protein

base info - اطلاعات اولیه

protein - پروتئین

noun - اسم

/ˈprəʊtiːn/

UK :

/ˈprəʊtiːn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [protein] در گوگل
description - توضیح

  • یکی از چندین ماده طبیعی که در مواد غذایی مانند گوشت، تخم مرغ و لوبیا وجود دارد و بدن شما برای رشد و قوی ماندن و سالم ماندن به آن نیاز دارد.


  • یکی از بسیاری از مواد موجود در مواد غذایی مانند گوشت، پنیر، ماهی یا تخم مرغ که برای رشد و قوی شدن بدن ضروری است.

  • any of a large group of chemicals that are a necessary part of the cells of all living things


    هر یک از گروه بزرگی از مواد شیمیایی که بخشی ضروری از سلول های همه موجودات زنده هستند

  • The molecular identity of the 240K protein is not yet known.


    هویت مولکولی پروتئین 240K هنوز مشخص نیست.

  • The second interferon-induced enzyme adds a phosphate group to a protein that is essential for the synthesis of new proteins to begin.


    دومین آنزیم القا شده توسط اینترفرون، یک گروه فسفات را به پروتئینی اضافه می کند که برای شروع سنتز پروتئین های جدید ضروری است.

  • It can only obtain it by eating animal proteins.


    تنها با خوردن پروتئین های حیوانی می تواند آن را به دست آورد.

  • Understanding the Role of Antibodies Antibodies are protein substances manufactured by the human immune system to help defend us against diseases.


    درک نقش آنتی بادی ها آنتی بادی ها مواد پروتئینی هستند که توسط سیستم ایمنی بدن انسان برای کمک به دفاع از ما در برابر بیماری ها ساخته می شوند.

  • Although guayule latex contains fewer proteins than hevea, manufacturers should still wash it well Cornish said.


    کورنیش گفت: اگرچه لاتکس گوایول حاوی پروتئین کمتری نسبت به hevea است، اما تولیدکنندگان باید آن را خوب بشویید.

  • Renewing the airstone Q. Adjusting my protein skimmer is causing me problems.


    تجدید ایراستون Q. تنظیم کفگیر پروتئینی برای من مشکل ایجاد می کند.

  • Kidneys clog with protein from damaged muscles, damming up toxins in the blood.


    کلیه ها با پروتئین عضلات آسیب دیده مسدود می شوند و سموم را در خون دفع می کنند.

example - مثال
  • essential proteins and vitamins


    پروتئین ها و ویتامین های ضروری

  • protein deficiency


    کمبود پروتئین

  • Peas, beans and lentils are a good source of vegetable protein.


    نخود، لوبیا و عدس منبع خوبی از پروتئین گیاهی هستند.

  • Gluten is a protein found in wheat and other grains.


    گلوتن پروتئینی است که در گندم و سایر غلات یافت می شود.

synonyms - مترادف
  • polypeptide


    پلی پپتید

  • macronutrient


    درشت مغذی

  • biomolecule


    زیست مولکول

  • enzyme


    آنزیم

  • macromolecule


    ماکرومولکول

  • nutrient


    ماده مغذی

  • amino acid


    آمینو اسید

  • amino acid chain


    زنجیره آمینو اسید

  • essential nutrient


    ماده مغذی ضروری

antonyms - متضاد
  • carbohydrate


    کربوهیدرات

  • fat


    چربی

  • oligopeptide


    الیگوپپتید

  • peptide


    پپتید

  • lactose


    لاکتوز

  • starch


    نشاسته

  • glucose


    گلوکز

  • cellulose


    سلولز


  • قند

  • maltose


    مالتوز

  • sucrose


    ساکارز

  • dextrin


    دکسترین

  • disaccharide


    دی ساکارید

  • galactose


    گالاکتوز

  • monosaccharide


    مونوساکارید

  • biological compound


    ترکیب بیولوژیکی

  • glycogen


    گلیکوژن

  • polysaccharide


    پلی ساکارید

  • dextrose


    دکستروز

  • fructose


    فروکتوز

لغت پیشنهادی

aspirations

لغت پیشنهادی

atoll

لغت پیشنهادی

travesties