carry
carry - حمل
verb - فعل
UK :
US :
برای گرفتن چیزی در دست یا بازوهای خود، یا حمایت از آن در حالی که آن را به جایی می برید
بردن افراد یا اشیا از مکانی به مکان دیگر در وسیله نقلیه، کشتی یا هواپیما
if a pipe wire etc carries something such as liquid or electricity the liquid, electricity etc flows or travels along it
اگر لوله، سیم و غیره چیزی مانند مایع یا برق را حمل کند، مایع، برق و غیره در طول آن جریان یا حرکت می کند.
باعث حرکت دادن چیزی یا حمایت از چیزی در حین حرکت کردن
هر جا که می روید در جیب، روی کمربند، در کیف و غیره با خود چیزی داشته باشید
داشتن چیزی به عنوان یک کیفیت خاص
if a newspaper a television or radio broadcast, or a website carries a piece of news an advertisement etc it prints it or broadcasts it
اگر یک روزنامه، یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی، یا یک وب سایت خبری، آگهی و غیره را حمل می کند، آن را چاپ یا پخش می کند.
if something carries information the information is written on it
اگر چیزی حامل اطلاعات باشد، اطلاعات روی آن نوشته می شود
to be responsible for doing something
مسئول انجام کاری
اگر مغازه ای کالایی را حمل می کند، عرضه ای از آنها برای فروش دارد
اگر دیوار و غیره چیزی را حمل کند، وزن آن چیز را تحمل می کند
بردن چیزی یا کسی به مکان، نقطه یا موقعیت جدید
if a person animal or insect carries a disease they can pass it to other people or animals even if they are not ill themselves
اگر شخصی، حیوان یا حشره ای ناقل بیماری باشد، می تواند آن را به افراد یا حیوانات دیگر منتقل کند، حتی اگر خودشان بیمار نباشند.
if a crime carries a particular punishment that is the usual punishment for the crime
اگر جرمی دارای مجازات خاصی باشد، مجازات معمول آن جرم است
اگر یک صدا حمل می کند، راه طولانی را طی می کند
اگر توپی هنگام پرتاب، ضربه یا لگد مسافت خاصی را طی کند، آن فاصله را طی می کند
برای خواندن یک آهنگ با استفاده از نت های صحیح
برای متقاعد کردن گروهی از مردم برای حمایت از شما
اگر کسی در انتخابات ایالات متحده یک ایالت یا منطقه محلی را انتخاب کند، در آن ایالت یا منطقه برنده می شود
برای ایستادن و حرکت به روشی خاص یا نگه داشتن بخشی از بدن خود به روشی خاص
if a group carries someone who is not doing enough work they have to manage without the work that person should be doing
اگر یک گروه فردی را حمل می کند که به اندازه کافی کار نمی کند، باید بدون کاری که آن فرد باید انجام دهد مدیریت کند
اگر زنی حامله بچه باشد، حامله است
برای وزن کردن یک مقدار خاص بیشتر از آنچه باید یا بیشتر از آنچه که وزن داشتید
برای قرار دادن یک عدد در ردیف بعدی سمت چپ هنگامی که اعداد را با هم جمع می کنید
وقتی به جایی می روید چیزی یا کسی را در دست یا بازوان خود داشته باشید
حمل چیزی مانند کیف یا تفنگ
به سختی چیزی سنگین را حمل کردن
حمل چیزی بزرگ و سنگین به جایی، به خصوص زمانی که این کار آزاردهنده یا سخت باشد
حمل چیز سنگین
to carry something – used when talking about what someone has with them when they go somewhere. Bear is commonly used as a participle bearing
برای حمل چیزی - برای صحبت در مورد چیزهایی که کسی با خود دارد وقتی به جایی می رود صحبت می شود. خرس معمولاً به عنوان یاتاقان جزء استفاده می شود
مسافتی که یک توپ یا گلوله پس از پرتاب، اصابت یا شلیک طی می کند
او یک کیف بزرگ حمل می کرد.
برای حمل یک علامت / بنر / پرچم
این هواپیما حامل 122 مسافر و پنج خدمه بود.
او بچه اش را در آغوش گرفت.
مجروحان با برانکارد منتقل شدند.
قطاری که مسافران را به محل کار می برد
حمل سلاح/چاقو
پلیس در بسیاری از کشورها اسلحه حمل می کند.
من هرگز پول زیادی با خود حمل نمی کنم.
یک خط لوله حامل نفت
سیاهرگ ها خون را به قلب می برند.
کانال هایی برای انتقال آب از رودخانه اسنیک به سد میلنر در سال 1905 ساخته شد.
کنه ها می توانند ناقل یک بیماری ناخوشایند باشند که انسان را تحت تاثیر قرار می دهد.
یک پل جاده باید ترافیک زیادی را حمل کند.
سقف برای حمل بارهای عظیم برف طراحی شده است.
او در حال حمل بخش است (= فقط به خاطر تلاش او کار می کند).
گروه آنها هدف قرار گرفت تا بار بیکاری را به دوش بکشند.
او بار کاملی از کلاس ها را حمل می کند در حالی که به عنوان رئیس بخش نیز خدمت می کند.
سخنرانی او حلقه اقتدار را به همراه داشت.
هر دوچرخه دارای ده سال ضمانت می باشد.
جنایات خشونت آمیز مجازات سنگینی دارند.
این اتهام حداکثر ده سال حبس دارد.
کاراته که یک ورزش رزمی است، خطر آسیب دیدگی را نیز به همراه دارد.
ضربه مدافع کناری 50 متر را به میان جمعیت برد.
جنگ به داخل خاک دشمن کشیده شد.
توانایی هایش او را به بالاترین سطح حرفه اش رساند.
The resolution was carried by 340 votes to 210.
این قطعنامه با 340 رای موافق و 210 رای موافق تصویب شد.
سخنرانی تکان دهنده او برای حمل حضار کافی بود.
سرش را به نشانه موافقت تکان داد و او دید که او حرفش را زده است.
سیگار حاوی یک هشدار بهداشتی است.
تمام بازاریابی ها پیامی ثابت از کیفیت و قابلیت اطمینان دارند.
خرس
بلند کردن
گرفتن
tote
حمل و نقل
hump
قوز
lug
پره
heft
سنگین
hoist
بالابر
بسته
schlep
schlep
backpack
کوله پشتی
schlepp
شلپ
haul
انتقال
convey
بالا بردن
heave
سبد خرید
cart
حرکت
رفتن و آوردن
fetch
آوردن
بکشید
transport
تغییر مکان
کشتی
کشیدن
ferry
شانه
دویدن
چنگ زدن
tug
دستگیره
نگه دارید
tow
yank
manhandle
رها کردن
رهایی
relinquish
بی دست
unhand
نگه داشتن
unhold
از دست دادن
قرار دادن
رها کن
بگذار سقوط کند
از دست دادن کنترل
دست نگه داشتن
پایین تر
دادن
تسلیم شدن
آزاد کردن
surrender
رایگان
بازده
liberate
پیشنهاد
دريافت كردن
سوء تفاهم
مصون باشید
شیب
misunderstand
افسرده
be immune
شل کردن
dip
باز کردن
depress
شل
لغو کردن
loosen
unloosen
unfasten
undo
