lots
lots - مقدار زیادی
N/A - N/A
UK :
US :
تعداد زیادی (از) مقدار یا تعداد زیادی از افراد یا چیزها
خیلی زیاد یا خیلی وقتا
علت اصلی یک مشکل یا یک موقعیت ناخوشایند باشد
همه چيز
مقدار یا مجموعه ای از چیزها، به خصوص زمانی که چندین مورد از این مقادیر وجود داشته باشد
در حراج (= فروش عمومی)، یک شی یا مجموعه ای از اشیاء که در حال فروش هستند
یک مساحت زمین
یک استودیو فیلم و زمین اطراف آن
کیفیت زندگی یک نفر و تجربیاتی که دارند
to make a decision by choosing from a set of objects such as pieces of paper or sticks that are all the same except for one
تصمیم گیری با انتخاب از بین مجموعه ای از اشیاء مانند تکه های کاغذ یا چوب که همه یکسان هستند به جز یک مورد
گروهی از مردم
بسیاری می تواند به معنای زیاد یا اغلب باشد
a lot of یا lots به معنای مقدار یا تعداد زیادی از چیزی است
in an auction (= a sale of goods or property to the person who offers the most money), an object or set of objects that are being sold
در حراج (= فروش کالا یا اموال به شخصی که بیشترین پول را ارائه می دهد)، یک شی یا مجموعه ای از اشیایی که فروخته می شود.
مقدار یا مجموعه ای از کالاهایی که همزمان تولید می شوند یا با هم فروخته می شوند
منطقه ای از زمین که برای یک هدف خاص استفاده می شود
مقداری از سهام که با هم فروخته می شود
او میوه های زیادی می خورد.
خواهرت خیلی شبیه توست
امروز حالم خیلی بهتر است.
او خیلی بزرگتر از همسرش به نظر می رسد.
ما زیاد آنجا می رفتیم.
افرادی که به کودکان مواد مخدر می فروشند باید پاسخگوی بسیاری باشند.
من به اندازه کافی برای سه نفر کاری درست کردم و او مقدار زیادی را خورد.
آیا من همه چیز را دارم؟ آیا این مقدار است؟
من کل قسمت را فقط به قیمت 50 پوند به شما می فروشم.
حالم از تعداد زیادیشون بهم میخوره
من قبلاً یک بار شستشو انجام داده ام.
بازدیدکنندگان زیادی امروز بعدازظهر اینجا خواهند بود.
لات شماره 134 یک دفتر گردو قدیمی مرغوب است.
یک زمین خالی
یک پارکینگ
آنها قصد دارند در یک زمین خالی در خیابان 35 خانه ای بسازند.
آنها باید کاری برای بهبود وضعیت کارگران کم درآمد انجام دهند.
ما قرعه کشی کردیم تا تصمیم بگیریم چه کسی برود.
You're an ignorant lot!
تو خیلی نادانی!
آیا زیاد برای ناهار می آیید؟
تعداد من (= کودکان و خانواده به طور کلی) اسفناج نمی خورند.
خیلی شبیه خواهرت هستی
ما خیلی بیرون غذا می خوریم.
من با آن کوپن ها پول زیادی پس انداز کردم.
آنها می خواهند بچه های زیادی داشته باشند.
آنها تابستان گذشته مقدار زیادی خرید کردند و سال بعد خانه ای روی آن ساختند.
لات 57 یک میز کار چوب ماهون است. آیا من پیشنهادی دارم؟
تولید کننده به عمده فروش یا نماینده ای می فروشد که در قطعات کوچکتر به مشتریان دیگر می فروشد.
Ingredients should be clearly listed on the manufacturer's label with the lot number and the date of expiration.
مواد تشکیل دهنده باید به وضوح روی برچسب سازنده با شماره لات و تاریخ انقضا درج شود.
ما زمین های مسکونی و تجاری و زمینی برای فروش داریم.
بورس اوراق بهادار از شرکت ها خواسته است که کوچکترین تعداد سهام معامله شده را از 1000 به 100 کاهش دهند.
فراوانی
oodles
اودلز
loads
بارها
slew
کشت
gobs
چوب
scads
scads
reams
ریم ها
wad
واد
masses
توده ها
tonnesUK
تن انگلستان
tonsUS
tonsUS
stacks
پشته ها
heaps
انبوه
زیاد
bags
کیسه ها
legion
لژیون
gallons
گالن
acres
هکتار
legions
لژیون ها
realty
املاک
slathers
slathers
galore
خیلی ممنون
تا حد امکان
abundance
اسراف
profusion
جرم
جلد
ثروت
piles
کوه ها
plenitude
mountains
