sister
sister - خواهر
noun - اسم
UK :
US :
دختر یا زنی که پدر و مادری مشابه شما دارد
a nun
یک راهبه
یک پرستار مسئول بخش بیمارستان
a word used by women to talk about other women and to show that they have feelings of friendship and support towards them
واژه ای که زنان برای صحبت در مورد زنان دیگر و نشان دادن اینکه نسبت به آنها احساس دوستی و حمایت دارند استفاده می کنند
روشی برای صحبت کردن با یا در مورد یک زن آفریقایی-آمریکایی، که به ویژه توسط آمریکایی های آفریقایی تبار استفاده می شود
دختر یا زنی که پدر و مادری مشابه شخص دیگری دارد
دختر یا زنی که با شما به شیوه ای مهربانانه رفتار می کند که یک خواهر با شما رفتار می کند
زنی که علایق مشترکی با شما دارد، به خصوص در مورد بهبود حقوق زنان
برای خطاب به یک زن استفاده می شود
یک زن عضو یک گروه مذهبی، به ویژه یک راهبه
یک پرستار زن که مسئول بخش یک بیمارستان است
belonging to a pair or group of similar and related things, such as businesses, usually owned or operated by the same person or organization
متعلق به یک جفت یا گروهی از چیزهای مشابه و مرتبط، مانند کسبوکارهایی که معمولاً تحت مالکیت یا اداره همان شخص یا سازمان هستند.
زنی که پدر و مادری مشابه شخص دیگری دارد
A sister is also a woman who is a member of the same race church religious group or organization as others
خواهر نیز زنی است که عضوی از همان نژاد، کلیسا، گروه مذهبی یا سازمانی است که دیگران دارند
خواهر ممکن است به عنوان خطاب به یک زن استفاده شود.
used to describe one of the organizations or companies in a pair or group of similar organizations when referring to it in relation to the others
برای توصیف یکی از سازمانها یا شرکتها در یک جفت یا گروهی از سازمانهای مشابه هنگام مراجعه به آن در رابطه با سایرین استفاده میشود.
Sister Mary Margaret
خواهر مری مارگارت
من فکر می کردم که او دلسوز خواهد بود زیرا او یک خواهر است.
They assist their parents in feeding their new younger brothers and sisters and in defending them from predators such as snakes.
آنها به والدین خود در غذا دادن به برادران و خواهران کوچکتر خود و دفاع از آنها در برابر شکارچیانی مانند مارها کمک می کنند.
او در حال نوشیدن قهوه بود و خواهرش از او پرسید که آیا برنشتاین قهوه میل می کند؟
او و خواهرش پم هر دو خانم ویرجینیای غربی بودند.
پنه لوپه که پشت سر خواهرش ایستاده بود آرزو کرد که ای کاش هتل هیجان انگیزتری انتخاب می شد.
They married in 1910 and she came to live at West park where Father was farming with his sister Hannah.
آنها در سال 1910 ازدواج کردند و او برای زندگی به پارک غربی آمد، جایی که پدر با خواهرش، هانا، کشاورزی می کرد.
ماموریت خواهرش در توماکاکوری از خشت ساخته شده بود و زیر بار سالها فرو ریخته است.
ما باید از خواهران خود در جنوب آفریقا حمایت کنیم.
دردهای پنهانی بین این دو خواهر وجود دارد، اما فیلم هرگز مشکلات آنها را روشن نمی کند.
من برای خواهرت احترام زیادی قائلم
She's my sister.
او خواهر من است.
an older/a younger sister
یک خواهر بزرگتر/یک خواهر کوچکتر
یک خواهر بزرگ / کوچک
یک خواهر بچه
خواهر دوقلوی من
We're sisters.
ما خواهریم
خواهران برونته - شارلوت، امیلی و آن
آیا شما هیچ خواهر یا برادری دارید؟
او با خواهر بهترین دوستش ازدواج کرد.
اون خواهر عروسه
مری خواهر جو در سیاتل زندگی می کند.
بهترین دوست من برای من مثل یک خواهر بوده است (= بسیار نزدیک).
آنها از خواهران خود در این اختلاف حمایت کردند.
Sister Mary
خواهر مریم
خواهران خیریه
Carolyn's sorority sisters at Indiana University
خواهران خانواده کارولین در دانشگاه ایندیانا
شرکت خواهر ما در ایتالیا
یک کشتی خواهر
Sophie and Emily are sisters.
سوفی و امیلی خواهر هستند.
Emily is Sophie's younger/little/older/big sister.
امیلی خواهر کوچکتر/کوچولو/بزرگتر/بزرگ سوفی است.
لین دوست خوبی است - او برای من مثل یک خواهر است.
ما باید به مبارزه ادامه دهیم، خواهران!
باشه خواهر، جابجاش کن!
Sister Bernadette
خواهر برنادت
God bless you Sister.
خدا خیرت بده خواهر
خواهر به ما گفت که ساعت ملاقات تمام شده است.
ببخشید خواهر میتونم کمی آب بخورم؟
شرکت خواهر ما در استرالیا
کشتی جنگی ایالات متحده میسوری و کشتی خواهرش، ویسکانسین
an older/younger sister
یک خواهر بزرگتر/کوچکتر
یک خواهر خواهر
برادر
