publish
publish - انتشار
verb - فعل
UK :
US :
ترتیبی دادن برای نوشتن، چاپ و فروش یک کتاب، مجله و غیره
اگر روزنامه یا مجله ای نامه، مقاله و غیره منتشر می کند، آن را چاپ می کند تا مردم بخوانند
تا اطلاعات رسمی مانند گزارش در دسترس همگان قرار گیرد تا مطالعه کنند
اگر نویسنده، نوازنده و غیره آثار خود را منتشر کند، ترتیب چاپ و فروش آن را می دهند
ترتیب نوشتن، تولید و فروش کتاب، مجله و غیره
to make information available to people especially in a book magazine or newspaper or to produce and sell a book magazine or newspaper
برای در دسترس قرار دادن اطلاعات برای مردم، به ویژه در یک کتاب، مجله یا روزنامه، یا تولید و فروش یک کتاب، مجله یا روزنامه
معمولاً از طریق چاپ کتاب، مجله، روزنامه یا سند دیگر در دسترس عموم قرار گیرد
کتاب، مجله، نرم افزار و ... تولید کند و با فروش در دسترس عموم قرار دهد
برای چاپ مقاله در روزنامه یا مجله یا در دسترس قرار دادن آن به صورت آنلاین
تا اطلاعات در دسترس عموم قرار گیرد
برای چاپ و فروش آثار یک نویسنده خاص
این نویسنده 60 ساله که 35 کتاب منتشر کرده است، می گوید: «زندگی فوق العاده ای داشته ام.
حدود 80 درصد از کار روی نمایش نه نتیجه کمیسیون بود و نه منتشر شد.
آخرین رمان هری پاتر رولینگ به محض انتشار میلیون ها نسخه فروخت.
تاکنون نام هیچ یک از اعضا منتشر نشده است.
این روزنامه فهرستی از منتخبان منطقه مدرسه را منتشر کرد.
کینگ با انتشار رمانی در شبکه جهانی وب تاریخ ساز شد.
The Reports were published amidst a general expectation among informed opinion that the Poor Law would indeed be reformed or abolished.
این گزارش ها در میان انتظار عمومی در میان افکار آگاه منتشر شد که قانون بینوا واقعاً اصلاح یا لغو خواهد شد.
لیدی برد برای کودکان خردسال کتاب منتشر می کند.
Californians' degree of support for the process is reflected in the results of a survey recently published by the Field Poll.
میزان حمایت کالیفرنیایی ها از این فرآیند در نتایج نظرسنجی که اخیرا توسط Field Poll منتشر شده است، منعکس شده است.
این گزینه به ویژه زمانی مفید است که برای انتشار داده های پیچیده به بیش از یک پاس نیاز باشد.
هر روز کتاب های خوبی منتشر می شود.
Amateur Photographer is published every Tuesday.
عکاس آماتور هر سه شنبه منتشر می شود.
ما عمدتاً کتاب های درسی و سایر مطالب آموزشی را منتشر می کنیم.
Dinner conversation that evening took in gout, on which a distinctive book had been published some years earlier.
گفتگوی شام آن شب به نقرس که کتابی متمایز چند سال پیش از آن منتشر شده بود، ادامه داشت.
وقتی بالاخره منتشر شد، همه را شگفت زده می کرد.
برای انتشار کتاب/رمان/مجله/مقاله
اولین نسخه در سال 2007 منتشر شد.
او برای شرکتی کار می کند که کتاب های مرجع منتشر می کند.
بیشتر عناوین ما بر روی CD-ROM نیز منتشر شده است.
این کتاب اولین بار در سال 1960 منتشر شد.
This essay was originally published in German.
این مقاله در اصل به زبان آلمانی منتشر شده است.
Many plays were published anonymously.
بسیاری از نمایشنامه ها به صورت ناشناس منتشر شدند.
برای انتشار یک داستان / نامه / نظر / بررسی
برای انتشار مقاله/مصاحبه
تصاویر مظنون در تمام روزنامه ها منتشر شد.
سردبیران یک عذرخواهی کامل را در نسخه زیر منتشر کردند.
برای انتشار کار/تحقیق/نتایج
نتایج این کمیته روز جمعه منتشر خواهد شد.
این مطالعه به صورت آنلاین منتشر شد.
بر اساس اطلاعات منتشر شده در وب سایت آنها
این گزارش در اینترنت منتشر خواهد شد.
گزارش این تیم در 18 آگوست در مجله منتشر خواهد شد.
این مجموعه داده بر اساس گزارش منتشر شده قبلی است.
University teachers are under pressure to publish.
معلمان دانشگاه برای انتشار تحت فشار هستند.
او مقالات زیادی در مورد آموزش قرون وسطی منتشر کرده است.
او سال هاست که چیزی منتشر نکرده است.
او اخیراً خاطرات خود را منتشر کرده است.
کتاب های او هرگز به طور گسترده در ایالات متحده منتشر نشده است.
آخرین کتاب او پس از مرگ در سال 1948 منتشر شد.
مجموعه مقالات تازه منتشر شده
او به تازگی یک مقاله در مکمل آخر هفته آنها منتشر کرده است.
دولت هر شش ماه یک بار آماری را منتشر می کند که نشان می دهد چند نفر بیکار هستند.
اسامی برندگان مسابقه در خرداد ماه منتشر خواهد شد.
او تنها 19 سال داشت که اولین رمانش منتشر شد.
او ۲۹ ساله بود که اولین رمانش منتشر شد.
ما قصد داریم انتشار یک خبرنامه در اینترنت را آغاز کنیم.
conceal
پنهان کردن، پوشاندن
پنهان شدن
نگاه داشتن
راز
suppress
سرکوب کردن
withhold
خودداری کنید
راز رو نگه دار
پوشش
secrete
ترشح کنند
repress
سرپوش گذاشتن
ماسک
انکار
مبهم
obscure
سانسور
censor
ساکت باش
عقب نگه دارید
شنل
cloak
حجاب
veil
خودداری
refrain
بطری کردن
خفه کردن
کفن
stifle
مبدل کردن
shroud
ذخیره
disguise
پوشاندن
reserve
صدا در نیاوردن تا
enshroud
عقب بایست
hush up
دفن کردن
زیر پوشش نگه دارید
