fewer

base info - اطلاعات اولیه

fewer - کمتر

N/A - N/A

fjuː

UK :

fjuː

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [fewer] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I need to get a few things in town.


    من باید چند چیز در شهر بگیرم.

  • I know quite a few people who have had the same problem.


    من افراد زیادی را می شناسم که همین مشکل را داشته اند.

  • Lots of people at the club are under 20, but there are quite a few who aren't.


    تعداد زیادی از افراد در باشگاه زیر 20 سال هستند، اما تعداد کمی هستند که اینطور نیستند.

  • I've been to Paris quite a few times.


    من چندین بار به پاریس رفته ام.

  • She was quite few years older than her husband.


    او چند سال از شوهرش بزرگتر بود.

  • I spent a good few minutes just staring at the scene unable to speak.


    چند دقیقه خوبی را صرف نگاه کردن به صحنه کردم و قادر به صحبت نبودم.

  • It was embarrassing how few people attended the party.


    خجالت آور بود که تعداد کمی از مردم در مهمانی شرکت کردند.

  • He is among the few people I can trust.


    او از معدود افرادی است که می توانم به آنها اعتماد کنم.


  • تعداد بسیار کمی از مردم توانایی پرداخت این قیمت ها را دارند.

  • Few of the children can read or write yet.


    تعداد کمی از کودکان هنوز می توانند بخوانند یا بنویسند.


  • چیزهای کمی در این دنیا بیشتر از یک حمام طولانی به من لذت می‌دهند.

  • We get few complaints.


    ما شکایت کمی دریافت می کنیم.

  • According to the survey as few as ten percent of us are happy with our jobs.


    طبق این نظرسنجی، ده درصد از ما از شغل خود راضی هستیم.

  • The benefits of the planned changes are few.


    مزایای تغییرات برنامه ریزی شده اندک است.


  • این روزها افراد کمتری نسبت به گذشته سیگار می کشند.

  • We received far fewer complaints than expected.


    ما بسیار کمتر از حد انتظار شکایت دریافت کردیم.

  • Fewer than 3,500 tigers are left in the wild today.


    امروزه کمتر از 3500 ببر در طبیعت باقی مانده است.

  • They set a new record for the fewest points scored in a season.


    آنها رکورد جدیدی برای کمترین امتیاز کسب شده در یک فصل ثبت کردند.

  • Which picture got the fewest votes?


    کدام عکس کمترین رای را آورد؟

  • Apartments that are both comfortable and reasonably priced are few and far between.


    آپارتمان هایی که هم راحت هستند و هم قیمت مناسبی دارند، کم هستند.

  • There are a few slices of cake left over from the party.


    چند تکه کیک از مهمانی باقی مانده است.

  • We've been having a few problems with the new computer.


    ما با کامپیوتر جدید چند مشکل داشتیم.

  • If you can't fit all the bags in your car I can take a few in mine.


    اگر نمی‌توانید همه کیف‌ها را در ماشینتان جا کنید، من می‌توانم چند تا را در ماشینم ببرم.

  • How many potatoes do you want? Oh just a few please.


    چند سیب زمینی می خواهید؟ اوه، فقط چند، لطفا.

  • He is one of the few (people) I can trust to keep a secret.


    او یکی از معدود (کسانی) است که می توانم برای حفظ راز اعتماد کنم.

  • I’m going to the supermarket to get a few things.


    من به سوپرمارکت می روم تا چند چیز را تهیه کنم.

  • We’ve been having a few problems with the new computer.


    چند گوجه فرنگی نیاز داریم؟ فقط چند تا.

  • How many tomatoes do we need? Just a few.


synonyms - مترادف

  • کمتر

  • rarer


    نادرتر

  • scarcer


    کمیاب تر

  • declined


    نپذیرفتن

  • reduced


    کاهش

  • diminished


    کاسته

  • slighter


    کوچکتر


  • نه به اندازه


  • نه به آن عالی


  • نه چندان عالی

  • a lesser amount of


    مقدار کمتری از

  • a smaller amount of


    نه چندان


  • مقدار کاهش یافته است


  • a reduced amount of


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

sensing

لغت پیشنهادی

measure

لغت پیشنهادی

attests