sister

base info - اطلاعات اولیه

sister - خواهر

noun - اسم

/ˈsɪstər/

UK :

/ˈsɪstə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [sister] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She's my sister.


    او خواهر من است.

  • an older/a younger sister


    یک خواهر بزرگتر/یک خواهر کوچکتر

  • a big/little sister


    یک خواهر بزرگ / کوچک


  • یک خواهر بچه


  • خواهر دوقلوی من

  • We're sisters.


    ما خواهریم

  • the Brontë sisters—Charlotte, Emily and Anne


    خواهران برونته - شارلوت، امیلی و آن

  • Do you have any brothers or sisters?


    آیا شما هیچ خواهر یا برادری دارید؟


  • او با خواهر بهترین دوستش ازدواج کرد.

  • She's the sister of the bride.


    اون خواهر عروسه

  • Joe's sister Mary lives in Seattle.


    مری خواهر جو در سیاتل زندگی می کند.

  • My best friend has been like a sister to me (= very close).


    بهترین دوست من برای من مثل یک خواهر بوده است (= بسیار نزدیک).

  • They supported their sisters in the dispute.


    آنها از خواهران خود در این اختلاف حمایت کردند.

  • Sister Mary


    خواهر مریم

  • the Sisters of Charity


    خواهران خیریه

  • Carolyn's sorority sisters at Indiana University


    خواهران خانواده کارولین در دانشگاه ایندیانا


  • شرکت خواهر ما در ایتالیا


  • یک کشتی خواهر

  • Sophie and Emily are sisters.


    سوفی و ​​امیلی خواهر هستند.

  • Emily is Sophie's younger/little/older/big sister.


    امیلی خواهر کوچکتر/کوچولو/بزرگتر/بزرگ سوفی است.

  • Lynn's such a good friend - she's like a sister to me.


    لین دوست خوبی است - او برای من مثل یک خواهر است.

  • We must continue the fight sisters!


    ما باید به مبارزه ادامه دهیم، خواهران!

  • OK sister move it!


    باشه خواهر، جابجاش کن!

  • Sister Bernadette


    خواهر برنادت

  • God bless you Sister.


    خدا خیرت بده خواهر

  • The sister told us that visiting hours were over.


    خواهر به ما گفت که ساعت ملاقات تمام شده است.

  • Excuse me Sister could I have some water?


    ببخشید خواهر میتونم کمی آب بخورم؟

  • our sister company in Australia


    شرکت خواهر ما در استرالیا

  • the US battleship Missouri and her sister ship the Wisconsin


    کشتی جنگی ایالات متحده میسوری و کشتی خواهرش، ویسکانسین

  • an older/younger sister


    یک خواهر بزرگتر/کوچکتر

  • a sorority sister


    یک خواهر خواهر

synonyms - مترادف
  • sis


    خواهر

  • sibling


    خواهر و برادر

  • kinswoman


    زن خویشاوند

  • kin


    خویشاوندان

  • kinsperson


    رابطه


  • نسبت فامیلی


  • خواهر و برادر زن

  • female sibling


    خواهر خونی


  • پوست و تاول

  • skin and blister


    سیستا

  • sista


antonyms - متضاد

  • برادر

لغت پیشنهادی

foundation

لغت پیشنهادی

highlight

لغت پیشنهادی

latitudes