afford

base info - اطلاعات اولیه

afford - استطاعت داشتن

verb - فعل

/əˈfɔːrd/

UK :

/əˈfɔːd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [afford] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Can we afford a new car?


    آیا می توانیم ماشین نو بخریم؟

  • None of them could afford £50 for a ticket.


    هیچ کدام از آنها نمی توانستند 50 پوند برای بلیط بپردازند.

  • I’d give up work if I could afford it.


    اگر توانایی مالی داشتم کار را رها می کردم.

  • We can't afford to go abroad this summer.


    ما نمی توانیم تابستان امسال به خارج از کشور برویم.

  • She never took a taxi, even though she could afford to.


    او هرگز تاکسی نگرفت، حتی با وجود اینکه توانایی مالی داشت.

  • She can well afford to pay for herself.


    او به خوبی می تواند هزینه های خود را بپردازد.

  • They couldn't afford to buy a house there.


    آنها توان خرید خانه در آنجا را نداشتند.

  • We can't afford to have children.


    ما توان بچه دار شدن را نداریم.

  • He couldn't afford the money to go on the trip.


    او توان پرداخت پول برای رفتن به سفر را نداشت.

  • We cannot afford to ignore this warning.


    ما نمی توانیم این هشدار را نادیده بگیریم.


  • آنها به سختی می توانستند کارکنان بیشتری را از دست بدهند.


  • افرادی که بیشتر رنج می برند کسانی هستند که کمترین هزینه را برای از دست دادن دارند.

  • We simply can't afford to take any risks.


    ما به سادگی نمی توانیم ریسک کنیم.

  • She felt she couldn't afford any more time off work.


    او احساس می‌کرد که دیگر نمی‌تواند مرخصی کار کند.

  • We cannot afford any more delays.


    ما نمی توانیم تاخیر بیشتری را تحمل کنیم.

  • The tree affords some shelter from the sun.


    درخت تا حدودی از نور خورشید محافظت می کند.

  • The legislation aims to afford protection to employees.


    هدف این قانون حمایت از کارمندان است.


  • استاد بودن به شما این فرصت را می دهد که به سادگی بنویسید و تحقیق کنید.

  • The programme affords young people the chance to gain work experience.


    این برنامه به جوانان فرصتی برای کسب تجربه کاری می دهد.

  • I couldn't possibly afford to eat in that restaurant.


    من احتمالاً نمی توانستم در آن رستوران غذا بخورم.

  • We can afford to go to Miami this year.


    ما می توانیم امسال به میامی برویم.

  • I don't know how he can afford a new car on his salary.


    نمی دانم چطور می تواند با حقوقش ماشین نو بخرد.

  • The hut afforded little protection from the elements.


    کلبه محافظت کمی در برابر عوامل ایجاد می کرد.

  • Her seat afforded her an uninterrupted view of the stage.


    صندلی او به او دید بی وقفه ای از صحنه را می داد.

  • I don’t know how he can afford a new car.


    نمی دانم چطور می تواند ماشین جدید بخرد.


  • آیا می توانید هر زمان از کار خود را مرخصی بگیرید؟

  • He is over 60 and can't afford his pension contributions.


    او بیش از 60 سال دارد و توانایی پرداخت حق بازنشستگی خود را ندارد.


  • اگر مصرف کننده توانایی بازپرداخت آن را داشته باشد، الزاماً بدهی چیز بدی نیست.

  • We can afford to wait.


    ما می توانیم صبر کنیم.

  • I can't afford to pay attention to any controversy.


    من نمی توانم به هیچ جنجالی توجه کنم.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • رد کردن


  • بردن


  • انکار


  • اجازه ندادن

  • disallow


    نگه دارید


  • گرفتن


  • نگاه داشتن


  • هدر


  • کاهش می یابد


  • پنهان کردن، پوشاندن

  • disapprove


    خودداری کنید

  • conceal


    مقاومت کند

  • withhold


    خرج کردن

  • withstand


    نیاز


  • هتک حرمت کردن


  • نامناسب

  • desecrate


    خودداری

  • misappropriate


    بی احترامی

  • refrain


    سوء استفاده

  • disrespect


    منع

  • misuse


    ممنوع کرده است

  • forbid


    رد

  • prohibit


    دفع کردن


  • مسدود کردن

  • repel


    باطل کردن

  • rebuff


    لغو


  • طرد کردن

  • invalidate


  • nullify


  • quash


  • spurn


لغت پیشنهادی

asset-stripping

لغت پیشنهادی

heights

لغت پیشنهادی

begun