studio
studio - استودیو
noun - اسم
UK :
US :
اتاقی که در آن برنامه های تلویزیونی و رادیویی ساخته و پخش می شود یا در آن موسیقی ضبط می شود
یک شرکت فیلمسازی یا ساختمان هایی که مالک آن است و برای ساخت فیلم هایش از آن استفاده می کند
اتاقی که یک نقاش یا عکاس به طور مرتب در آن کار می کند
اتاقی که در آن درس رقص داده می شود یا رقصندگان برای تمرین از آن استفاده می کنند
یک آپارتمان کوچک با یک اتاق اصلی
اتاقی با تجهیزات ویژه که در آن برنامه های تلویزیونی یا رادیویی یا ضبط موسیقی انجام می شود
ساختمان یا مکانی که در آن فیلم ساخته می شود یا شرکتی که آنها را می سازد
اتاق یا ساختمانی که در آن رقص آموزش یا تمرین می شود
اتاقی که در آن یک هنرمند به ویژه یک نقاش یا عکاس در آن کار می کند
شرکتی که محصولات هنری یا عکاسی تولید می کند
a small apartment designed to be lived in by one or two people usually with one large room for sleeping and living in a bathroom and sometimes a separate kitchen
یک آپارتمان کوچک که برای زندگی یک یا دو نفر طراحی شده است، معمولاً دارای یک اتاق بزرگ برای خواب و زندگی، حمام و گاهی اوقات آشپزخانه مجزا
اتاقی که در آن یک هنرمند نقاشی می کند یا یک نوازنده در آن تمرین می کند
مکان مخصوصی که در آن برنامه های تلویزیونی یا رادیویی ساخته می شود یا موسیقی ضبط می شود
مکانی که در آن فیلم تولید می شود یا شرکتی که فیلم تولید می کند
ساختمان یا مکانی که در آن فیلم برای سینما ساخته می شود یا شرکتی که فیلم می سازد
افراد در یک استودیو ممکن است با من تماس بگیرند یا بگویند که مستقیماً با من در تماس باشید.
در حالی که گروه کار بر روی یک آلبوم استودیویی جدید را آغاز کرد، این تمرین به عنوان یک تمرین توقف مفید نیز عمل کرد.
یک استودیو ضبط
Dublin's brand of rock music merges at times with traditional music and the studios are used for both styles.
برند موسیقی راک دوبلین گاهی با موسیقی سنتی ادغام می شود و استودیوها برای هر دو سبک استفاده می شوند.
کلی هم فیلم موزیکال را از استودیو بیرون آورد و به خیابان برد.
Universal Studios
استودیو یونیورسال
یک استودیوی ضبط تلویزیونی
یک مخاطب استودیو (= یک نفر در استودیو، که می توان آن را به عنوان یک برنامه دید یا شنید)
او هشت آلبوم استودیویی منتشر کرده است.
راهنمای تور گروهی از گردشگران را در اطراف یک استودیوی فیلم نشان می دهد.
یک استودیوی فیلمسازی
او برای یک استودیوی بزرگ هالیوود کار می کند.
یک استودیوی فیلم/فیلم
یک مدیر استودیو
می خواستم اتاق را به استودیوی هنرمند تبدیل کنم.
یک استودیوی مجسمه ساز
او امیدوار بود که سرداب را به یک استودیوی عکاسی تبدیل کند.
یک استودیو رقص
من کارهای استودیویی و ریمیکس زیادی انجام می دادم.
این آلبوم در استودیوی خانگی او ضبط شده است.
او سه ماه را در استودیو گذراند و روی آخرین آلبوم خود کار کرد.
مخاطب استودیو (= افرادی که برنامه ای را در حالی که در استودیو ساخته می شود تماشا می کنند)
استودیو Ealing در دهههای 40 و 50 چند کمدی معروف بریتانیایی ساخت.
این شرکت به یکی از برترین استودیوهای گرافیک اروپا تبدیل شد.
an artist’s studio
استودیو یک هنرمند
اکثر استودیوهای بزرگ در هالیوود هستند.
من در یک استودیوی تلویزیونی در بوستون کار می کنم.
آنها این مصاحبه را در حضور تماشاگران استودیو فیلمبرداری کردند.
گفته می شود که یک استودیو بزرگ حقوق فیلم را برای کتاب او خریداری کرده است.
یک استودیوی فیلم/فیلم/هالیوود
workroom
اتاق کار
atelier
آتلیه
مطالعه
workplace
محل کار
workspace
فضای کار
bottega
بوتگا
دفتر
آلبوم عکس
فروشگاه
کارگاه
کتابخانه
pottery
سفالگری
کارخانه
گیاه
ریخته گری
foundry
اتاق
لانه
den
پناهگاه
sanctum
سوراخ توله
cubbyhole
آثار
حیاط
mill
کارخانه ای
گاراژ
manufactory
استقرار
بخش
پایه
bureau
واحد صنعتی
مجتمع تولیدی
