lots

base info - اطلاعات اولیه

lots - مقدار زیادی

N/A - N/A

lɑːt

UK :

lɒt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lots] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She eats lots of fruit.


    او میوه های زیادی می خورد.

  • Your sister looks a lot like you.


    خواهرت خیلی شبیه توست

  • I'm feeling a lot better today.


    امروز حالم خیلی بهتر است.

  • He looks a lot older than his wife.


    او خیلی بزرگتر از همسرش به نظر می رسد.

  • We used to go there a lot.


    ما زیاد آنجا می رفتیم.

  • People who sell drugs to kids have a lot to answer for.


    افرادی که به کودکان مواد مخدر می فروشند باید پاسخگوی بسیاری باشند.

  • I made enough curry for three people and he ate the lot.


    من به اندازه کافی برای سه نفر کاری درست کردم و او مقدار زیادی را خورد.

  • Have I got everything? Is that the lot?


    آیا من همه چیز را دارم؟ آیا این مقدار است؟

  • I'll sell you the whole lot for only £50.


    من کل قسمت را فقط به قیمت 50 پوند به شما می فروشم.

  • I'm sick of the lot of them.


    حالم از تعداد زیادیشون بهم میخوره

  • I've already done one lot of washing.


    من قبلاً یک بار شستشو انجام داده ام.

  • Another lot of visitors will be here this afternoon.


    بازدیدکنندگان زیادی امروز بعدازظهر اینجا خواهند بود.

  • Lot number 134 is a fine old walnut bureau.


    لات شماره 134 یک دفتر گردو قدیمی مرغوب است.

  • an empty lot


    یک زمین خالی


  • یک پارکینگ

  • They're planning to build a house on a vacant lot on 35th Street.


    آنها قصد دارند در یک زمین خالی در خیابان 35 خانه ای بسازند.

  • They should do something to improve the lot of the lowest-paid workers.


    آنها باید کاری برای بهبود وضعیت کارگران کم درآمد انجام دهند.

  • We drew lots to decide who would go.


    ما قرعه کشی کردیم تا تصمیم بگیریم چه کسی برود.

  • You're an ignorant lot!


    تو خیلی نادانی!

  • Are you lot coming to lunch?


    آیا زیاد برای ناهار می آیید؟

  • My lot (= children and family generally) won't eat spinach.


    تعداد من (= کودکان و خانواده به طور کلی) اسفناج نمی خورند.

  • You look a lot like your sister.


    خیلی شبیه خواهرت هستی

  • We eat out a lot.


    ما خیلی بیرون غذا می خوریم.

  • I saved a lot of money with those coupons.


    من با آن کوپن ها پول زیادی پس انداز کردم.

  • They want to have lots of children.


    آنها می خواهند بچه های زیادی داشته باشند.

  • They purchased a lot last summer and built a house on it the following year.


    آنها تابستان گذشته مقدار زیادی خرید کردند و سال بعد خانه ای روی آن ساختند.

  • Lot 57 is a mahogany work desk. Do I have a bid?


    لات 57 یک میز کار چوب ماهون است. آیا من پیشنهادی دارم؟

  • The manufacturer sells to a wholesaler or agent who sells in smaller lots to other customers.


    تولید کننده به عمده فروش یا نماینده ای می فروشد که در قطعات کوچکتر به مشتریان دیگر می فروشد.

  • Ingredients should be clearly listed on the manufacturer's label with the lot number and the date of expiration.


    مواد تشکیل دهنده باید به وضوح روی برچسب سازنده با شماره لات و تاریخ انقضا درج شود.

  • We have residential and commercial building lots and acreage for sale.


    ما زمین های مسکونی و تجاری و زمینی برای فروش داریم.

  • The Stock Exchange asked companies to reduce the smallest traded lot of shares to 100 from 1,000.


    بورس اوراق بهادار از شرکت ها خواسته است که کوچکترین تعداد سهام معامله شده را از 1000 به 100 کاهش دهند.

synonyms - مترادف

  • فراوانی

  • oodles


    اودلز

  • loads


    بارها

  • slew


    کشت

  • gobs


    چوب

  • scads


    scads

  • reams


    ریم ها

  • wad


    واد

  • masses


    توده ها

  • tonnesUK


    تن انگلستان

  • tonsUS


    tonsUS

  • stacks


    پشته ها

  • heaps


    انبوه


  • زیاد

  • bags


    کیسه ها

  • legion


    لژیون

  • gallons


    گالن

  • acres


    هکتار

  • legions


    لژیون ها

  • realty


    املاک

  • slathers


    slathers

  • galore


    خیلی ممنون


  • تا حد امکان

  • abundance


    اسراف

  • profusion


    جرم


  • جلد


  • ثروت

  • piles


    کوه ها


  • plenitude


  • mountains


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

exploration

لغت پیشنهادی

occasion

لغت پیشنهادی

nutritious