leg
leg - پا
noun - اسم
UK :
US :
one of the long parts of your body that your feet are joined to or a similar part on an animal or insect
یکی از قسمت های بلند بدن شما که پاهای شما به آن متصل است یا قسمتی مشابه روی حیوان یا حشره
پای حیوان وقتی پخته می شود و به عنوان غذا خورده می شود
یکی از قسمت های عمودی که از یک مبلمان پشتیبانی می کند
بخشی از شلوار شما که پای شما را می پوشاند
بخشی از یک سفر طولانی یا مسابقه
یکی از سری بازی های مسابقه فوتبال که بین دو تیم برگزار می شود
یکی از اعضای بدن انسان یا حیوان که برای ایستادن یا راه رفتن استفاده می شود
بخشی از یک لباس که پای خود را در آن قرار می دهید
یکی از قسمت های نازک عمودی که یک جسم را نگه می دارد
مرحله خاصی از یک سفر، رقابت یا فعالیت
فرار کردن برای فرار از چیزی
one of the parts of a human or animal body that is used for standing or walking, or one of the thin vertical parts on which a piece of furniture stands
یکی از قسمتهای بدن انسان یا حیوان که برای ایستادن یا راه رفتن استفاده میشود، یا یکی از قسمتهای نازک و عمودی که مبلمانی روی آن قرار میگیرد.
ساق یک تکه لباس قسمتی است که پای خود را در آن قرار می دهید.
بخشی از یک سفر، مسابقه یا فعالیت که دارای چندین مرحله است
یکی از دو ضلعی که زاویه 90 درجه را در یک مثلث قائم الزاویه تشکیل می دهند
یکی از قسمت های یک سفر طولانی
هیچ راهی برای حمایت از نظر یا دفاع از موضع خود در مورد چیزی نداشته باشید
an idea or suggestion that has legs is considered to be something worth developing further
ایده یا پیشنهادی که دارای پاها باشد، چیزی است که ارزش توسعه بیشتر را دارد
A spider has 8 legs.
یک عنکبوت 8 پا دارد.
هنگامی که دیگر نمی تواند منبسط شود، شکافته می شود و مانند جوراب نایلونی از یک ساق بلند می شود.
The men looked pensive as the carriage approached the final leg of the trip to the big house on the hill.
وقتی کالسکه به آخرین مرحله سفر به خانه بزرگ روی تپه نزدیک می شد، مردان متفکر به نظر می رسیدند.
با نفس کشیدن از طریق دهان، کاوشگر خود را بین پاهای او دستکاری کرد.
انجی هنگام اسکی پایش شکست.
جانور دیگری که فریاد می زد روی پاهای عقب شکسته سقوط کرد.
اینجا، پاهای شلوارت را بالا بکش و بگذار ببینم زانوهایت صدمه دیده است یا نه.
مرحله دوم تور رولینگ استونز در آمریکا
یک پایه میز
افسران سپس چندین بار به پای مائو شلیک کردند و او به زمین افتاد.
Raise the leg a fraction higher and repeat this tiny movement 15 times, holding each raise for 1 second.
پا را یک کسری بالاتر ببرید و این حرکت کوچک را 15 بار تکرار کنید و هر حرکت را به مدت 1 ثانیه نگه دارید.
مرغ با پاهای زرد در اتاقش روی اسناد و کتاب هایش روزی خیلی زیاد شده بود.
روی زمین بنشینید، پاهای خود را جلوی خود دراز کنید.
پای چپ/راست شما
وقتی فوتبال بازی کردم پایم شکست.
او یک پایش شکسته است.
او در تصادف با موتورسیکلت یک پای خود را از دست داد.
مجبور شد پایش را قطع کنند.
صدپا چند پا دارد؟
خرس روی پاهای عقبش بلند شد.
یک پای چوبی
او توپ را بین پاهای مدافع دریبل کرد.
من یک کبودی بزرگ روی پایم داشتم.
یک آسیب پا
آیا تا به حال پاهای قورباغه را امتحان کرده اید؟
chicken legs
پای مرغ
پای بره کباب شده
یک پاچه شلوار/شلوار
پاهای شلوار جینش را بالا زد.
این شلوار جین بیش از حد در ساق بلند است.
پایه میز/صندلی
روی پای صندلی سُر خورد.
a three-legged stool
یک چهارپایه سه پا
a long-legged insect
یک حشره پا دراز
آخرین مرحله سفر با الاغ بود.
تیم اسپانیا در بازی سوم پیروز شد.
من واقعاً معتقدم که میتوانیم شکست 4-2 بازی رفت را جبران کنیم و این بازی را ببریم.
بدون مدرک مکتوب، ما پایی نداریم که روی آن بایستیم.
خوب بود از ماشین پیاده شدیم و پاهایمان را دراز کردیم.
او برای جلوگیری از لرزیدن پای مدافع پرید.
پشتش را به ماشین گذاشت، پاهایش را محکم کرد و هل داد.
با پاهای لرزان از جایش بلند شد.
با پای لنگش دراز نشست.
صحنه
دامان
بخش
کش آمدن
فاز
گام
بیت
قسط ایالات متحده
قسط انگلستان
نقطه اتصال
installmentUS
گذر
instalmentUK
زير مجموعه
juncture
زیر بخش
پایه
subdivision
براکت
subsection
پا
ساق جلویی
bracket
پای عقبی
توده
foreleg
پین ها
hindleg
قطب
پست
pins
میله
شفت
سهام
rod
ایستادن
shaft
چوب پا
نقطه
stilt
کل
