afford
afford - استطاعت داشتن
verb - فعل
UK :
US :
فراهم کردن چیزی یا اجازه دادن به چیزی
بتوانید کاری بخرید یا انجام دهید زیرا پول یا زمان کافی دارید
اجازه دادن به کسی که چیزی خوشایند یا ضروری داشته باشد
داشتن پول یا زمان کافی برای خرید، نگهداری یا انجام کاری
بتوانید کاری بخرید یا انجام دهید زیرا پول کافی دارید
بتوانید کاری را بدون ایجاد مشکل انجام دهید
پر کردن دو نمودار در صفحه 32 بهترین نشانه را از آنچه می توانید بپردازید را نشان می دهد.
It is successful because it produces a high quality product on time at a price the customer can afford.
این موفق است زیرا محصولی با کیفیت بالا را به موقع و با قیمتی که مشتری می تواند بپردازد تولید می کند.
پدر و مادرم می گفتند پسرشان بهترین تحصیلات را خواهد داشت.
پنجره منظره زیبایی از شهر را ارائه می دهد.
هلنا احساس نمی کند که دیگر نمی تواند زمان دور از کار را بپردازد.
خوشبختانه جو می تواند هزینه استفاده من از مواد شیمیایی و کاغذ را هر طور که دوست دارم داشته باشد.
هیچ نمایشی نمی تواند چنین رسوایی را تحمل کند، به ویژه یک رسوایی کاملاً جدید که تشنه رتبه بندی است.
Many smaller companies simply can not afford to buy health insurance for employees and remain in business.
بسیاری از شرکت های کوچکتر به سادگی قادر به خرید بیمه درمانی برای کارکنان نیستند و در تجارت باقی می مانند.
The School Board next week is expected to meet in executive session and determine how much it can afford to offer.
انتظار می رود که هیئت مدیره مدرسه هفته آینده در جلسه اجرایی تشکیل جلسه دهد و تعیین کند که چقدر می تواند ارائه دهد.
آیا می توانیم ماشین نو بخریم؟
هیچ کدام از آنها نمی توانستند 50 پوند برای بلیط بپردازند.
اگر توانایی مالی داشتم کار را رها می کردم.
ما نمی توانیم تابستان امسال به خارج از کشور برویم.
او هرگز تاکسی نگرفت، حتی با وجود اینکه توانایی مالی داشت.
او به خوبی می تواند هزینه های خود را بپردازد.
آنها توان خرید خانه در آنجا را نداشتند.
ما توان بچه دار شدن را نداریم.
او توان پرداخت پول برای رفتن به سفر را نداشت.
ما نمی توانیم این هشدار را نادیده بگیریم.
آنها به سختی می توانستند کارکنان بیشتری را از دست بدهند.
افرادی که بیشتر رنج می برند کسانی هستند که کمترین هزینه را برای از دست دادن دارند.
ما به سادگی نمی توانیم ریسک کنیم.
او احساس میکرد که دیگر نمیتواند مرخصی کار کند.
ما نمی توانیم تاخیر بیشتری را تحمل کنیم.
درخت تا حدودی از نور خورشید محافظت می کند.
The legislation aims to afford protection to employees.
هدف این قانون حمایت از کارمندان است.
استاد بودن به شما این فرصت را می دهد که به سادگی بنویسید و تحقیق کنید.
این برنامه به جوانان فرصتی برای کسب تجربه کاری می دهد.
من احتمالاً نمی توانستم در آن رستوران غذا بخورم.
ما می توانیم امسال به میامی برویم.
نمی دانم چطور می تواند با حقوقش ماشین نو بخرد.
The hut afforded little protection from the elements.
کلبه محافظت کمی در برابر عوامل ایجاد می کرد.
صندلی او به او دید بی وقفه ای از صحنه را می داد.
نمی دانم چطور می تواند ماشین جدید بخرد.
آیا می توانید هر زمان از کار خود را مرخصی بگیرید؟
او بیش از 60 سال دارد و توانایی پرداخت حق بازنشستگی خود را ندارد.
اگر مصرف کننده توانایی بازپرداخت آن را داشته باشد، الزاماً بدهی چیز بدی نیست.
ما می توانیم صبر کنیم.
من نمی توانم به هیچ جنجالی توجه کنم.
حمایت کردن
spare
یدکی
تاب خوردن
incur
متحمل شدن
مدیریت کنید
تامین هزینه های
متحمل هزینه
صرفه جویی در قیمت از
هزینه را تحمل کنید
کشش به
به اندازه کافی برای
امکانات لازم برای
پول را برای
بودجه برای
مدیریت برای پرداخت
پرداخت کنید
ابزاری برای
پول برای
دویدن به سمت
کنار گذاشته شود
به اندازه کافی ثروتمند باشید
با پول برای
پول داشتن برای
رد کردن
بردن
انکار
اجازه ندادن
disallow
نگه دارید
گرفتن
نگاه داشتن
هدر
کاهش می یابد
پنهان کردن، پوشاندن
disapprove
خودداری کنید
conceal
مقاومت کند
withhold
خرج کردن
withstand
نیاز
هتک حرمت کردن
نامناسب
desecrate
خودداری
misappropriate
بی احترامی
refrain
سوء استفاده
disrespect
منع
misuse
ممنوع کرده است
forbid
رد
prohibit
دفع کردن
مسدود کردن
repel
باطل کردن
rebuff
لغو
طرد کردن
invalidate
nullify
quash
spurn
