exploration
exploration - اکتشاف
noun - اسم
UK :
US :
the act of travelling through a place in order to find out about it or find something such as oil or gold in it
حرکت در مکانی برای اطلاع از آن یا یافتن چیزی مانند نفت یا طلا در آن
وقتی سعی می کنید با بحث کردن، فکر کردن و غیره در مورد چیزی بیشتر بدانید
فعالیت جستجو و یافتن چیزی
عمل سفر به یک مکان یا جستجوی یک مکان به منظور اطلاع از آن
عمل جستجوی چیزی
عمل رفتن به مکانی برای اطلاع از آن
اما تمام بهره برداری ها و اکتشافات آنها ناگهان به پایان رسید.
Further exploration and appraisal drilling will be necessary to confirm the commercial potential for this discovery.
اکتشاف و حفاری ارزیابی بیشتر برای تایید پتانسیل تجاری این کشف ضروری خواهد بود.
The twentieth century provides a vehicle for more meaningful exploration of the influence such cosmic events would have had upon the world.
قرن بیستم وسیلهای برای کاوش معنادارتر از تأثیری که چنین رویدادهای کیهانی بر جهان خواهند داشت فراهم میکند.
They are a time of exploration, assertion, and challenge and often of confusion contradictions, and trauma.
آنها زمان کاوش، ادعا و چالش و اغلب سردرگمی، تضادها و آسیب هستند.
oil exploration
اکتشاف نفت
الوین ماژول ماه برای اکتشاف در اعماق دریا است.
The exploration of literary texts is not an elitist activity distinct from the study of other means of communication.
کاوش در متون ادبی یک فعالیت نخبه گرایانه و متمایز از مطالعه سایر وسایل ارتباطی نیست.
The exploration will revolve around the systematic development in youngsters of the desired, and contrasting, characteristics the two valuations entail.
کاوش حول محور توسعه سیستماتیک در جوانان از ویژگیهای مورد نظر و متضاد این دو ارزشگذاری میچرخد.
بودجه برای اکتشافات فضایی کاهش یافته است.
اکتشاف نفت (= جستجوی نفت در زمین)
کاوش لوئیس و کلارک در منطقه وسیع ناشناخته شمال غربی
These findings merit further exploration.
این یافته ها مستلزم کاوش بیشتر است.
کاوش های کتاب از ذهن انسان
اکتشاف فضا
فعالیت اکتشافی در طول دهه 1970 کند شد.
اکتشافات گسترده با استفاده از آخرین فناوری حفاری انجام شد.
اکتشاف سوداگرانه نفت
Mineral exploration is continuing throughout the area.
اکتشافات معدنی در سراسر منطقه ادامه دارد.
این کشتی برای کاوش در اعماق فضا طراحی شده است.
علاقه به اکتشاف علمی دریا ایجاد شد.
بیشتر بازی های کودک به کاوش در محیط او مربوط می شود.
این زمان اکتشافات هومبولت در آمریکای جنوبی بود.
کوک در اولین سفر اکتشافی خود، سواحل نیوزلند را ترسیم کرد.
ایده های من به کاوش دقیق تری نیاز داشت.
کاوش خلاقانه موسیقی به عنوان یک رسانه در آموزش
کاوش شخصی او از معنویت
Livingstone was the first European to make an exploration of the Zambezi river (= to travel to it in order to discover more about it).
لیوینگستون اولین اروپایی بود که در رودخانه زامبزی اکتشاف کرد (= سفر به آن برای کشف بیشتر در مورد آن).
ما باید یک کاوش کامل (= بررسی) از همه جایگزین ها انجام دهیم.
اکتشاف (= جستجو) برای منابع جدید انرژی برای آینده سیاره ما حیاتی است.
oil/gas exploration
اکتشاف نفت/گاز
space exploration
اکتشافات فضایی
oil/gas/mineral exploration
اکتشاف نفت / گاز / مواد معدنی
space/marine/Arctic exploration
فضا / دریا / اکتشاف قطب شمال
سفر
اعزام
expedition
پیاده روی طولانی
trek
سفر دریایی
voyage
تور
پرخاشگری
peregrination
سفر می کند
travels
ماجرا
journeying
اودیسه
مسافرت رفتن
odyssey
سافاری
در حال سفر
safari
پیاده روی
voyaging
مسافرت ایالات متحده
hike
مسافرت انگلستان
travelingUS
کشف
travellingUK
جهانگردی
گذر
globetrotting
سرگردان
گشت و گذار
wandering
جست و خیز
excursion
زیارت
jaunt
راه رفتن
pilgrimage
رومینگ
wayfaring
عبور از
roaming
touring
crossing
trekking
roving
