studio

base info - اطلاعات اولیه

studio - استودیو

noun - اسم

/ˈstuːdiəʊ/

UK :

/ˈstjuːdiəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [studio] در گوگل
description - توضیح
  • a room where television and radio programmes are made and broadcast or where music is recorded


    اتاقی که در آن برنامه های تلویزیونی و رادیویی ساخته و پخش می شود یا در آن موسیقی ضبط می شود

  • a film company or the buildings it owns and uses to make its films


    یک شرکت فیلمسازی یا ساختمان هایی که مالک آن است و برای ساخت فیلم هایش از آن استفاده می کند


  • اتاقی که یک نقاش یا عکاس به طور مرتب در آن کار می کند

  • a room where dancing lessons are given or that dancers use to practise in


    اتاقی که در آن درس رقص داده می شود یا رقصندگان برای تمرین از آن استفاده می کنند


  • یک آپارتمان کوچک با یک اتاق اصلی

  • a room with special equipment where television or radio programmes or music recordings are made


    اتاقی با تجهیزات ویژه که در آن برنامه های تلویزیونی یا رادیویی یا ضبط موسیقی انجام می شود

  • a building or place where films are made, or a company that makes them


    ساختمان یا مکانی که در آن فیلم ساخته می شود یا شرکتی که آنها را می سازد

  • a room or building where dancing is taught or practised


    اتاق یا ساختمانی که در آن رقص آموزش یا تمرین می شود


  • اتاقی که در آن یک هنرمند به ویژه یک نقاش یا عکاس در آن کار می کند

  • a company making artistic or photographic products


    شرکتی که محصولات هنری یا عکاسی تولید می کند


  • یک آپارتمان کوچک که برای زندگی یک یا دو نفر طراحی شده است، معمولاً دارای یک اتاق بزرگ برای خواب و زندگی، حمام و گاهی اوقات آشپزخانه مجزا

  • a room where an artist paints or a musician practices


    اتاقی که در آن یک هنرمند نقاشی می کند یا یک نوازنده در آن تمرین می کند

  • a specially equipped place where television or radio programs are made or music is recorded


    مکان مخصوصی که در آن برنامه های تلویزیونی یا رادیویی ساخته می شود یا موسیقی ضبط می شود

  • a place where movies are produced, or a company that produces movies


    مکانی که در آن فیلم تولید می شود یا شرکتی که فیلم تولید می کند

  • a building or place where films are made for the cinema, or a company that makes films


    ساختمان یا مکانی که در آن فیلم برای سینما ساخته می شود یا شرکتی که فیلم می سازد


  • افراد در یک استودیو ممکن است با من تماس بگیرند یا بگویند که مستقیماً با من در تماس باشید.

  • It also served as a useful stop gap exercise whilst the band started work on a new studio album.


    در حالی که گروه کار بر روی یک آلبوم استودیویی جدید را آغاز کرد، این تمرین به عنوان یک تمرین توقف مفید نیز عمل کرد.


  • یک استودیو ضبط

  • Dublin's brand of rock music merges at times with traditional music and the studios are used for both styles.


    برند موسیقی راک دوبلین گاهی با موسیقی سنتی ادغام می شود و استودیوها برای هر دو سبک استفاده می شوند.

  • Kelly also took the musical film out of the studio and on to the street.


    کلی هم فیلم موزیکال را از استودیو بیرون آورد و به خیابان برد.

  • Universal Studios


    استودیو یونیورسال

example - مثال
  • a television/recording studio


    یک استودیوی ضبط تلویزیونی

  • a studio audience (= one in a studio that can be seen or heard as a programme is broadcast)


    یک مخاطب استودیو (= یک نفر در استودیو، که می توان آن را به عنوان یک برنامه دید یا شنید)

  • She has released eight studio albums.


    او هشت آلبوم استودیویی منتشر کرده است.

  • The tour guide is showing a group of tourists around a movie studio.


    راهنمای تور گروهی از گردشگران را در اطراف یک استودیوی فیلم نشان می دهد.


  • یک استودیوی فیلمسازی

  • She works for a major Hollywood studio.


    او برای یک استودیوی بزرگ هالیوود کار می کند.

  • a film/movie studio


    یک استودیوی فیلم/فیلم


  • یک مدیر استودیو

  • I wanted to turn the room into an artist's studio.


    می خواستم اتاق را به استودیوی هنرمند تبدیل کنم.

  • a sculptor’s studio


    یک استودیوی مجسمه ساز

  • He was hoping to convert the cellar into a photographic studio.


    او امیدوار بود که سرداب را به یک استودیوی عکاسی تبدیل کند.


  • یک استودیو رقص

  • I was doing a lot of studio work and remixing.


    من کارهای استودیویی و ریمیکس زیادی انجام می دادم.

  • The album was recorded in his home studio.


    این آلبوم در استودیوی خانگی او ضبط شده است.

  • She spent three months in the studio working on her latest album.


    او سه ماه را در استودیو گذراند و روی آخرین آلبوم خود کار کرد.

  • a studio audience (= people who watch a programme while it is being made in the studio)


    مخاطب استودیو (= افرادی که برنامه ای را در حالی که در استودیو ساخته می شود تماشا می کنند)

  • Ealing Studios made some famous British comedies in the 40s and 50s.


    استودیو Ealing در دهه‌های 40 و 50 چند کمدی معروف بریتانیایی ساخت.

  • The firm grew to be one of Europe's foremost graphics studios.


    این شرکت به یکی از برترین استودیوهای گرافیک اروپا تبدیل شد.

  • an artist’s studio


    استودیو یک هنرمند

  • Most of the big studios are in Hollywood.


    اکثر استودیوهای بزرگ در هالیوود هستند.

  • I work in a television studio in Boston.


    من در یک استودیوی تلویزیونی در بوستون کار می کنم.

  • They filmed the interview in front of a studio audience.


    آنها این مصاحبه را در حضور تماشاگران استودیو فیلمبرداری کردند.

  • A major studio is said to have bought the film rights to her book.


    گفته می شود که یک استودیو بزرگ حقوق فیلم را برای کتاب او خریداری کرده است.

  • a film/movie/Hollywood studio


    یک استودیوی فیلم/فیلم/هالیوود

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • rumpus room


    اتاق رمپوس

  • games room


    اتاق بازی

  • recreational room


    اتاق تفریحی

لغت پیشنهادی

fragmenting

لغت پیشنهادی

as

لغت پیشنهادی

bothered