی برای تغییر است.

  • Did she accept his proposal?


    آیا او پیشنهاد او را پذیرفت؟

  • It was too clear that its lofty proposals had political implications.


    خیلی واضح بود که پیشنهادات عالی آن پیامدهای سیاسی داشت.

  • They forwarded a list of proposals for the safe disposal of nuclear waste.


    آنها فهرستی از پیشنهادات را برای دفع ایمن زباله های هسته ای ارسال کردند.

  • Under his original proposal much of the savings would have gone to the wealthy.


    بر اساس پیشنهاد اولیه او، بیشتر پس انداز به ثروتمندان تعلق می گرفت.


  • آنها پیشنهاد ما را در جلسه بعدی خود بررسی خواهند کرد.

  • On Capitol Hill reactions to Bush's proposals fell predictably along party lines.


    در کاپیتول هیل، واکنش ها به پیشنهادات بوش به طور قابل پیش بینی در خطوط حزب کاهش یافت.

  • If the government's proposals on sites are implemented, these tensions will spiral.


    اگر پیشنهادات دولت در مورد سایت ها عملی شود، این تنش ها بالا می رود.

  • Flat-tax proposals also have come from Rep.


    پیشنهادهای مالیات ثابت نیز از سوی نماینده مجلس ارائه شده است.

  • If the Opposition do not cost their proposals, we do.


    اگر اپوزیسیون برای پیشنهادهای خود هزینه نکند، ما این کار را می کنیم.

  • Their proposal to build a new airport has finally been rejected.


    پیشنهاد آنها برای ساخت فرودگاه جدید بالاخره رد شد.

  • Statutory consultation is expected later this year after receipt of responses to these proposals from purchasers, providers, and professional bodies.


    پس از دریافت پاسخ‌ها به این پیشنهادات از سوی خریداران، ارائه‌دهندگان و نهادهای حرفه‌ای، انتظار می‌رود مشاوره قانونی در اواخر امسال انجام شود.

example - مثال
  • to submit/present/put forward a proposal


    ارائه/ارائه/ارائه پیشنهاد

  • to consider/discuss a proposal


    در نظر گرفتن / بحث در مورد یک پیشنهاد

  • to accept/approve/support/reject a proposal


    پذیرش/تأیید/حمایت/رد کردن یک پیشنهاد

  • a proposal to build more office accommodation


    پیشنهادی برای ساخت مسکن اداری بیشتر

  • His proposal that the system should be changed was rejected.


    پیشنهاد او مبنی بر تغییر سیستم رد شد.

  • The proposal for a new high-speed railway met with strong opposition.


    پیشنهاد راه آهن سریع السیر جدید با مخالفت های شدید روبرو شد.


  • وزیر پیشنهادات خود را در خصوص اصلاح نظام سلامت چه زمانی منتشر می کند؟

  • two recent proposals by Vancouver City Council


    دو پیشنهاد اخیر شورای شهر ونکوور

  • Reaction to the proposals from technology companies has so far been muted.


    واکنش به پیشنهادات شرکت‌های فناوری تاکنون خاموش بوده است.

  • Under these proposals, the Commission will be significantly strengthened.


    بر اساس این پیشنهادات، کمیسیون به طور قابل توجهی تقویت خواهد شد.

  • The Republicans in Congress will vote for the president's budget proposal.


    جمهوریخواهان کنگره به پیشنهاد بودجه رئیس جمهور رأی خواهند داد.

  • She accepted his proposal of marriage.


    پیشنهاد ازدواج او را پذیرفت.


  • پیشنهاد ازدواج

  • The Ministry submitted a proposal for lower speed limits on motorways.


    این وزارتخانه پیشنهادی برای محدودیت سرعت کمتر در بزرگراه ها ارائه کرد.

  • I welcome the proposal to reduce taxes for the poorly paid.


    من از پیشنهاد کاهش مالیات برای افراد کم پرداخت استقبال می کنم.

  • The government outlined a new set of proposals on human rights.


    دولت مجموعه جدیدی از پیشنهادات را در مورد حقوق بشر ارائه کرد.

  • He approved a controversial proposal for a new marina complex.


    او یک پیشنهاد بحث برانگیز برای مجتمع جدید مارینا را تایید کرد.

  • She presented her detailed budget proposals.


    او پیشنهادات بودجه خود را با جزئیات ارائه کرد.

  • 'I agree to your proposal,' he said.


    او گفت: من با پیشنهاد شما موافقم.

  • She turned down his proposal.


    پیشنهاد او را رد کرد.

  • She had been hoping for a sweet old-fashioned proposal of marriage.


    او به یک پیشنهاد ازدواج شیرین از مد افتاده امیدوار بود.

  • Congress has rejected the latest economic proposal put forward by the President.


    کنگره آخرین پیشنهاد اقتصادی ارائه شده توسط رئیس جمهور را رد کرده است.

  • There has been an angry reaction to the government's proposal to reduce unemployment benefit.


    واکنش های خشمگینانه ای به پیشنهاد دولت برای کاهش مقرری بیکاری صورت گرفته است.

  • Have you read Steve's proposals for the new project?


    آیا پیشنهادات استیو برای پروژه جدید را خوانده اید؟

  • There was anger at the proposal that a UN peacekeeping force should be sent to the area.


    از این پیشنهاد که یک نیروی حافظ صلح سازمان ملل باید به منطقه اعزام شود، خشم وجود داشت.

  • The president’s proposal was to tax a percentage of Social Security benefits for high-income people.


    پیشنهاد رئیس جمهور مالیات بر درصدی از مزایای تامین اجتماعی برای افراد پردرآمد بود.

  • The Senate rejected the proposal for a rise in Brazil's minimum wage.


    سنا پیشنهاد افزایش حداقل دستمزد برزیل را رد کرد.

  • Management has made proposals to cap overtime.


    مدیریت پیشنهاداتی برای محدود کردن اضافه کاری ارائه کرده است.

  • Nine other firms submitted proposals for the Navy complex.


    نه شرکت دیگر پیشنهاداتی را برای مجتمع نیروی دریایی ارائه کردند.

  • Investors approved the merger proposal.


    سرمایه گذاران پیشنهاد ادغام را تایید کردند.

  • a budget/spending proposal


    پیشنهاد بودجه / هزینه

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • condemnation


    محکوم کردن

  • refusal


    امتناع

  • telling


    گفتن


  • سوال


  • بیانیه

  • declaration


    اعلام


  • تقاضا


  • سفارش

لغت پیشنهادی

arias

لغت پیشنهادی

dammit

لغت پیشنهادی

phosphate