fewer
fewer - کمتر
N/A - N/A
UK :
US :
برخی، یا تعداد کمی از چیزی
در عباراتی مانند خیلی کم به معنای تعداد بسیار زیاد استفاده می شود.
تعداد کم یا نه زیاد
اغلب اتفاق نمی افتد یا وجود ندارد
تعداد کمی، نه زیاد، یا کافی (از چیزی)
چند به معنی تعداد کمی از
من باید چند چیز در شهر بگیرم.
من افراد زیادی را می شناسم که همین مشکل را داشته اند.
تعداد زیادی از افراد در باشگاه زیر 20 سال هستند، اما تعداد کمی هستند که اینطور نیستند.
من چندین بار به پاریس رفته ام.
او چند سال از شوهرش بزرگتر بود.
چند دقیقه خوبی را صرف نگاه کردن به صحنه کردم و قادر به صحبت نبودم.
خجالت آور بود که تعداد کمی از مردم در مهمانی شرکت کردند.
او از معدود افرادی است که می توانم به آنها اعتماد کنم.
تعداد بسیار کمی از مردم توانایی پرداخت این قیمت ها را دارند.
تعداد کمی از کودکان هنوز می توانند بخوانند یا بنویسند.
چیزهای کمی در این دنیا بیشتر از یک حمام طولانی به من لذت میدهند.
ما شکایت کمی دریافت می کنیم.
طبق این نظرسنجی، ده درصد از ما از شغل خود راضی هستیم.
مزایای تغییرات برنامه ریزی شده اندک است.
این روزها افراد کمتری نسبت به گذشته سیگار می کشند.
ما بسیار کمتر از حد انتظار شکایت دریافت کردیم.
امروزه کمتر از 3500 ببر در طبیعت باقی مانده است.
آنها رکورد جدیدی برای کمترین امتیاز کسب شده در یک فصل ثبت کردند.
کدام عکس کمترین رای را آورد؟
آپارتمان هایی که هم راحت هستند و هم قیمت مناسبی دارند، کم هستند.
چند تکه کیک از مهمانی باقی مانده است.
ما با کامپیوتر جدید چند مشکل داشتیم.
اگر نمیتوانید همه کیفها را در ماشینتان جا کنید، من میتوانم چند تا را در ماشینم ببرم.
چند سیب زمینی می خواهید؟ اوه، فقط چند، لطفا.
او یکی از معدود (کسانی) است که می توانم برای حفظ راز اعتماد کنم.
من به سوپرمارکت می روم تا چند چیز را تهیه کنم.
چند گوجه فرنگی نیاز داریم؟ فقط چند تا.
کمتر
rarer
نادرتر
scarcer
کمیاب تر
declined
نپذیرفتن
reduced
کاهش
diminished
کاسته
slighter
کوچکتر
نه به اندازه
نه به آن عالی
نه چندان عالی
مقدار کمتری از
نه چندان
مقدار کاهش یافته است
بیشتر
اضافی
