roof
roof - سقف
noun - اسم
UK :
US :
ساختاری که بالای ساختمان، وسیله نقلیه، چادر و غیره را می پوشاند یا تشکیل می دهد
بالای یک گذرگاه زیر زمین
برای گذاشتن سقف بر روی یک ساختمان
پوششی که بالای ساختمان، وسیله نقلیه و غیره را تشکیل می دهد.
پوششی که بالای ساختمان، وسیله نقلیه یا شیء دیگر را تشکیل می دهد
سقف دهان شما سطح داخلی و بالایی دهان است
Above their heads the kites moved with a rustle of wings from the Club roof to the branch of a tree.
بادبادک ها بالای سرشان با خش خش بال ها از بام کلوب به سمت شاخه درخت حرکت کردند.
میچل میدانست که آنها باید روی سقف کم ارتفاع، درنده به نظر برسند.
او اجازه داد آن را از پشت بام به سمت ناودان ساختمان بریزد.
آیا برای سقف خیلی سنگین است؟
فنجان قهوه ام را روی سقف ماشین گذاشتم.
برای بلند شدن روی پشت بام به یک نردبان نیاز داریم.
در آخرین ثانیه، او از روی زین پرید و در حالی که اسب داخل شد، روی سقف تریلر تاب خورد.
سقف مسطح/شیب/شیب
دفاتر در طبقات بالا به تراس پشت بام دسترسی دارند.
سقف قلع / تخته سنگ / کاشی / سقف کاهگلی
گوشه کلاس نمناک بود که سقفش چکه کرده بود.
تیم به سقف گاراژ رفت.
در این حادثه سقف خودرو آسیب ندیده است.
به پشت بام ساختمان رفتیم.
من روی سقفم پنل های خورشیدی دارم.
flat-roofed buildings
ساختمان های با سقف مسطح
سقف تونل در حال فرو ریختن بود.
غار سقفی بسیار کم داشت.
قیمت خانه در اینجا از پشت بام گذشته است.
به لطف سخاوت باب، من هنوز سقفی بالای سر دارم.
او قبل از امتحان رانندگی مانند گربه ای بود که روی سقف حلبی داغ بود.
تشویق آنها سقف را بلند کرد.
فروشگاه ها و رستوران های مختلفی وجود دارد که همه زیر یک سقف هستند.
فکر نمی کنم دیگر بتوانم با تو زیر یک سقف زندگی کنم.
ما دوستان خوبی هستیم اما هرگز نتوانستیم زیر یک سقف زندگی کنیم.
دیگه نمیخوام زیر سقفم باشه
بر اثر سقوط سقف پنج نفر کشته شدند.
سارقان کاشی ها را برداشتند تا به فضای پشت بام بروند.
سقف را ستون های سنگی نگه می دارند.
سقف تا بالای پنجره ها شیب دارد.
سقف با کاشی های سفالی قرمز پوشیده شده بود.
پنجره های کوچکی در پشت بام وجود دارد.
یک گربه روی پشت بام است.
خانه دارای سقف شیبدار/مسطح/کاشی کاری/کاهشی است.
چمدان را روی سقف ماشین بگذارید.
سقف (= سطح فوقانی) غار 50 متر به بالا است.
این کیک آنقدر خشک است که به سقف دهان شما (= سطح بالای دهان) می چسبد.
مدرسه دارای سقف مسطح است.
roofing
سقف سازی
rooftop
پشت بام
awning
سایبان
سقف
پوشش
dome
گنبد
چادر
cupola
بالا
پناه
canopy
تخته سنگ
covering
کاشی
تاج پادشاهی
slates
شیروانی
tiles
قمار
crown
کام
gable
جان پناه
gambrel
قایق
palate
خط الراس
parapet
سنگ لوح
rafter
اجلاس - همایش
ridge
خرپا
slate
پوشش ساختمان
کاشی های سقف
truss
طاق
building covering
بالداچین
roof-tiles
قوس
vault
سقف قوسی
baldachin
arch
arched roof
arched ceiling
پایین
پایه
nadir
سمت القدم
پا
کف
کف سنگ
عمق
depths
اعماق
worst
بدترین
lowest point
پایین ترین نقطه
foothold
جای پا
زیر زمین
basement
زمین
بستر
دره
footing
شکاف عظیم
ravine
پرتگاه
chasm
دشت
abyss
پستی
canyon
بی اهمیتی
lowland
افسردگی
lowness
unimportance
